اسلام http://alaki007.mihanblog.com 2020-06-02T02:30:06+01:00 text/html 2011-10-21T14:00:28+01:00 alaki007.mihanblog.com پایگاه شهید احمد طالبی آپلود پاور پوینت http://alaki007.mihanblog.com/post/27 <a href="http://upload.authorstream.com/upload-presentation" target="" title="">آپلود پاور پوینت </a> text/html 2011-09-02T12:03:11+01:00 alaki007.mihanblog.com پایگاه شهید احمد طالبی دلیل حقانیت اسلام چیست؟ http://alaki007.mihanblog.com/post/25 <div id="art" style="width: 90%; text-align: justify; line-height: 5mm; clear: both; margin-top: 50px; direction: rtl;"> <h1 style="font-size: 20px; color: rgb(76, 114, 185); font-family: arial; font-weight: bold;">دلیل حقانیت اسلام چیست ؟</h1><p style="text-align: justify;">قبل از این که به دلایل حقّانیت اسلام بپردازیم لازم است دلیل نیاز انسان به دین حق و اثر دین در زندگی شخصی و اجتماعی را بررسی کنیم.<br>1. دلیل نیاز انسان به دین حقّ چیست؟<br>انسان موجودی است مرکّب از تن و روان، و عقل و در اثر این ترکیب، فطرت او در جستجوی سعادت مادّی و معنوی و رسیدن به کمال مقصود از هستی خویش است.<br>و از طرفی حیات هر فردی از افراد انسان دو بُعد دارد فردی و اجتماعی، مانند هر عضوی از اعضای بدن که گذشته از زندگانی خاصِّ به خود، تاثیر و تاثّر متقابل با بقیه اعضا دارد از این رو انسان نیازمند برنامه‌ای است که تضمین کننده سعادت مادّی و معنوی و حیات طیبه فردی و اجتماعی او باشد و چنین برنامه‌ای دین حق است که احتیاج به آن ضرورت فطرت انسان است. (قالَ رَبُّنَا الَّذِی اَعْطى کُلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى).<br>2. اثر دین در زندگی شخصی چیست؟<br>زندگی انسان متن و حاشیه و اصل و فرعی دارد، اصل و متن خود اوست، و حواشی و فروع، آن‌چه به او تعلّق دارد، مانند مال، مقام، همسر، فرزند و بستگان.<br>حبّ ذات و علایق ذات، زندگی آدمی را با دو آفت غم و اندوه، نگرانی و ترس به هم آمیخته تا غم و غصّه برای آن‌چه ندارد تا به او برسد، و ترس و نگرانی که مبادا حوادث روزگار آن‌چه را دارد از او بگیرد.<br>ایمان به خدا هر دو آفت را ریشه‌کن می‌کند، چون ایمان به خداوند عالِم قادر حکیم و رحیم، او را وادار به انجام وظایفی می‌کند که برای او مقررّ&nbsp; شده، و با انجام وظایف بندگی می‌داند خداوند به عنایت حکمت و رحمت، او را به آن‌چه خیر و سعادت اوست و اصل، و از آن‌چه مایه شرّ و شقاوت باز می‌دارد.<br>آن‌چه اعصاب آدمی را در این زندگی فرسوده می‌کند اضطراب‌ها و هیجان‌هایی است که از شادمانی ظفر به علایق مادّی و افسردگی از نرسیدن به آن‌ها حاصل می‌شود، و لنگر ایمان است که در طوفان این امواج به مومن آرامش و اطمینان می‌دهد.<br>3. اثر دین در زندگی اجتماعی چیست؟<br>انسان دارای شهوت و غضبی است که با غریزه افزون‌طلبی به هیچ حدّی محدود نیست، اگر شهوت مال بر او غلبه کند گنجینه‌های زمینی او را قانع نمی‌کند، و اگر شهوت مقام بر او چیره شود حکومت زمین او را کفایت نمی‌کند، و می‌خواهد پرچم قدرت خود را بر کرات دیگر برافرازد.<br>هوای سرکش انسان با شهوت شکم و دامن و مال و مقام و استخدام قوّه غضب برای اِقناع هوس پایان‌ناپذیر خود هیچ مرزی نمی‌شناسد، و از پایمال کردن هیچ حقّی صرف‌نظر نمی‌کند، و نتیجه حیات انسان با چنین شهوتی جز فساد، و با چنان غضبی جز خونریزی و خانمان‌سوزی نخواهد بود زیرا قدرت فکر آدمی با شکستن طلسم اسرار طبیعت و استخدام قوای آن برای رسیدن به آمال نفسانی نامحدود خود، زندگی انسان بلکه کره زمین را که مهد حیات بشر است به نابودی می‌کشاند. (ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِما کَسَبَتْ اَیْدِی النَّاسِ).<br>قدرتی که نفس سرکش را مهار و غضب انسان را تعدیل وحقوق فرد و جامعه را تضمین و تامین می‌کند. ایمان به مبدا و معاد و ثواب و عقاب است، که با اعتقاد به وجود خداوند، آدمی به هر خیری وادار و از هر شرّی برکنار خواهد بود و جامعه‌ای بر مبنای تصالح در بقا و برکنار از تنازع در بقا به وجود خواهد آمد.<br>اکنون به دلایل حقّانیت اسلام می‌پردازیم:<br>1. شواهد تاریخی و سنت‌های گذشته نشان می‌دهد که نوع بشر سیر تکاملی خود را به صورت تدریجی شروع نموده و تا به این‌جا رسیده است، انسان اوّلیه به عنوان نقطه پیدایش و نطفه آغازین جامعه انسانی از ظرفیت و فکر و درک بسیار محدودی برخوردار بوده و خداوند متعال به تناسب انسان‌های آن روز آیینی با دستورات ابتدایی ارسال نمود، و همین‌گونه که پازل فکر و عقل و خرد بشری رو به تکامل بود، انبیاء که سفیران الهی بودند آیینی رو به رشد و تکامل که پاسخگوی نیاز بشر باشد به مردم ابلاغ می‌نمودند و هر پیامبری قبل از پایان حیات خود، آمدن پیامبر بعدی را به مردم بشارت می‌داد این سنّت فرستادن انبیاء‌و آیین الهی توحید سیر تکاملی خود را طی کرد و جامعه هر روز به استعداد و ظرفیتی بالاتر و درک و اندیشه‌ای کامل‌تر می‌رسید.<br>و دستوراتی از طرف خدای متعال ابلاغ و در قالب صُحُف در اختیار انسان‌های دوران‌های گذشته قرار می‌گرفت، این سیر کمال به طور تدریجی ادامه یافت تا به انیباء اولی‌العزم رسید در این مرحله، آیین توحید با دستوراتی جامع‌تر به صورت کُتب آسمانی نازل می‌شد و به وسیله انبیایی که دارای درجاتی عالی بودند در اختیار جامعه بشری قرار می‌گرفت، این مرحله در این جامعه با عطشی بیش‌تر و با اندیشه‌ای رو به رشد مواجه گردید تا به عصر حضرت عیسیٰ(ع) رسید، که با کتاب آسمانی انجیل ماموریت رسالت و ادامه ابلاغ آیین توحیدی را با دستورات و احکامی کامل‌تر آغاز کرد و تا مدّتی سکّان‌دار هدایت جامعه بشری بود وقتی به لحظات غروب آفتاب عمر خویش رسید جامعه را کاملا برای آمدن پیامبر پس از خود که آخرین سفیر الهی بود آماده ساخت و بشارت او را به مردم ابلاغ کرد.(وَمُبَشِّراً بِرَسُولٍ یَاْتِی مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ اَحْمَدُ).<br>راهبان و کشیشان مسیحیت همه در انتظار آخرین پیامبر الهی نشستند و با صراحت گفتند که بعد از پیامبر اسلام پیامبری نخواهد آمد. در این هنگام بود که آفتاب حیات‌بخش اسلام طلوع کرد و پیامبر اکرم(ص) کامل‌ترین و جامع‌ترین دستورات اسلام را به جامعه عرضه نمود، مکتب اسلام احکام نورانی خود را در قالب کتاب آسمانی قرآن در اختیار بشریت قرار داد.<br>نکته‌ای که هرگز نباید از آن غفلت نمود این است که با آمدن اسلام مکتب‌های پیش از آن منسوخ شدند و تاریخ مصرف آن‌ها به پایان رسید. چنان که قرآن کریم به صراحت می‌فرماید: «وَمَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الاِْسْلامِ دِیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ؛ کسی که دینی جز اسلام را بپذیرد از او قبول نمی‌شود.» <br>و شاهد این مطلب امروز به وضوح پیداست که گاه یک پزشک برای درمان یک بیمار مدّت درمانش را با داروهایی با میزان و دُز دارویی پایین شروع می‌کند و به تدریج به کیفیت آن می‌افزاید تا دوران درمان به پایان رسد و بیماری قلع و قمع گردد ناگفته پیداست با تجویز هر نسخه‌ای جدید، نسخه قبل از آن اعتبار خود را از دست می‌دهد.<br>بنابراین عقل حکم می‌کند همچنان که عقل و خرد و اندیشه بشر رو به تکامل است باید آیین توحیدی حق نیز متناسب با آن تکامل پیش برود، و الآن اسلام به عنوان جامع‌ترین و کامل‌ترین مکتب آسمانی مطرح است زیرا دستورات و احکام حیاتبخش تمام نیاز‌های فردی و اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی جامعه را پاسخ‌گو می‌باشدو از کوچک‌ترین زاویه از زوایا و شئون زندگی فردی و اجتماعی غفلت ننموده است. چگونه می‌توان تحریف‌های گوناگون دین مسیحیت را نادیده انگاشت،‌ چگونه می‌توان تغییرات شکلی و ماهوی کتاب انجیل را انکار نمود که به دست طغیان‌گر بشر و عدّه‌ای سودجو و فرصت‌طلب مورد دستبرد قرار گرفت، و این در حالی است که قرآن کریم بعد از هزار و چهارصد سال حقانیت خود را حفظ کرد و کوچک‌ترین تحریف و تغییر را به دامان خود راه نداد زیرا اراده حق بر حفظ قرآن کریم تعلّق گرفته بود، در حقانیت اسلام همین بس که بعد از رحلت پیامبر اکرم(ص) که آخرین پیامبر الهی است جانشینان او که امامان معصوم(ع) یکی پس از دیگری ماموریت امامت یافتند و از کیان و به حفظ صیانت از اسلام و تبیین احکام نورانی آن پرداختند، و امروز پرچم هدایت و امامت به دوش آخرین امام حق یعنی حضرت حجه ابن الحسن(عج) می‌باشد.<br>در حقّانیت اسلام همین بس که هر روز در سراسرعالم، از اندیشمندان و نام‌آوران علم و دانش وارد خیمه اسلام می‌شوند و آن را کامل‌ترین و جامع‌ترین و پویاترین مکتب آسمانی می‌دانند زیرا احکام اسلام را منطبق با فطرت، عقلانیت یافته‌اند.<br>این تنها شمّه‌ و اجمالی است از یک واقعیت بیکران که در یک نوشتار نمی‌گنجد بلکه باید در این‌باره به کتاب‌های مربوطه مراجعه کرد. به کتاب‌هایی که اسلام شناسان نوشته‌اند و برای این منظور می‌توانید به اسلام شناسان حوزه مانند حضرت آیت الله سبحانی مراجعه فرمایید.</p> <p style="text-align: justify;">&nbsp;</p> </div> <div style="margin: 20px;" align="left"> <br><br> <a href="http://www.erfan.ir/article/index.php?cat=76">بازگشت</a> </div> <table dir="rtl" width="90%" align="center"><tbody><tr> <th width="50%" align="right">نظرات کاربران</th> </tr> <tr> </tr></tbody></table> text/html 2011-09-02T12:02:00+01:00 alaki007.mihanblog.com پایگاه شهید احمد طالبی اسلام چیست؟ http://alaki007.mihanblog.com/post/24 <div class="center-hed"><div class="pading1"> <h2><a href="http://bayan.parsiblog.com/Posts/10/%d8%a7%d8%b4%d8%a7%d8%b1%d9%87+%d8%a8%d9%87+%d9%88%d8%a7%da%98%d9%87+%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85+%d8%af%d8%b1+%d9%85%d8%aa%d9%86+%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86%3a/" id="Note_-63237">اشاره به واژه اسلام در متن قرآن:</a></h2></div></div> <div class="center-cen"> <div class="pading2" dir="rtl"><p dir="rtl" align="center"><span style="font-weight: normal; font-size: 12pt;"><strong>اشاره به واژه اسلام در متن قرآن:</strong></span></p><span style="font-weight: normal; font-size: 12pt;"><strong> <br></strong><p dir="rtl" align="right"><strong><br></strong>در سوره آل عمران آیه 91 آمده است که: انَ الدین عندالله الاسلام( دین در نزد خداوند اسلام است)در آیه 79 همان سوره نیز آمده است که: <br><font color="#ff0080">«قل آمنا بالله و ما انزل علینا و ما انزل علی ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و الاسباط و ما اوتی موسی و عیسی و النبیون من ربهم، لا نفرق بین احدٍ منهم و نحن له مسلمون»<br></font>بگو ایمان آوردیم به خدا و آنچه نازل شده برما و آنچه نازل شده بر ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب. و آنچه داده شد موسی را و عیسی را و رسولان را از پروردگارشان، جدا نمی‌کنیم ایشان را از یکدیگر، و ما او را(خداوندرا) مسلم هستیم.<br>در آیه 80 همان سوره باز هم می‌خوانیم که <br><font color="#ff0080">ومن یبتغ غیر الاسلام دینا، فلن یقبل منه و هو فی الآخره من الخاسرین<br></font>(هرکس غیر از اسلام دین دیگری را دنبال کند، هرگز از او پذیرفته نخواهد شد، و درآخرت از زیانکاران است)<br>بنا برآنچه در آیات فوق می‌بینیم، منظور از لفظ «اسلام» در قرآن گروه خاصی که خود را صرفا پیرو محمد رسول و آداب و مناسک خاصی بدانند نیستند، بلکه همه‌ی ملت‌های دیگر، اعم از کلیمی، مسیحی، زردشتی و هر آیین دیگری که هدف آنان صلح و سلامت برای همه‌ی جامعه‌ی بشری باشد مسلم هستند. و هر گروهی که جز این بیاندیشد و عمل کند اگرچه نام اسلام یا هر دین دیگری را هم بر خود نهاده باشند، مسلم نیست و از او پذیرفته نخواهد شد. این نکته نیز بدیهی می نماید که سالم سازی خویش و جامعه امری نسبی است و همچنین متناسب با شرایط زمان و مکان متغییر و سیال می باشد. </p> <br><p dir="rtl" align="right"><span dir="ltr"><strong>&nbsp;</strong></span></p><br> </span></div> </div> <div class="center-fot"> <div class="pading2"> <div class="center-fot1">ارسال شده در <span class="postdate">1/3/85:: 12:43 صبح</span> توسط دانشجو </div> <div class="center-fot2"> <span dir="rtl"> <a href="http://bayan.parsiblog.com/Comments/10/" style="cursor: pointer;"><b>[6<b> نظر</b>]</b></a></span> </div></div> </div> <div class="center-hed"><div class="pading1"> <h2><a href="http://bayan.parsiblog.com/Posts/9/%d8%a7%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85+%da%86%d9%8a%d8%b3%d8%aa%d8%9f/" id="Note_-63236">اسلام چیست؟</a></h2></div></div> <p dir="rtl" style="background: none repeat scroll 0% 0% white;"><strong><span style="font-size: 13.5pt; text-transform: uppercase; color: black;">اسلام</span></strong></p> <br><p dir="rtl"><span style="font-weight: normal; font-size: 12pt;"><font color="#ff0000"><strong>معنای پایه: </strong><font color="#000000">اسلام</font></font> از ریشه سلم (</span><span dir="ltr" style="font-weight: normal; font-size: 12pt;">selm</span><span style="font-weight: normal; font-size: 12pt;">) گرفته شده است. سلم یعنی برکنار بودن از هر مرض مادی و معنوی، جسمی و روحی، ظاهری و باطنی. <br><strong><font color="#ff0080">اسلام</font>:</strong> لفظ سلم در باب افعال به «اسلام» تغییر شکل می‌دهد. باب افعال معمولا برای تعدیه(متعدی کردن) الفاظ است. بنا براین واژه اسلام را می‌توان این گونه معنا کرد: برکنار نگه داشتن خود و دیگران از هر مرض ظاهری و باطنی یا عیب‌های مادی و معنوی.<br><font color="#0000a0"><strong>سلام:</strong></font> آنکه از هر عیب و نقص ظاهری و باطنی پاک و منزه است. این لفظ به عنوان یکی از نام‌های خداوند نیز مطرح است. در دیدار آدم ها با هم گفتن سلام در واقع نوعی آرزوی سلامت برای طرف مقابل است.<br><strong><font color="#ff0080">مسلم</font></strong>: کسی که در روابطش بادیگران، سعی می‌کند تا خود را و دیگران را از نارسایی‌های مادی و معنوی برکنار نگه دارد.<br><strong><font color="#004000">تسلیم:</font></strong> کسی که در ارتباط بادیگران بی‌خطر می‌شود و گزند و آسیبی به دیگری نمی‌رساند.</span></p> text/html 2011-09-02T11:55:18+01:00 alaki007.mihanblog.com پایگاه شهید احمد طالبی دلایل کمال دین اسلام http://alaki007.mihanblog.com/post/22 <h2 class="title"><a href="http://www.porsemanequran.com/node/17362">سلام كامل ترین دین، خاتمیت و دلایل آن</a></h2> <span class="submitted"></span> <span class="taxonomy"></span> <div class="content"><span class="print-link"><span class="print_html"><a href="http://www.porsemanequran.com/print/17362" title="Display a printer-friendly version of this page." class="print-page" rel="nofollow"><img src="http://www.porsemanequran.com/sites/all/modules/print/icons/print_icon.gif" alt="نمایش نسخه چاپی" title="نمایش نسخه چاپی" class="print-icon print-icon-margin" width="17" height="16">نمایش نسخه چاپی</a></span></span><p>پرسش1: چرا اسلام كاملترین و بهترین دین خداوند است ؟پاسخ : الف ) كامل بودن :دین كامل و تمام ، یعنى مجموعه اى از قوانین الهى براى بشر تا روز قیامت كه : 1 . انسان&nbsp; را به&nbsp; هدف نهایى برساند ; 2 . به خارج از خودش (سایر مكاتب ) احتیاج نداشته&nbsp; باشد .ادیان&nbsp; الهى ، بنا به&nbsp; نیاز امت ها و تناسب محیط زندگانى با هم مختلف بوده ، هر دینى تكمیل شده دین قبلى است و چون اسلام ، آخرین دین الهى است ، تمام نیازمندى&nbsp;هاى بشر را براى هدایت و سعادت دارد .بشر در دوران&nbsp; زندگى خود یك رشته&nbsp; نیازمندى&nbsp;هاى اصیل و ثابتى دارد و نیز در میان&nbsp; شئون&nbsp; زندگى بشر ، مانند قوانین طبیعت ، واقعیت هایى هست كه&nbsp; گذشتِ زمان&nbsp; از اصالت آن ها نمى&nbsp;كاهد ; زیرا واقعیت ، همیشه&nbsp; واقعیت است . اساس دین اسلام بر این حقایق نهاده شده و قوانین آن&nbsp; بر پایه&nbsp; احتیاجات تكوینى و فطرى انسانى مستقر گردیده است . بعضى از این قوانین ثابت است و برخى دیگر نیز متغیر و بنابه&nbsp; مصلحت روز از احكام كلى دین استنباط مى&nbsp;شود ، در نتیجه&nbsp; ، چون تمامى نیازمندى&nbsp;هاى بشر براى هدایت و سعادت ، در دین اسلام وجود دارد ، مى&nbsp;توان&nbsp; گفت كه&nbsp; دینِ اسلام دین كاملى است .آیه شریفه «الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِى ; (مائدة ، 3) امروز دین شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم .» ، به&nbsp; این معناست كه&nbsp; پیامبر(صلى الله علیه وآله) با استفاده از نیروى وحى ، آخرین مرحله كمال را با تمام شرایط و خصوصیات در اختیار بشرِ حق جو قرار داده و موانع كار را نیز از سر راه آن ها برداشته&nbsp; ، به&nbsp; طورى كه&nbsp; دیگر هیچ نقصى تا قیامت براى راهنمایى انسان&nbsp; باقى نمانده است : «وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلاً لاَّ مُبَدِّلَ لِكَلِمَـتِهِ ; (انعام ، 115) و كلام پروردگار تو ، با صدق و عدل به&nbsp; حد تمام رسید ; هیچ كس نمى&nbsp;تواند كلمات او را دگرگون&nbsp; سازد .»•ب ) همگانى بودن&nbsp; دین اسلام :برخى از دلایل همگانى بودن&nbsp; دین اسلام عبارتند از:1 . دین اسلام بر اساس فطرت انسان ها پایه گذارى شده و چون&nbsp; فطرت در همه&nbsp; انسان ها مشترك است ، پس اسلام همگانى است ; چنان كه&nbsp; قرآن&nbsp; كریم مى&nbsp;فرماید: «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِى فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لاَ&nbsp;تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ.. . ; (روم ، 30) پس روى خود را متوجه آیین پروردگار كن ! این فطرتى است كه خداوند انسان ها را بر آن&nbsp; آفریده ; دگرگونى در آفرینش الهى نیست .» نتیجه&nbsp; ، این كه&nbsp; دین همگانى است .2 . دین كه&nbsp; همان&nbsp; مجموعه آیات الهى در قرآن&nbsp; است ، به&nbsp; «نور» (مائده ، 15) ، «كتاب مبین » (حجر ، 1) و «برهان » (نساء ، 174) تعبیر شده است . این نور براى همه&nbsp; افراد بشر لازم و مفید است ; پس دین اسلام همگانى است ; چنان كه&nbsp; خداوند مى&nbsp;فرماید «وَ&nbsp;مَا هِىَ إِلاَّ ذِكْرَى لِلْبَشَرِ» (مدثر ، 31) ; «وَ&nbsp;مَا هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ لِّلْعَــلَمِینَ ; (قلم ، 52) و اختصاصى به&nbsp; عصرى خاص و یا نژادى ویژه ندارد» ; «وَ&nbsp;مَآ أَرْسَلْنَـكَ إِلاَّ كَآفَّةً لِّلنَّاسِ» . (سبأ ، 28)3 . قلمرو انذار پیامبر نیز همه&nbsp; افراد بشرند: «تَبَارَكَ الَّذِى نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِیَكُونَ لِلْعَــلَمِینَ نَذِیرًا ; (فرقان ، 1) زوال&nbsp;ناپذیر و پر بركت است كسى كه&nbsp; قرآن&nbsp; را بر بنده اش نازل كرد تا بیم&nbsp;دهنده جهانیان&nbsp; باشد» ; «نذیراً للبشر ; نذیر براى بشر است .» (مدثر ، 36)4 . دعوت و ترغیب دین از همه&nbsp; انسان ها به&nbsp; تدبّر و تفكر ، شاهد دیگرى بر جهانى بودن&nbsp; آن&nbsp; است : «أَفَلاَ&nbsp;یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْءَانَ ; (محمّد ، 24) چرا در قرآن&nbsp; تدبّر نمى&nbsp;كنید» .5 . تَحدّى قرآن&nbsp; تا قیامت و اعتراف جهانیان&nbsp; به&nbsp; عجز از آفریدن&nbsp; اثرى همانند آن&nbsp; ، دلیل دیگر بر جهانى بودن&nbsp; دین است .6 . اهداف دین (تزكیه&nbsp; ، تعلیم ، حكمت و تربیت ) براى هدایتِ همگان&nbsp; است ; هر چند افراد لایق از آن&nbsp; سود مى&nbsp;برند: «الـم * ذَ&nbsp;لِكَ الْـكِتَـبُ لاَ رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِینَ ; (بقره ، 1 ـ 2) (بزرگ است خداوندى كه این كتاب عظیم را از حروف ساده الفبا به وجود آورد) آن&nbsp; كتاب با عظمتى است كه&nbsp; شك در آن&nbsp; راه ندارد و مایه هدایت پرهیزكاران&nbsp; است .»