نمیدونم از كدوم ستاره میبینی منو

چشماتو میبندیو دوباره میبینی منو

پر بغض جمعه های ناگزیر و بی صدام

خیلی خستم باورم كن دنیا زندونه برام

توی كور راه چشمام عطر بارون بوی سیبی

واسه عاشقونه موندن تو همون حس غریبی

تو همون حس غریبی كه همیشه با منی

تو بهونه هر عاشق برای زنده موندنی

میدونم هنوز اسیرم تو حصار لحظه ها

كاش میشد با یه اشاره ی تو ازاد میشدم

با توام كه گفته بودی غصه هام تموم میشن

پس كجایی كه بیایی منو بگیری از خودم

ناجی ترانه ها منو به واژه ها ببر

این حقیرو به سخاوت شب و دعا ببخش

نمیدونم از كدوم ستاره میبینی منو

چشماتو میبندیو دوباره میبینی منو

پر بغض جمعه های ناگزیر و بی صدام

خیلی خستم باورم كن دنیا زندونه برام

توی كور راه چشمام عطر بارون بوی سیبی

واسه عاشقونه موندن تو همون حس غریبی

تو همون حس غریبی كه همیشه با منی

                           تو بهونه هر عاشق برای زنده موندنی
 

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 13 تیر 1390    | توسط: پایگاه شهید احمد طالبی    |    |
نظرات()