و.. . .•1 . ر .ك : المیزان&nbsp; ، ترجمه&nbsp; حجتى كرمانى ، ج 5 ، ص 278 ـ 283 ، نشر فرهنگى رجاء .2 . ر .ك : تسنیم ، آیة الله جوادى آملى ، ج 1 ، ص 31 ـ 41 ، مركز نشر اِسراء .پرسش2: آیا درباره برترى پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله وسلم) غیر از مسأله خاتمیت، دلیل دیگرى از قرآن داریم؟پاسخ: بى تردید پیامبران الهى در یك سطح نیستند و برخى بر دیگرى برترى دارند. «تِلكَ الرُّسُلُ فَضَّلنا بَعضَهُم عَلى بَعض; (بقره،253) برخى از پیامبران را بر برخى دیگر برترى بخشیدیم...»; «...وَ&nbsp;لَقَدْ فَضَّلْنَا بَعْضَ النَّبِیِّینَ عَلَى بَعْض...;(اسراء،55)...و در حقیقت، بعضى از پیامبران را بر بعضى برترى بخشیدیم...» و از پیامبران، پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله وسلم) از همه برتر است. در حدیثى پیامبر گرامى(صلى الله علیه وآله وسلم)مى&nbsp;فرماید: خداوند 124 هزار پیامبر آفرید كه من از همه آنان گرامى&nbsp;تر هستم در عین حال فخر و مباهاتى نمى&nbsp;كنم.•دلایل فراوانى بر این برترى هست كه به برخى اشاره مى&nbsp;شود:1. خاتمیت; پیامبر اسلام خاتم پیامبران است. «مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَآ أَحَد مِّن رِّجَالِكُمْ وَ&nbsp;لَـكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَ&nbsp;خَاتَمَ النَّبِیِّینَ...;(احزاب،40) محمد پدر هیچ یك از مردان شما نیست. ولى فرستاده خدا و خاتم پیامبران است...»2. شاهد بر همه پیامبران; هر پیامبرى در قیامت گواه امت خویش است، ولى پیامبر اسلام گواه بر همه پیامبران خواهد بود. «فَكَیْفَ إِذَا جِئْنَا مِن كُلِّ أُمَّةِم بِشَهِید وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَـؤُلاَءِ شَهِیدًا&nbsp;;(نساء،41) پس چگونه است ]حال&nbsp;شان[ آن گاه كه از امّتى گواهى آوریم، و تو را بر آنان گواه آوریم؟»3. رحمت بر جهانیان; پیامبر اسلام رحمت براى همه جهانیان است. «وَ&nbsp;مَآ أَرْسَلْنَـكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِّلْعَــلَمِینَ&nbsp;;(انبیاء،107) و تو را جز رحمتى براى جهانیان نفرستادیم.»4. بالا بودن درجات; برخى از مفسران گفته&nbsp;اند در آیه «تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْض مِّنْهُم مَّن كَلَّمَ اللَّهُ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَـت...;(بقره،253) مراد از «رَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَـت; درجات بعضى از آنان را بالا برد» پیامبر اكرم است.•1. بحارالانوار، علامه مجلسى، ج 11، ص 30.2. ر.ك: المیزان، علامه طباطبایى، ج 2، ص 309، دفتر انتشارات اسلامى، قم .پرسش 3 : چند دلیل براى خاتمیت پیامبراسلام(صلى الله علیه وآله) بیان كنید .پاسخ : براى خاتمیت نبوت دلایل عقلى و نقلى وجود دارد . محور دلایل عقلى بر این است كه چرا نبوت ، با پیامبراكرم(صلى الله علیه وآله)خاتمه یافت ؟ در پاسخ پرسش 2 به آن اشاره خواهیم كرد .دلایل نقلى :آیات :1 . «مَّا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَآ أَحَد مِّن رِّجَالِكُمْ وَ&nbsp;لَـكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَ&nbsp;خَاتَمَ النَّبِیِّینَ وَ&nbsp;كَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَىْء عَلِیمًا ; (احزاب ، 40) محمّد ، پدر هیچ یك از مردان شما نبود ، ولى رسول خدا و خاتم و آخرین پیامبران است و خداوند بر هر چیز آگاه است .»این آیه شریفه به خاتمیت نبوت تصریح دارد .2 . «وَأُوحِىَ إِلَىَّ هَـذَا الْقُرْءَانُ لاُِنذِرَكُم بِهِ وَمَن بَلَغَ ; (انعام ، 19) این قرآن بر من وحى شده تا شما و تمام كسانى را كه این قرآن به آن ها مى&nbsp;رسد ، انذار كنم .» از آمدن ضمیر «كم » كه براى مخاطبان و جمله «و من بلغ » كه شامل غایبان است (یعنى تا قیامت ) فهمیده مى&nbsp;شود كه قرآن ، عمومى ، ابدى و جهانى است و دیگر وحى نازل نخواهد شد . لازمه انقطاع وحى ، (به این شكل ) ختم نبوت است . آیات دیگرى نیز در این زمینه وجود دارد .•روایات :1 . امام صادق(علیه السلام) مى&nbsp;فرماید : «خداوند متعال ، محمد(صلى الله علیه وآله) را مبعوث گردانید ; پس به او سلسله پیامبران را ختم نمود و بعد از او پیامبرى نیست ; و بر آن جناب كتابى نازل فرمود ; پس به آن كتاب ، كتب را ختم فرمود ; پس كتابى بعد از كتاب آن حضرت نیست .»•2 . پیامبراسلام(صلى الله علیه وآله) در حدیث معروف و متواتر منزلت ، خطاب به حضرت على(علیه السلام) مى&nbsp;فرماید :«آیا راضى نیستى كه نسبت به من ، همانند هارون نسبت به موسى باشى ، جز این كه پیامبرى بعد از من نخواهد بود ؟»•3 . حضرت على(علیه السلام) مى&nbsp;فرماید : «خداوند ، پیامبر را پس از دوران فترت ، بعد از پیامبران گذشته فرستاد ، .. . و به وسیله او سلسله نبوت را تكمیل كرده ، وحى را با او ختم نمود .»•این احادیث و روایات فراوان دیگرى با پیامى روشن به خاتمیت نبوتِ پیامبراسلام(صلى الله علیه وآله) تصریح كرده است .1 . المیزان ، علامه طباطبایى(رحمه الله) ، ترجمه موسوى همدانى ، ج 7 ، ص 58 ـ 59 ،2 . وسایل الشیعه ، شیخ حر عاملى ، ج 18 ، ص 147 ، ح 62 ، مكتبة الاسلامیة .3. بحارالانوار ، علامه مجلسى(رحمه الله) ، ج 21 ، ص 208 .4 . نهج البلاغه ، سید رضى(رحمه الله) ، شرح شیخ محمّد عبده ، ص 307 ، دارالبلاغه ،پرسش 5 : آیا دلیلى در قرآن وجود دارد كه ثابت كند ، ادعاى قرآن در خاتمیت صحیح است ; یعنى این ادعاى قرآن از خود قرآن دلیلى هم دارد ؟ با همه رشد افكار بشرى آیا باز هم قرآن جوابگو مى&nbsp;باشد ؟پاسخ : دلایل نقلى بر خاتمیت در قرآن و روایات بسیار است . یك دسته آیات دلالت مى&nbsp;كند كه هدف همه ادیان واحد بوده كه با گذشت زمان كامل شده است : «وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلاً لاَّ مُبَدِّلَ لِكَلِمَـتِهِ... ; (انعام ، 115) و سخن پروردگارت به راستى و داد ، سرانجام گرفته است و هیچ تغییردهنده&nbsp;اى براى كلمات او نیست .. .» .دسته دیگر آیات ، مربوط به خاتمیت نبوت و وحى است : «.. .وَ لَـكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَ خَاتَمَ النَّبِیِّینَ... ; (احزاب ، 40) .. . ولى فرستاده خدا و خاتم پیامبران است .. .» .اگر فلسفه تجدید نبوت&nbsp;هاى «تبلیغى » و «تشریعى » سابق مشخص گردد ، مسئله خاتمیت ، روشن و شفاف مى&nbsp;شود .برخى از علل تجدید نبوت ها عبارتند از :1 . عدم رشد و بلوغ فكرى مردم و قادر نبودن آن ها به حفظ كتاب آسمانى ; به همین خاطر این كتب در معرض تحریف قرار گرفت ; ولى در زمان نزول قرآن كه مقارن با پشت سرگذاشتن دوران كودكى بشر است ، این مشكل از بین رفت و از آن جا كه قرآن بر خلاف سایر كتب آسمانى ، خود معجزه است و حفظ آن از سوى خداوند ضمانت شده است ، از تحریف مصون است .2 . در دوره&nbsp;هاى پیش ، بشر به واسطه عدم بلوغ فكرى قادر نبود یك نقشه كلى براى مسیر خود دریافت كند ; به همین جهت لازم بود منزل به منزل كسانى او را راهنمایى كنند ; ولى این قدرت و بلوغ در دوره نزول قرآن حاصل گردید و باعث منتفى شدن یكى دیگر از علل تجدید نبوت شد .3 . غالب پیامبران ، تبلیغى بودند ، بعد از ختم نبوت ، مأموریت تبلیغ به عهده امام معصوم و علماى صالح گذاشته شد و لزومى براى تجدید نبوت نبود .4 . بشر با دریافت كلیات وحى كه قرآن به او داده است ، از نظر رشد فكرى به جایى رسیده كه مى&nbsp;تواند در پرتو اجتهاد ، كلیات وحى را تفسیر و توجیه نماید و در شرایط مختلفِ مكانى و متغیّر زمانى هر موردى را به اصل مربوط ارجاع دهد . و.. . .پس معناى ختم نبوت ، این است كه نیازِ به وحىِ جدید و تجدید نبوت رفع شده است ; ولى نیاز به دین و تعلیمات الهى همیشگى است ; كه این مهم را دانشمندان دینى از طریق اجتهاد و استنباط انجام مى&nbsp;دهند و نیز با كمى دقت روشن خواهد شد كه قرآن به عنوان مجموعه دین ، جواب گوى همه نیازهاى بشر ـ با همه رشد و بلوغى كه دارد ـ خواهد بود ; چون اولا : مصادر تشریع ، غنى ، وسیع و از نوعى انعطاف بهره مند است : «وَ مَا جَعَلَ عَلَیْكُمْ فِى الدِّینِ مِنْ حَرَج ; (حج ، 78) .. . و در دین بر شما سختى قرار نداده است .. .» . ثانیاً : اسلام به واقعیات توجه دارد ; نه به صورت و شكل . اسلام ، به وسایل خاص یك عصر نظر ندارد ; بلكه روش و بیان كلیات متناسب با واقعیات را مطرح مى&nbsp;كند : مثلا در افزایش دادن قدرت نظامى مسلمانان مى&nbsp;فرماید : «وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّة... ; (انفال ، 60) و هرچه در توان دارید بسیج كنید.. .» كه این اصل كلى ، همه اعصار را پوشش مى&nbsp;دهد .در دیگر موارد نیز چنین است . بنابراین ، اسلام شریعتى كامل ، جامع و جاویدان است . براى رویدادها و مسائل متناسب هر زمان ، قوانین و اصول كلى دارد و راه به كارگیرى آن ها را اجتهاد مى&nbsp;داند . راه اجتهاد همیشگى است و پاسخ گوى نیازمندى&nbsp;هاى بشر ، متناسب با رشد افكار او در همه زمان هاست .•_ ر .ك : وحى و نبوت ، استاد شهید مطهرى(رحمه الله) ، ج 3 ، ص 40 ـ 44 ، انتشارات</p> </div> text/html 2011-09-02T11:50:50+01:00 alaki007.mihanblog.com پایگاه شهید احمد طالبی چرا اسلام بهترین دین خداست؟ http://alaki007.mihanblog.com/post/20 <div class="GeneralDivRight"> <ul class="UlProperties"><li class="LiPropertiesCount1"> تعداد بازدید :</li><li class="LiPropertiesCount2"> 8002 </li><li id="EDate" class="LiPropertiesDate1"> دوشنبه 4/3/1388 </li><li class="LiPropertiesDate2"> تاریخ :</li></ul> </div> <h1>&nbsp; چرا&nbsp;اسلام&nbsp;بهترین دین خداست؟</h1><p align="center"><img alt="اسلام" src="http://img.tebyan.net/big/1388/03/424678015611259108454102236159189188225.jpg"></p><p align="center">&nbsp;</p><p>دین اسلام به دلایل زیر برترین دین الهی است:</p><p><strong>الف ) کامل بودن دین اسلام</strong></p><p>دین كامل و تمام، یعنى مجموعه اى از قوانین الهى براى بشر تا روز قیامت كه:1) انسان&nbsp;را به هدف نهایى برساند.2) به خارج از خودش (سایر مكاتب ) احتیاج نداشته&nbsp; باشد.</p><p>ادیان الهى، بنا به&nbsp;نیاز امت ها و تناسب محیط زندگانى با هم مختلف بوده، هر دینى تكمیل شده دین قبلى است و چون اسلام ، آخرین دین الهى است، تمام نیازمندى هاى بشر را براى هدایت و سعادت دارد.</p><p>بشر در دوران&nbsp;زندگى خود یك رشته نیازمندى هاى اصیل و ثابتى دارد و نیز در میان شئون زندگى بشر، مانند قوانین طبیعت، واقعیت هایى هست كه گذشتِ زمان از اصالت آن ها نمى كاهد; زیرا واقعیت، همیشه واقعیت است.</p><p>اساس دین اسلام بر این حقایق نهاده شده و قوانین آن بر پایه&nbsp;احتیاجات تكوینى و فطرى انسانى مستقر گردیده است. بعضى از این قوانین ثابت است و برخى دیگر نیز متغیر و بنابه&nbsp;مصلحت روز از احكام كلى دین استنباط مى شود، در نتیجه، چون تمامى نیازمندى هاى بشر براى هدایت و سعادت، در دین اسلام وجود دارد، مى توان&nbsp;گفت كه&nbsp;دینِ اسلام دین كاملى است.</p><p>آیه شریفه «<span>الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِینَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتِى</span>; (مائدة ، 3) امروز دین شما را كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم .»به این معناست كه&nbsp;پیامبر(صلى الله علیه وآله) با استفاده از نیروى وحى ،آخرین مرحله كمال را با تمام شرایط و خصوصیات در اختیار بشرِ حق جو قرار داده و موانع كار را نیز از سر راه آن ها برداشته&nbsp;، به&nbsp; طورى كه&nbsp; دیگر هیچ نقصى تا قیامت براى راهنمایى انسان&nbsp;باقى نمانده است: «<span>وَتَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ صِدْقًا وَعَدْلاً لاَّ مُبَدِّلَ لِكَلِمَـتِهِ </span>; (انعام ، 115) و كلام پروردگار تو، با صدق و عدل به&nbsp;حد تمام رسید; هیچ كس نمى تواند كلمات او را دگرگون&nbsp; سازد.»</p><p>&nbsp;</p><p><strong>ب ) همگانى بودن&nbsp;دین اسلام :</strong></p><p>برخى از دلایل همگانى بودن دین اسلام عبارتند از:</p><p>1 . دین اسلام بر اساس فطرت انسان ها پایه گذارى شده و چون&nbsp; فطرت در همه&nbsp; انسان ها مشترك است ، پس اسلام همگانى است ; چنان كه قرآن&nbsp;كریم مى فرماید:<span>«فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِى فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لاَ تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ.. .;</span> (روم ، 30) پس روى خود را متوجه آیین پروردگار كن!این فطرتى است كه خداوند انسان ها را بر آن&nbsp;آفریده ; دگرگونى در آفرینش الهى نیست .» نتیجه&nbsp;، این كه دین همگانى است .</p><p>2 . دین كه&nbsp;همان&nbsp;مجموعه آیات الهى در قرآن است، به&nbsp;«نور» (مائده ، 15)، «كتاب مبین » (حجر ، 1) و «برهان » (نساء ، 174) تعبیر شده است . </p><p>این نور براى همه&nbsp;افراد بشر لازم و مفید است ; پس دین اسلام همگانى است ; چنان كه&nbsp;خداوند مى فرماید <span>«وَ مَا هِىَ إِلاَّ ذِكْرَى لِلْبَشَرِ» (مدثر ، 31) ; «وَ مَا هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ لِّلْعَــلَمِینَ</span> ; (قلم ، 52) و اختصاصى به&nbsp;عصرى خاص و یا نژادى ویژه ندارد»; «<span>وَ مَآ أَرْسَلْنَـكَ إِلاَّ كَآفَّةً لِّلنَّاسِ</span>». (سبأ ، 28)</p><p>3 .قلمرو انذار پیامبر نیز همه&nbsp;افراد بشرند: «<span>تَبَارَكَ الَّذِى نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَى عَبْدِهِ لِیَكُونَ لِلْعَــلَمِینَ نَذِیرًا </span>; (فرقان، 1) زوال ناپذیر و پر بركت است كسى كه قرآن&nbsp;را بر بنده اش نازل كرد تا بیم دهنده جهانیان&nbsp;باشد»; «نذیراً للبشر; نذیر براى بشر است .» (مدثر ، 36)</p><p>4 .دعوت و ترغیب دین از همه&nbsp;انسان ها به&nbsp;تدبّر و تفكر، شاهد دیگرى بر جهانى بودن آن&nbsp;است : <span>«أَفَلاَ یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْءَانَ </span>; (محمّد ، 24) چرا در قرآن&nbsp;تدبّر نمى كنید» .</p><p>5. تَحدّى قرآن&nbsp;تا قیامت و اعتراف جهانیان&nbsp;به&nbsp;عجز از آفریدن اثرى همانند آن، دلیل دیگر بر جهانى بودن&nbsp;دین است .</p><p>6 . اهداف دین (تزكیه ، تعلیم ، حكمت و تربیت ) براى هدایتِ همگان است; هر چند افراد لایق از آن سود مى برند: «<span>الـم * ذَ لِكَ الْـكِتَـبُ لاَ رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِینَ</span> ; (بقره ، 1 ـ 2) (بزرگ است خداوندى كه این كتاب عظیم را از حروف ساده الفبا به وجود آورد) آن&nbsp;كتاب با عظمتى است كه شك در آن&nbsp;راه ندارد و مایه هدایت پرهیزكاران&nbsp; است .»3</p><p><strong>پی نوشت ها:</strong></p><p>1 . ر .ك: المیزان&nbsp;، ترجمه&nbsp;حجتى كرمانى ، ج 5 ، ص 278 ـ 283 ، نشر فرهنگى رجاء .</p><p>2 . ر .ك: تسنیم ، آیة الله جوادى آملى ، ج 1 ، ص 31 ـ 41 ، مركز نشر اِسراء .&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</p><p>3. به نقل از پرسمان قرآن</p> text/html 2011-07-04T13:55:24+01:00 alaki007.mihanblog.com پایگاه شهید احمد طالبی حدیث http://alaki007.mihanblog.com/post/14 <p dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: center;" align="right"><span lang="AR-SA"><font face="Times New Roman" size="3">نمیدونم از كدوم ستاره میبینی منو</font></span></p> <p dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: center;" align="right"><span lang="AR-SA"><font size="3"><font face="Times New Roman">چشماتو میبندیو دوباره میبینی منو</font></font></span></p> <p dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: center;" align="right"><span lang="AR-SA"><font size="3"><font face="Times New Roman">پر بغض جمعه های ناگزیر و بی صدام</font></font></span></p> <p dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: center;" align="right"><span lang="AR-SA"><font size="3"><font face="Times New Roman">خیلی خستم باورم كن دنیا زندونه برام</font></font></span></p> <p dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: center;" align="right"><span lang="AR-SA"><font size="3"><font face="Times New Roman">توی كور راه چشمام عطر بارون بوی سیبی</font></font></span></p> <p dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: center;" align="right"><span lang="AR-SA"><font size="3"><font face="Times New Roman">واسه عاشقونه موندن تو همون حس غریبی</font></font></span></p> <p dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: center;" align="right"><span lang="AR-SA"><font size="3"><font face="Times New Roman">تو همون حس غریبی كه همیشه با منی</font></font></span></p> <p dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: center;" align="right"><span lang="AR-SA"><font size="3"><font face="Times New Roman">تو بهونه هر عاشق برای زنده موندنی</font></font></span></p> <p dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: center;" align="right"><span lang="AR-SA"><font size="3"><font face="Times New Roman">میدونم هنوز اسیرم تو حصار لحظه ها</font></font></span></p> <p dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: center;" align="right"><span lang="AR-SA"><font size="3"><font face="Times New Roman">كاش میشد با یه اشاره ی تو ازاد میشدم</font></font></span></p> <p dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: center;" align="right"><span lang="AR-SA"><font size="3"><font face="Times New Roman">با توام كه گفته بودی غصه هام تموم میشن</font></font></span></p> <p dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: center;" align="right"><span lang="AR-SA"><font size="3"><font face="Times New Roman">پس كجایی كه بیایی منو بگیری از خودم</font></font></span></p> <p dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: center;" align="right"><span lang="AR-SA"><font size="3"><font face="Times New Roman">ناجی ترانه ها منو به واژه ها ببر</font></font></span></p> <p dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: center;" align="right"><span lang="AR-SA"><font size="3"><font face="Times New Roman">این حقیرو به سخاوت شب و دعا ببخش</font></font></span></p> <p dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: center;" align="right"><span lang="AR-SA"><font size="3"><font face="Times New Roman">نمیدونم از كدوم ستاره میبینی منو</font></font></span></p> <p dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: center;" align="right"><span lang="AR-SA"><font size="3"><font face="Times New Roman">چشماتو میبندیو دوباره میبینی منو</font></font></span></p> <p dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: center;" align="right"><span lang="AR-SA"><font size="3"><font face="Times New Roman">پر بغض جمعه های ناگزیر و بی صدام</font></font></span></p> <p dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: center;" align="right"><span lang="AR-SA"><font size="3"><font face="Times New Roman">خیلی خستم باورم كن دنیا زندونه برام</font></font></span></p> <p dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: center;" align="right"><span lang="AR-SA"><font size="3"><font face="Times New Roman">توی كور راه چشمام عطر بارون بوی سیبی</font></font></span></p> <p dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: center;" align="right"><span lang="AR-SA"><font size="3"><font face="Times New Roman">واسه عاشقونه موندن تو همون حس غریبی</font></font></span></p> <p dir="rtl" style="direction: rtl; unicode-bidi: embed; text-align: center;" align="right"><span lang="AR-SA"><font size="3"><font face="Times New Roman">تو همون حس غریبی كه همیشه با منی</font></font></span></p> <div align="right"><span dir="rtl" style="font-size: 12pt; font-family: 'Times New Roman';" lang="AR-SA">&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; تو بهونه هر عاشق برای زنده موندنی</span></div> <span dir="rtl" style="font-size: 12pt; font-family: 'Times New Roman';" lang="AR-SA">&nbsp;</span> text/html 2011-07-04T13:45:58+01:00 alaki007.mihanblog.com پایگاه شهید احمد طالبی احادیث ماه رمضان http://alaki007.mihanblog.com/post/12 <div class="middle-h"> چهل حدیث در خصوص ماه مبارک رمضان </div> <div class="news_detail_image_area"> <a href="http://www.irannaz.com/news_detail_8778.html"><img src="http://www.irannaz.com/user_files/L128163430047.jpg" title="چهل حدیث در خصوص ماه مبارک رمضان" alt="چهل حدیث در خصوص ماه مبارک رمضان"></a> </div> <div class="news_detail_text"> <div><strong>1-پایه‏هاى اسلام</strong><br> قال الباقر علیه السلام: <br> <br> بنى الاسلام على خمسة اشیاء، على الصلوة و الزكاة و الحج و الصوم و الولایه. <br> <br> امام باقر علیه السلام فرمود: <br> <br> اسلام بر پنج چیز استوار است، برنماز و زكات حج و روزه و ولایت (رهبرى اسلامى).فروع كافى، ج 4 ص 62، ح 1 <br> <br> <strong>2-فلسفه روزه</strong><br> قال الصادق علیه السلام:<br> <br> انما فرض الله الصیام لیستوى به الغنى و الفقیر.<br> <br> امام صادق علیه السلام فرمود:<br> <br> خداوند روزه را واجب كرده تا بدین وسیله دارا و ندار (غنى و فقیر) مساوى گردند.<br> <br> من لا یحضره الفقیه، ج 2 ص 43، ح 1</div> <div>&nbsp;</div> <div><strong>3-روزه آزمون اخلاص</strong><br> قال امیرالمومنین علیه السلام:<br> <br> فرض الله ... الصیام ابتلاء لاخلاص الخلق‏امام على علیه السلام فرمود:<br> <br> خداوند روزه را واجب كرد تا به وسیله آن اخلاص خلق را بیازماید.<br> <br> نهج البلاغه، حكمت 252</div> <div>&nbsp;</div> <div><strong>4-روزه یاد آور قیامت</strong><br> قال الرضا علیه السلام:<br> <br> انما امروا بالصوم لكى یعرفوا الم الجوع و العطش فیستدلوا على فقر الاخر.<br> <br> امام رضا علیه السلام فرمود:<br> <br> مردم به انجام روزه امر شده‏اند تا درد گرسنگى و تشنگى را بفهمند و به واسطه آن فقر و بیچارگى آخرت را بیابند.<br> <br> وسائل الشیعه، ج 4 ص 4 ح 5 علل الشرایع، ص 10</div> <div>&nbsp;</div> <div><strong>5-روزه زكات بدن</strong><br> قال رسول الله صلى الله علیه و آله لكل شیئى زكاة و زكاة الابدان الصیام.<br> <br> رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:<br> <br> براى هر چیزى زكاتى است و زكات بدنها روزه است.<br> <br> الكافى، ج 4، ص 62، ح 3</div> <div>&nbsp;</div> <div><strong>6-روزه سپر آتش</strong><br> قال رسول الله صلى الله علیه و آله:<br> <br> الصوم جنة من النار.<br> <br> رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:<br> <br> روزه سپر آتش (جهنم) است. «یعنى بواسطه روزه گرفتن انسان از آتش جهنم در امان خواهد بود.»<br> <br> الكافى، ج 4 ص 162</div> <div>&nbsp;</div> <div><strong>7-اهمیت روزه</strong><br> الصوم فى الحر جهاد.<br> <br> رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:<br> <br> روزه گرفتن در گرما، جهاد است.<br> <br> بحار الانوار، ج 96، ص 257</div> <div>&nbsp;</div> <div><strong>8-روزه نفس</strong><br> قال امیرالمومنین علیه السلام<br> <br> صوم النفس عن لذات الدنیا انفع الصیام.<br> <br> امیرالمومنان على علیه السلام فرمود:<br> <br> روزه نفس از لذتهاى دنیوى سودمندترین روزه‏هاست.<br> <br> غرر الحكم، ج 1 ص 416 ح 64</div> <div>&nbsp;</div> <div><strong>9-روزه واقعى</strong><br> قال امیرالمومنین علیه السلام<br> <br> الصیام اجتناب المحارم كما یمتنع الرجل من الطعام و الشراب.<br> <br> امام على علیه السلام فرمود:<br> <br> روزه پرهیز از حرامها است همچنانكه شخص از خوردنى و نوشیدنى پرهیز مى‏كند.<br> <br> بحار ج 93 ص 249</div> <div>&nbsp;</div> <div><strong>10-برترین روزه</strong><br> قال امیرالمومنین علیه السلام<br> <br> صوم القلب خیر من صیام اللسان و صوم اللسان خیر من صیام البطن.<br> <br> امام على علیه السلام فرمود:<br> <br> روزه قلب بهتر از روزه زبان است و روزه زبان بهتر از روزه شكم است.<br> <br> غرر الحكم، ج 1، ص 417، ح 80</div> <div>&nbsp;</div> <div><strong>11-روزه چشم و گوش</strong><br> قال الصادق علیه السلام<br> <br> اذا صمت فلیصم سمعك و بصرك و شعرك و جلدك.<br> <br> امام صادق علیه السلام فرمود:<br> <br> آنگاه كه روزه مى‏گیرى باید چشم و گوش و مو و پوست تو هم روزه‏دار باشند.«یعنى از گناهان پرهیز كند.»<br> <br> الكافى ج 4 ص 87، ح 1</div> <div>&nbsp;</div> <div><strong>12-روزه اعضا و جوارح</strong><br> عن فاطمه الزهرا سلام الله علیها<br> <br> ما یصنع الصائم بصیامه اذا لم یصن لسانه و سمعه و بصره و جوارحه.<br> <br> حضرت زهرا علیها السلام فرمود:<br> <br> روزه‏دارى كه زبان و گوش و چشم و جوارح خود را حفظ نكرده روزه‏اش به چه كارش خواهد آمد.<br> <br> بحار، ج 93 ص 295</div> <div>&nbsp;</div> <div><strong>13-روزه ناقص</strong><br> قال الباقر علیه السلام<br> <br> لا صیام لمن عصى الامام و لا صیام لعبد ابق حتى یرجع و لا صیام لامراة ناشزة حتى تتوب و لاصیام لولد عاق حتى یبر.<br> <br> امام باقر علیه السلام فرمود:<br> <br> روزه این افراد كامل نیست:<br> <br> 1 - كسى كه امام (رهبر) را نافرمانى كند.<br> <br> 2 - بنده فرارى تا زمانى كه برگردد.<br> <br> 3 - زنى كه اطاعت‏شوهر نكرده تا اینكه توبه كند.<br> <br> 4 - فرزندى كه نافرمان شده تا اینكه فرمانبردار شود.<br> <br> بحار الانوار ج 93، ص 295.</div> <div>&nbsp;</div> <div><strong>14-روزه بى ارزش</strong><br> قال امیرالمومنین علیه السلام<br> <br> كم من صائم لیس له من صیامه الا الجوع و الظما و كم من قائم لیس له من قیامه الا السهر و العناء.<br> <br> امام على علیه السلام فرمود:<br> <br> چه بسا روزه‏دارى كه از روزه‏اش جز گرسنگى و تشنگى بهره‏اى ندارد و چه بسا شب زنده‏دارى كه از نمازش جز بیخوابى و سختى سودى نمى‏برد.<br> <br> نهج البلاغه، حكمت 145</div> <div>&nbsp;</div> <div><strong>15-روزه و صبر</strong><br> عن الصادق علیه السلام فى قول الله عزوجل<br> <br> «واستعینوا بالصبر و الصلوة‏»<br> <br> قال: الصبر الصوم.<br> <br> امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند عزو جل كه فرموده است: از صبر و نماز كمك بگیرید، صبر، روزه است.<br> <br> وسائل الشیعه، ج 7 ص 298، ح 3</div> <div>&nbsp;</div> <div><strong>16-روزه و صدقه</strong><br> قال الصادق علیه السلام<br> <br> صدقه درهم افضل من صیام یوم.<br> <br> امام صادق علیه السلام فرمود<br> <br> یك درهم صدقه دادن از یك روز روزه مستحبى برتر و والاتر است.<br> <br> وسائل الشیعه، ج 7 ص 218، ح 6</div> <div>&nbsp;</div> <div><strong>17-پاداش روزه</strong><br> قال رسول الله صلى الله علیه و آله: قال الله تعالى<br> <br> الصوم لى و انا اجزى به<br> <br> رسول خدا فرمود خداى تعالى فرموده است:<br> <br> روزه براى من است و من پاداش آن را مى‏دهم.<br> <br> وسائل الشیعه ج 7 ص 294، ح 15 و 16 ; 27 و 30</div> <div>&nbsp;</div> <div><strong>18-جرعه نوشان بهشت</strong><br> قال رسول الله صلى الله علیه و آله<br> <br> من منعه الصوم من طعام یشتهیه كان حقا على الله ان یطعمه من طعام الجنة و یسقیه من شرابها.<br> <br> رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:<br> <br> كسى كه روزه او را از غذاهاى مورد علاقه‏اش باز دارد برخداست كه به او از غذاهاى بهشتى بخورانند و از شرابهاى بهشتى به او بنوشاند.<br> <br> بحار الانوار ج 93 ص 331</div> <div>&nbsp;</div> <div><strong>19-خوشا بحال روزه داران</strong><br> قال رسول الله صلى الله علیه و آله<br> <br> طوبى لمن ظما او جاع لله اولئك الذین یشبعون یوم القیامة<br> <br> رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:<br> <br> خوشا بحال كسانى كه براى خدا گرسنه و تشنه شده‏اند اینان در روز قیامت‏سیر مى‏شوند.<br> <br> وسائل الشیعه، ج 7 ص 299، ح‏2.</div> <div>&nbsp;</div> <div><strong>20-مژده به روزه‏داران</strong><br> قال الصادق علیه السلام<br> <br> من صام لله عزوجل یوما فى شدة الحر فاصابه ظما و كل الله به الف ملك یمسحون وجهه و یبشرونه حتى اذا افطر.<br> <br> امام صادق علیه السلام فرمود:<br> <br> هر كس كه در روز بسیار گرم براى خدا روزه بگیرد و تشنه شود خداوند هزار فرشته را مى‏گمارد تا دست‏به چهره او بكشند و او را بشارت دهند تا هنگامى كه افطار كند.<br> <br> الكافى، ج 4 ص 64 ح 8; بحار الانوار ج 93 ص 247</div> <div>&nbsp;</div> <div><strong>21-شادى روزه دار</strong><br> قال الصادق علیه السلام<br> <br> للصائم فرحتان فرحة عند افطاره و فرحة عند لقاء ربه<br> <br> امام صادق علیه السلام فرمود:<br> <br> براى روزه دار دو سرور و خوشحالى است:<br> <br> 1 - هنگام افطار 2 - هنگام لقاء پروردگار (وقت مردن و در قیامت)<br> <br> وسائل الشیعه، ج 7 ص 290 و 294 ح‏6 و 26.</div> <div>&nbsp;</div> <div><strong>22-بهشت و باب روزه‏دارن</strong><br> قال رسول الله صلى الله علیه و آله<br> <br> ان للجنة بابا یدعى الریان لا یدخل منه الا الصائمون.<br> <br> رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:<br> <br> براى بهشت درى است‏بنام (ریان) كه از آن فقط روزه داران وارد مى‏شوند.<br> <br> وسائل الشیعه، ج 7 ص 295، ح‏31.<br> <br> معانى الاخبار ص 116</div> <div>&nbsp;</div> <div><strong>23-دعاى روزه‏دارا</strong><br> قال الكاظم (علیه السلام)<br> <br> دعوة الصائم تستجاب عند افطاره<br> <br> امام كاظم (علیه السلام) فرمود:<br> <br> دعاى شخص روزه‏دار هنگام افطار مستجاب مى‏شود.<br> <br> بحار الانوار ج 92 ص 255 ح 33.</div> <div>&nbsp;</div> <div><strong>24-بهار مومنان</strong><br> قال رسول الله (صلى الله علیه و آله)<br> <br> الشتاء ربیع المومن یطول فیه لیله فیستعین به على قیامه و یقصر فیه نهاره فیستعین به على صیامه.<br> <br> رسول خدا (صلى الله علیه و آله) فرمود:<br> <br> زمستان بهار مومن است از شبهاى طولانى‏اش براى شب زنده‏دارى واز روزهاى كوتاهش براى روزه دارى بهره مى‏گیرد.<br> <br> وسائل الشیعه، ج 7 ص 302، ح 3.</div> <div>&nbsp;</div> <div><strong>25-روزه مستحبى</strong><br> قال الصادق (علیه السلام)<br> <br> من جاء بالحسنة فله عشر امثالها من ذلك صیام ثلاثة ایام من كل شهر.<br> <br> امام صادق علیه السلام فرمود:<br> <br> هر كس كار نیكى انجام دهد ده برابر آن پاداش دارد و از جمله آنها سه روز روزه در هر ماه است.<br> <br> وسائل الشیعه، ج 7، ص 313، ح 33</div> <div>&nbsp;</div> <div><strong>26-روزه ماه رجب</strong><br> قال الكاظم (علیه السلام)<br> <br> رجب نهر فى الجنه اشد بیاضا من اللبن و احلى من العسل فمن صام یوما من رجب سقاه الله من ذلك النهر.<br> <br> امام كاظم (علیه السلام) فرمود:<br> <br> رجب نام نهرى است در بهشت از شیر سفیدتر و از عسل شیرین‏تر هركس یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد خداوند از آن نهر به او مى‏نوشاند.<br> <br> من لا یحضره الفقیه ج 2 ص 56 ح 2<br> <br> وسائل الشیعه ج 7 ص 350 ح 3</div> <div>&nbsp;</div> <div><strong>27-روزه ماه شعبان</strong><br> من صام ثلاثة ایام من اخر شعبان و وصلها بشهر رمضان كتب الله له صوم شهرین متتابعین.<br> <br> امام صادق (علیه السلام) فرمود:<br> <br> هر كس سه روز آخر ماه شعبان را روزه بگیرد و به روزه ماه رمضان وصل كند خداوند ثواب روزه دو ماه پى در پى را برایش محسوب مى‏كند.<br> <br> وسائل الشیعه ج 7 ص 375،ح 22</div> <div>&nbsp;</div> <div><strong>28-افطارى دادن(1)</strong><br> قال الصادق (علیه السلام)<br> <br> من فطر صائما فله مثل اجره<br> <br> امام صادق (علیه السلام) فرمود:<br> <br> هر كس روزه دارى را افطار دهد، براى او هم مثل اجر روزه دار است.<br> <br> الكافى، ج 4 ص 68، ح 1</div> <div>&nbsp;</div> <div><strong>29-افطارى دادن (2)</strong><br> قال الكاظم (علیه السلام)<br> <br> فطرك اخاك الصائم خیر من صیامك.<br> <br> امام كاظم (علیه السلام) فرمود:<br> <br> افطارى دادن به برادر روزه دارت از گرفتن روزه (مستحبى) بهتر است.<br> <br> الكافى، ج 4 ص 68، ح 2</div> <div>&nbsp;</div> <div><strong>30-روزه خوارى</strong><br> قال الصادق (علیه السلام)<br> <br> من افطر یوما من شهر رمضان خرج روح الایمان منه<br> <br> امام صادق (علیه السلام)فرمود:<br> <br> هر كس یك روز ماه رمضان را (بدون عذر)، بخورد - روح ایمان از او جدا مى‏شود<br> <br> وسائل الشیعه، ج 7 ص 181، ح 4 و 5<br> <br> من لا یحضره الفقیه ج 2 ص 73، ح 9</div> <div><br> <strong>31-رمضان ماه خدا</strong><br> قال امیرالمومنین<br> <br> شهر رمضان شهر الله و شعبان شهر رسول الله و رجب شهرى<br> <br> امام على (علیه السلام) فرمود:<br> <br> رمضان ماه خدا و شعبان ماه رسول خدا و رجب ماه من است.<br> <br> وسائل الشیعه، ج 7 ص 266، ح 23.</div> <div><br> <strong>32-رمضان ماه رحمت</strong><br> قال رسول الله (صلى الله علیه و آله)<br> <br> ... و هو شهر اوله رحمة و اوسطه مغفرة و اخره عتق من النار.<br> <br> رسول خدا (صلى الله علیه و آله) فرمود:<br> <br> رمضان ماهى است كه ابتدایش رحمت است و میانه‏اش مغفرت و پایانش آزادى از آتش جهنم.<br> <br> بحار الانوار، ج 93، ص 342</div> <div><br> <strong>33-فضیلت ماه رمضان</strong><br> قال رسول الله (صلى الله علیه و آله)<br> <br> ان ابواب السماء تفتح فى اول لیلة من شهر رمضان و لا تغلق الى اخر لیلة منه<br> <br> رسول خدا (صلى الله علیه و آله) فرمود:<br> <br> درهاى آسمان در اولین شب ماه رمضان گشوده مى‏شود و تا آخرین شب آن بسته نخواهد شد.<br> <br> بحار الانوار، ج 93، ص 344</div> <div><br> <strong>34-اهمیت ماه رمضان</strong><br> قال رسول الله (صلى الله علیه و آله)<br> <br> لو یعلم العبد ما فى رمضان لود ان یكون رمضان السنة<br> <br> رسول خدا (صلى الله علیه و آله) فرمود:<br> <br> اگر بنده «خدا» مى‏دانست كه در ماه رمضان چیست [چه بركتى وجود دارد] دوست مى‏داشت كه تمام سال، رمضان باشد.<br> <br> بحار الانوار، ج 93، ص 346</div> <div><br> <strong>35-قرآن و ماه رمضان</strong><br> قال الرضا (علیه السلام)<br> <br> من قرا فى شهر رمضان ایة من كتاب الله كان كمن ختم القران فى غیره من الشهور.<br> <br> امام رضا (علیه السلام) فرمود:<br> <br> هر كس ماه رمضان یك آیه از كتاب خدا را قرائت كند مثل اینست كه درماههاى دیگر تمام قرآن را بخواند.<br> <br> بحار الانوار ج 93، ص 346</div> <div><br> <strong>36-شب سرنوشت‏ساز</strong><br> قال الصادق (علیه السلام)<br> <br> راس السنة لیلة القدر یكتب فیها ما یكون من السنة الى السنة.<br> <br> امام صادق (علیه السلام) فرمود:<br> <br> آغاز سال (حساب اعمال) شب قدر است. در آن شب برنامه سال آینده نوشته مى‏شود.<br> <br> وسائل الشیعه، ج 7 ص 258 ح 8</div> <div><br> <strong>37-برترى شب قدر</strong><br> قیل لابى عبد الله (علیه السلام)<br> <br> كیف تكون لیلة القدر خیرا من الف شهر؟ قال: العمل الصالح فیها خیر من العمل فى الف شهر لیس فیها لیلة القدر.<br> <br> از امام صادق (علیه السلام) سوال شد:<br> <br> چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است؟<br> <br> حضرت فرمود: كار نیك در آن شب از كار در هزار ماه كه در آنها شب قدر نباشد بهتر است.<br> <br> وسائل الشیعه، ج 7 ص 256، ح 2</div> <div><br> <strong>38-تقدیر اعمال</strong><br> قال الصادق (علیه السلام)<br> <br> التقدیر فى لیلة تسعة عشر و الابرام فى لیلة احدى و عشرین و الامضاء فى لیلة ثلاث و عشرین.<br> <br> امام صادق (علیه السلام) فرمود:<br> <br> برآورد اعمال در شب نوزدهم انجام مى‏گیرد و تصویب آن در شب بیست ویكم و تنفیذ آن در شب بیست‏سوم.<br> <br> وسائل الشیعه، ج 7 ص 259</div> <div><br> <strong>39-احیاء شب قدر</strong><br> عن فضیل بن یسار قال:<br> <br> كان ابو جعفر (علیه السلام) اذا كان لیلة احدى و عشرین و لیلة ثلاث و عشرین اخذ فى الدعا حتى یزول اللیل فاذا زال اللیل صلى.<br> <br> فضیل بن یسار گوید:<br> <br> امام باقر (علیه السلام) در شب بیست و یكم و بیست‏سوم ماه رمضان مشغول دعا مى‏شد تا شب بسر آید و آنگاه كه شب به پایان مى‏رسید نماز صبح را مى‏خواند.<br> <br> وسائل الشیعه، ج 7، ص 260، ح 4</div> <div><br> <strong>40-زكات فطره</strong><br> قال الصادق (علیه السلام)<br> <br> ان من تمام الصوم اعطاء الزكاة یعنى الفطرة كما ان الصلوة على النبى (صلى الله علیه و آله) من تمام الصلوة.<br> <br> امام صادق (علیه السلام) فرمود:<br> <br> تكمیل روزه به پرداخت زكاة یعنى فطره است، همچنان كه صلوات بر پیامبر (صلى الله علیه و آله) كمال نماز است.<br> <br> وسائل الشیعه، ج 6 ص 221، ح 5 </div> </div> text/html 2011-07-04T13:28:31+01:00 alaki007.mihanblog.com پایگاه شهید احمد طالبی حدیثی از امام حسین (ع) http://alaki007.mihanblog.com/post/11 <h5 id="subject_4562"> </h5> <div class="smalltext">« <strong> :</strong> 2008/08/13,ساعت 01:14:01 »</div> <div class="post"> <div class="inner" id="msg_4562">قال الحسین علیه السلام <br><br>اللّهُمَّ اشهَد فَقَد بَرزالیهم غُلامٌ اَشبَهُ الناسِ خَلقا وَ خُلقاً و مَنطقاً بِرسولِكَ‏ صلى الله علیه وآله و كُنّا اِذا اشتقنا الى نَبیّك نَظَرنا الیهِ<br><br>خدایا گواه باش جوانى كه در خلقت و سیرت و گفتار شبیه ترن مردم به پیامبرت بود به جنگ این مردم رفت و ما هرگاه به دیدن پیامبرت مشتاق مى‏شدیم به این جوان نگاه مى‏كردیم.&nbsp; </div> </div> text/html 2011-07-04T13:26:38+01:00 alaki007.mihanblog.com پایگاه شهید احمد طالبی چهل حدیث http://alaki007.mihanblog.com/post/10 <font color="#800000">- نصیحت از سر اخلاص</font><p style="line-height: 200%;">«أَیهَا النّاسُ إِنَّهُ مَنْ نَصَحَ لِلّهِ وَ أَخَذَ قَوْلَهُ دَلیلاً هُدِىَ لِلَّتى هِىَ أَقْوَمُ وَ وَفَقَّهُ اللّهُ لِلرَّشادِ وَ سَدَّدَهُ لِلْحُسْنى فَإِنَّ جارَاللّهِ آمِنٌ مَحْفُوظٌ وَ عَدُوَّهُ خائِفٌ مَخْذُولٌ، فَاحْتَرِسُوا مِنَ اللّهِ بِكَثْرَةِ الذِّكْرِ.»</p><p style="line-height: 200%;"> <font color="#000080">هان اى مردم! كسى كه براى خدا نصیحت كند و كلام خدا را راهنماى خود گیرد، به راهى پایدار رهنمون شود و خداوند او را به رشد و هدایت موفّق سازد و به نیكویى استوار گرداند، زیرا پناهنده به خدا در امان و محفوظ است و دشمن خدا ترسان و بىیاور است و با ذكر بسیار خود را از [معصیت خداى] بپایید.</font></p> <p style="line-height: 200%;">&nbsp;</p><hr width="60%" color="#996600" size="3"> <p style="line-height: 150%;"> <font color="#800000">2- شناخت هدایت</font></p><p style="line-height: 200%;">«وَ اعْلَمُوا عِلْمًا یقینًا أَنـَّكُمْ لَنْ تَعْرِفُوا التُّقى حَتّى تَعْرِفُوا صِفَةَ الْهُدى، وَ لَنْ تُمَسِّكُوا بِمیثاقِ الْكِتابِ حَتّى تَعْرِفُوا الَّذى نَبَذَهُ وَ لَنْ تَتْلُوَا الْكِتابَ حَقَّ تِلاوَتِهِ حَتّى تَعْرِفُوا الَّذى حَرَّفَهُ، فَإِذا عَرَفْتُمْ ذلِكَ عَرَفْتُمُ الْبِدَعَ وَ التَّكَلُّفَ وَ رَأَیتُمْ الْفِرْیةَ عَلَى اللّهِ وَ التَّحْریفَ وَ رَأَیتُمْ كَیفَ یهْوى مَنْ یهْوى.»</p><p style="line-height: 200%;"> <font color="#000080">به یقین بدانید كه شما هرگز تقوا را نشناسید تا آن كه صفت هدایت را بشناسید، و هرگز به پیمان قرآن تمسّك پیدا نمىكنید تا كسانى را كه دورش انداختند بشناسید، و هرگز قرآن را چنان كه شایسته تلاوت است تلاوت نمىكنید تا آنها را كه تحریفش كردند بشناسید، هر گاه این را شناختید بدعتها و بر خود بستن ها را خواهید شناخت و دروغ بر خدا و تحریف را خواهید دانست و خواهید دید كه آن كه اهل هوى است چگونه سقوط خواهد كرد.</font></p> <hr width="60%" color="#996600" size="3"> <p style="line-height: 150%;"> <font color="#800000">3- فاصله میان حقّ و باطل</font></p><p style="line-height: 200%;">«بَینَ الْحَقِّ وَ الْباطِلِ أَرْبَعُ أَصابِعَ، ما رَأَیتَ بِعَینَیكَ فَهُوَ الْحَقُّ وَ قَدْ تَسْمَعُ بِأُذُنَیكَ باطِلاً كَثیرًا.»</p><p style="line-height: 200%;"> <font color="#000080">بین حقّ و باطل به اندازه چهار انگشت فاصله است، آنچه با چشمت بینى حقّ است و چه بسا با گوش خود سخن باطل بسیارى را بشنوى.</font></p> <hr width="60%" color="#996600" size="3"> <p style="line-height: 150%;"> <font color="#800000">4- آزادى و اختیار انسان</font></p><p style="line-height: 200%;">«مَنْ أَحالَ الْمَعاصِىَ عَلَى اللّهِ فَقَدْ فَجَرَ، إِنَّ اللّهَ لَمْ یطَعْ مَكْرُوهًا وَ لَمْ یعْصَ مَغْلُوبًا وَ لَمْ یهْمِلِ الْعِبادَ سُدًى مِنَ الْمَمْلَكَةِ، بَلْ هُوَ الْمالِكُ لِما مَلَّكَهُمْ وَ القادِرُ عَلى ما عَلَیهِ أَقْدَرَهُمْ، بَلْ أَمَرَهُمْ تَخْییرًا وَ نَهاهُمْ تَحْذیرًا.»</p><p style="line-height: 200%;"> <font color="#000080">هر كه گناهان را به خداوند نسبت دهد، به تحقیق، فاجر و نابكار است. خداوند به زور اطاعت نشود، و در نافرمانى مغلوب نگردد، او بندگان را مهمل و سرِخود در مملكت وجود رها نكرده، بلكه او مالك هر آنچه آنها را داده و قادر بر آنچه آنان را توانا كرده است مىباشد، آنان را فرمان داده تا به اختیار خودشان آن را بپذیرند و نهیشان نموده تا به اختیار خود بر حذر باشند.</font></p> <hr width="60%" color="#996600" size="3"> <p style="line-height: 150%;"> <font color="#800000">5- زهد و حلم و درستى</font></p><p style="line-height: 200%;">« قیلَ لَهُ(علیه السلام) مَا الزُّهْدُ؟قالَ: أَلرَّغْبَةُ فِى التَّقْوى وَ الزَّهادَةُ فِى الدُّنْیا. قیل: فَمَا الْحِلْمُ؟ قالَ كَظْمُ الْغَیظِ وَ مَلْكُ النَّفْسِ. قیلَ مَا السَّدادُ؟ قالَ: دَفْعُ الْمُنْكَرِ بِالْمَعْرُوفِ.»</p><p style="line-height: 200%;"> <font color="#000080">از حضرت امام حسن مجتبى(علیه السلام) پرسیده شد كه زهد چیست؟فرمود: رغبت به تقوا و بىرغبتى در دنیا. سؤال شد حلم چیست؟ فرمود: فرو بردن خشم و تسلّط بر نفس. سؤال شد سداد و درستى چیست؟ فرمود: برطرف نمودن زشتى به وسیله خوبى. </font> </p> <hr width="60%" color="#996600" size="3"> <p style="line-height: 150%;"> <font color="#800000">6- تقوا</font></p><p style="line-height: 200%;"> «أَلتَّقْوى بابُ كُلِّ تَوْبَة وَ رَأْسُ كُلِّ حِكْمَة وَ شَرَفُ كُلِّ عَمَل بِالتَّقْوى فازَ مَنْ فازَ مِنَ الْمُتَّقینَ.»</p><p style="line-height: 200%;"> <font color="#000080">تقوا و پرهیزكارى سرآغاز هر توبه اى، و سرّ هر حكمتى، و شرف و بزرگى هر عملى است، و هر كه از با تقوایان كامیاب گشته به وسیله تقوا كامیاب شده است.</font></p> <hr width="60%" color="#996600" size="3"> <p style="line-height: 150%;"> <font color="#800000">7- خلیفه به حقّ</font></p><p style="line-height: 200%;"> «إِنَّمَا الْخَلیفَةُ مَنْ سارَ بِسیرَةِ رَسُولِ اللّهِ(صلى الله علیه وآله وسلم) وَ عَمِلَ بِطاعَةِ اللّهِ وَ لَعَمْرى إِنّا لاََعْلامُ الْهُدى وَ مَنارُ التُّقى.»</p><p style="line-height: 200%;"> <font color="#000080">خلافت فقط از آنِ كسى است كه به روش رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)برود، و به طاعتِ خدا عمل كند، و به جان خودم سوگند كه ما اهل بیت نشانه هاى هدایت و جلوه هاى پرفروغ پرهیزگارى هستیم.</font></p> <hr width="60%" color="#996600" size="3"> <p style="line-height: 150%;"> <font color="#800000">8- حقیقت كرم و دنائت</font></p><p style="line-height: 200%;"> «قیلَ لَهُ(علیه السلام): مَا الْكَرَمُ؟قالَ: أَلاِْبْتِداءُ بِالْعَطِیةِ قَبْلَ الْمَسْأَلَةِ وَ إِطْعامُ الطَّعامِ فِى الَْمحَلِّ. قیلَ فَمَا الدَّنیئَةُ؟ قالَ: أَلنَّظَرُ فِى الْیسیرِ وَ مَنْعُ الْحَقیرِ.»</p><p style="line-height: 200%;"> <font color="#000080">از امام مجتبى سؤال شد: كرم چیست؟فرمود: آغاز به بخشش نمودن پیش از درخواست نمودن و اطعام نمودن در وقت ضرورت و قحطى. سؤال شد: دنائت و پستى چیست؟ فرمود: كوچك بینى و دریغ از اندك.</font></p> <hr width="60%" color="#996600" size="3"> <p style="line-height: 150%;"> <font color="#800000">9- مشورت مایه رشد و هدایت</font></p><p style="line-height: 200%;"> «ما تَشاوَرَ قَوْمٌ إِلاّ هُدُوا إِلى رُشْدِهِمْ.»</p><p style="line-height: 200%;"> <font color="#000080">هیچ قومى با همدیگر مشورت نكنند، مگر آن كه به رشد و كمالشان هدایت شوند.</font></p> <hr width="60%" color="#996600" size="3"> <p style="line-height: 150%;"> <font color="#800000">10- لئامت و پستى</font></p><p style="line-height: 200%;"> «أَللُّؤْمُ أَنْ لا تَشْكُرَ النِّعْمَةَ.»</p><p style="line-height: 200%;"> <font color="#000080">پستى آن است كه شكر نعمت را نكنى.</font></p> <hr width="60%" color="#996600" size="3"> <p style="line-height: 150%;"> <font color="#800000">11- بدتر از ننگ و زبونى</font></p><p style="line-height: 200%;"> «أَلْعارُ أَهْوَنُ مِنَ النّارِ.»</p><p style="line-height: 200%;"> <font color="#000080">ننگ و زبونى بهتر از دوزخ رفتن است.</font></p> <hr width="60%" color="#996600" size="3"> <p style="line-height: 150%;"> <font color="#800000">12- رفیق شناسى</font></p><p style="line-height: 200%;"> «قالَ الْحَسَن(علیه السلام) لِبَعْضِ وُلْدِهِ: یا بُنَىَّ لا تُواخِ أَحَدًا حَتّى تَعْرِفَ مَوارِدَهُ وَ مَصادِرَهُ فَإِذَا اسْتَنْبطْتَ الْخُبْرَةَ وَ رَضیتَ الْعِشْرَةَ فَآخِهِ عَلى إِقالَةِ الْعَثْرَةِ وَ الْمُواساةِ فِى الْعُسْرَةِ.»</p><p style="line-height: 200%;"> <font color="#000080">امام حسن(علیه السلام) به یكى از فرزندانش فرمود: اى پسرم! با احدى برادرى مكن تا بدانى كجاها مىرود و كجاها مىآید، و چون از حالش خوب آگاه شدى و معاشرتش را پسندیدى با او برادرى كن به شرط این كه معاشرت، بر اساس چشم پوشى از لغزش و همراهى در سختى باشد.</font></p> <hr width="60%" color="#996600" size="3"> <p style="line-height: 150%;"> <font color="#800000">13- كار با توكّل</font></p><p style="line-height: 200%;"> «لا تُجاهِدِ الطَّلَبَ جِهادَ الْغالِبِ وَ لا تَتَّكِلْ عَلَى الْقَدَرِ إِتَّكالَ المُسْتَسْلَمِ.»</p><p style="line-height: 200%;"> <font color="#000080">چون شخص پیروز در طلب مكوش، و چون انسان تسلیم شده به قَدَر اعتماد مكن [بلكه با تلاش پیگیر و اعتماد و توكّل به خداوند، كار كن].</font></p> <hr width="60%" color="#996600" size="3"> <p style="line-height: 150%;"> <font color="#800000">14- خویشاوند و بیگانه واقعى</font></p><p style="line-height: 200%;"> «أَلْقَریبُ مَنْ قَرَّبَتْهُ الْمَوَدَّةُ وَ إِنْ بَعُدَ نَسَبُهُ، وَ الْبَعیدُ مَنْ باعَدَتْهُ المَوَدَّةُ وَ إِنْ قَرُبَ نَسَبُهُ.»</p><p style="line-height: 200%;"> <font color="#000080">خـویشاونـد كسـى است كـه دوستـى و محبّت، او را نـزدیك كرده باشد و اگـر چـه نـژادش دور بـاشد.و بیـگانـه كسـى است كـه از دوستـى و محبّت به دور است و گرچه نژادش نزدیك باشد.</font></p><hr width="60%" color="#996600" size="3"> <p style="line-height: 150%;"> <font color="#800000">15- اعتماد به مقدَّرات الهى</font></p><p style="line-height: 200%;"> «مَنِ اتَّكَلَ عَلى حُسْنِ الاِْخْتِیارِ مِنَ اللّهِ لَهُ لَمْ یتَمَنَّ أَنـَّهُ فى غَیرِ الْحالِ الَّتى إِخْتارَهَا اللّهُ لَهُ.»</p><p style="line-height: 200%;"> <font color="#000080">هر كه به نیك گزینى خداوند دلگرم باشد، آرزو نمىكند در وضعى جز آنچه خدا برایش برگزیده، باشد.</font></p> <hr width="60%" color="#996600" size="3"> <p style="line-height: 150%;"> <font color="#800000">16- آثار رفت و آمد در مسجد</font></p><p style="line-height: 200%;"> «مَنْ أَدامَ الاِْخْتِلافَ إِلَى الْمَسْجِدِ أَصابَ إِحْدى ثَمان:آیةً مُحْكَمَةً وَ أَخًا مُسْتَفادًا وَ عِلْمًا مُسْتَطْرَفًا وَ رَحْمَةً مُنْتَظِرَةً وَ كَلِمَةً تَدُلُّهُ عَلَى الهُدى أَوْ تَرُدُّهُ عَنْ رَدًى وَ تَرْكَ الذُّنُوبِ حَیاءً أَوْ خَشْیةً.»</p><p style="line-height: 200%;"> <font color="#000080">هر كه پیوسته به مسجد رود به یكى از این هشت فایده مىرسد:1ـ نشانه اى استوار (فهم آیات الهى)،2ـ دوستى قابل استفاده،3ـ دانشى تازه،4ـ رحمتى مورد انتظار،5ـ سخنى كه به راه راستش كشد،6ـ یا سخنى كه او را از پستى برهاند،7ـ و ترك گناهان به خاطر شرم از خدا،8ـ یا ترك گناهان به خاطر خوف از خدا.</font></p> <hr width="60%" color="#996600" size="3"> <p style="line-height: 150%;"> <font color="#800000">17- بهترین چشم و گوش و دل</font></p><p style="line-height: 200%;"> «إِنَّ أَبْصَرَ الأَبـْصارِ ما نَفَذَ فِى الخَیرِ مَذْهَبُهُ، وَ أَسْمَعُ الاَْسـْماعِ ما وَعَى التَّذْكیرَ وَ انْتَفَعَ بِهِ، أَسْلَمُ الْقُلُوبِ ما طَهُرَ مِنَ الشُّبُهاتِ.»</p><p style="line-height: 200%;"> <font color="#000080">همانا بیناترین دیده ها آن است كه در طریق خیر نفوذ كند، و شنواترین گوشها آن است كه پند و اندرز را در خود فرا گیرد و از آن سود برد، سالمترین دلها آن است كه از شبهه ها پاك باشد.</font></p> <hr width="60%" color="#996600" size="3"> <p style="line-height: 150%;"> <font color="#800000">18- تزكیه در پرتو عبادت</font></p><p style="line-height: 200%;"> «إِنَّ مَنْ طَلَبَ الْعِبادَةَ تَزَكىّ لَها، إِذا أَضَرَّتِ النَّوافِلُ بِالْفَریضَةِ فَارْفَضُوها.»</p><p style="line-height: 200%;"> <font color="#000080">به راستى هر كه عبادت را به خاطر عبادت طلب كند خود را تزكیه نمودهاست. هر گاه مستحبّات به واجبات زیان رساند آن را ترك كنید.</font></p> <hr width="60%" color="#996600" size="3"> <p style="line-height: 150%;"> <font color="#800000">19- عاقل خیرخواه</font></p><p style="line-height: 200%;"> «لا یغُشُّ الْعاقِلُ مَنِ اسْتَنْصَحَهُ.»</p><p style="line-height: 200%;"> <font color="#000080">عاقل و خردمند به كسى كه از او نصیحت و اندرز خواهد، خیانت نكند.</font></p> <hr width="60%" color="#996600" size="3"> <p style="line-height: 150%;"> <font color="#800000">20- ارزش دادن به آثار عبادت</font></p><p style="line-height: 200%;"> «إِذا لَقِىَ أَحَدُكُمْ أَخاهُ فَلْیقَبِّلْ مَوْضِعَ النُّورِ مِنْ جَبْهَتِهِ.»</p><p style="line-height: 200%;"> <font color="#000080">هر گاه یكى از شما برادر خود را ملاقات كند، باید كه محلّ نور پیشانى (یعنى محلّ سجده) او را ببوسد.</font></p> <hr width="60%" color="#996600" size="3"> <p style="line-height: 150%;"> <font color="#800000">21- امید و پشتكار</font></p><p style="line-height: 200%;"> «وَ اعْمَلْ لِدُنْیاكَ كَأَنـَّكَ تَعیشُ أَبَدًا، وَ اعْمَلْ لاِخِرَتِكَ كَأَنـَّكَ تَمُوتُ غَدًا، وَ إِذا أَرَدْتَ عِزًّا بِلا عَشیرَة، وَ هَیبَةً بِلا سُلْطان فَاخْرُجْ مِنْ ذُلِّ مَعْصِیةِ اللّهِ إِلى عِزِّ طاعَةِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ.»</p><p style="line-height: 200%;"> <font color="#000080">براى دنیایت چنان كار كن كه گویا همیشه زندگى مىكنى، و براى آخرتت به گونه اى كاركن كه گویا فردا خواهى مُرد، و اگر عزّتى بدون بستگان و شكوهى بدون سلطنت خواهى، از معصیت و نافرمانى خدا به طاعت و فرمانبرى خداوند عزّوجلَّ درآى.</font></p> <hr width="60%" color="#996600" size="3"> <p style="line-height: 150%;"> <font color="#800000">22- نشانه هاى مكارم اخلاق</font></p><p style="line-height: 200%;"> «مَكارِمُ الاَْخْلاقِ عَشَرَةٌ: صِدْقُ اللِّسانِ وَ صِدْقُ الْبَأْسِ وَ إِعْطاءُ السّائِلِ وَ حُسْنُ الخُلْقِ وَ الْمُكافاتُ بِالصَّنائِعِ وَ صِلَةُ الرَّحِمِ وَ التَّذَمُّمُ عَلَى الْجارِ، وَ مَعْرِفَةُ الْحَقِّ لِلصّاحِبِ وَ قِرْىُ الضَّیفِ وَ رَأْسُهُنَّ الْحَیاءُ.»</p><p style="line-height: 200%;"> <font color="#000080">مكارمو فضائل اخلاق ده چیز است:1 ـ راستگویى، 2 ـ راستگویى در وقت سختى و گرفتارى، 3 ـ بخشش به سائل، 4 ـ خوش خُلقى، 5 ـ پاداش در مقابل كارها و ابتكارات، 6 ـ پیوند با خویشان، 7 ـ حمایت از همسایه، 8 ـ حق شناسى درباره دوست و رفیق، 9 ـ میهمان نوازى، 10 ـ و در رأس همه اینها شرم و حیاست.</font></p> <hr width="60%" color="#996600" size="3"> <p style="line-height: 150%;"> <font color="#800000">23- پرهیز از تملّق و بدگویى</font></p><p style="line-height: 200%;"> «قالَ(علیه السلام) لِرّجُل : إِیاكَ أَنْ تَمْدَحَنِى فَأَنـَا أَعْلَمُ بِنَفْسِى مِنْكَ أَوْتُكَذِّبَنِى فَإِنَّهُ لا رَأْىَ لِمَكْذُوب أَوْتَغْتابَ عِنْدِى أَحَدًا.»</p><p style="line-height: 200%;"> <font color="#000080">امام به شخصى فرمود : مبادا مرا ستایش كنى، زیرا من خود را بهتر مىشناسم، یا مرا دروغگو شمارى، زیرا دروغگو اندیشه و عقیده [ثابتى] ندارد، یا كسى را نزد من بدگویى نمایى.</font></p> <hr width="60%" color="#996600" size="3"> <p style="line-height: 150%;"> <font color="#800000">24- عوامل هلاكت آدمى</font></p><p style="line-height: 200%;"> هَلاكُ النّاسِ فى ثَلاث: أَلْكِبْرُ، أَلْحِرْصُ، أَلْحَسَدُ.</p><p style="line-height: 200%;"> أَلْكِبْرُ بِهِ هَلاكُالدّینِ وَ بِهِ لُعِنَ إِبْلیسُ.</p><p style="line-height: 200%;"> أَلْحِرْصُ عَدُوُّ النَّفْسِ وَ بِهِ أُخْرِجَ آدَمُ مِنَ الْجَنَّةِ.</p><p style="line-height: 200%;"> أَلْحَسَدُ رائِدُ السُّوءِ وَ بِهِ قَتَلَ قابیلُ هابیلَ.</p><p style="line-height: 200%;"> <font color="#000080">هلاكت و نابودى مردم در سه چیز است:كبر، حرص، حسد.</font></p><p style="line-height: 200%;"> <font color="#000080">تكبّر كه به سبب آن دین از بین مىرود و به واسطه آن، ابلیس، مورد لعنت قرار گرفت.</font></p><p style="line-height: 200%;"> <font color="#000080">حرص كه دشمن جان آدمى است وبه واسطه آن آدم از بهشت خارج شد.</font></p><p style="line-height: 200%;"> <font color="#000080">حسد كه سررشته بدى است و به واسطه آن قابیل، هابیل را كشت.</font></p> <hr width="60%" color="#996600" size="3"> <p style="line-height: 150%;"> <font color="#800000">25- تقوا و تفكّر</font></p><p style="line-height: 200%;"> «أُوصیكُمْ بِتَقْوَى اللّهِ وَ إِدامَةُ التَّفَكُّرِ فَإِنَّ التَّفَكُّرَ أَبُو كُلِّ خَیر وَ أُمُّهُ.»</p><p style="line-height: 200%;"> <font color="#000080">شما را به پرهیزگارى و ترس از خدا و ادامه تفكّر و اندیشه سفارش مىكنم، زیرا كه تفكّر و اندیشه، پدر و مادر تمام خیرات است.</font></p> <hr width="60%" color="#996600" size="3"> <p style="line-height: 150%;"> <font color="#800000">26- شستشوى دستها قبل و بعد از غذ</font></p><p style="line-height: 200%;"> «غَسْلُ الْیدَینِ قَبْلَ الطَّعامِ ینْفِى الْفَقْرَ وَ بَعْدَهُ ینْفِى الْهَمَّ.»</p><p style="line-height: 200%;"> <font color="#000080">شستن دستها پیش از غذا، فقر را از بین مىبرد و بعد از غذا، غم و اندوه را مىزداید.</font></p> <hr width="60%" color="#996600" size="3"> <p style="line-height: 150%;"> <font color="#800000">27- دنیا، سراى عمل</font></p><p style="line-height: 200%;"> «أَلنّاسُ فی دارِ سَهْو وَغَفْلَة یعْمَلُونَ وَ لا یعْلَمُون فَإِذا صارُوا إِلى دارِ الاْخِرَةِ صارُوا إِلى دارِ یقین یعْلَمُونَ وَ لا یعْمَلُونَ.»</p><p style="line-height: 200%;"> <font color="#000080">مردم در این دنیا در سراى بىخبرى و غفلت به سر مىبرند، كار مىكنند و نمىدانند. وقتى كه به سراى آخرت رفتند، به خانه یقین مىرسند، آن گاه است كه مىدانند، ولى دیگر كار نمىكنند.</font></p> <hr width="60%" color="#996600" size="3"> <p style="line-height: 150%;"> <font color="#800000">28- همراهى با مردم</font></p><p style="line-height: 200%;"> «صاحِبِ النّاسَ بِمِثْلِ ما تُحِبُّ أَنْ یصاحِبُوكَ.»</p><p style="line-height: 200%;"> <font color="#000080">چنان با مردم مصاحبت داشته باش كه خود دوست دارى به همان گونه با تو مصاحبت كنند.</font></p> <hr width="60%" color="#996600" size="3"> <p style="line-height: 150%;"> <font color="#800000">29- عقاب و ثواب مضاعف</font></p><p style="line-height: 200%;"> «وَ اللّهِ إِنّى لاََخافُ أَنْ یضاعَفَ لِلْعاصى مِنَّا الْعَذابُ ضِعْفَینِ وَ أَرْجُوا أَنْ یؤْتِىَ الُْمحْسِنَ مِنّا أَجْرَهُ مَرَّتَینِ.»</p><p style="line-height: 200%;"> <font color="#000080">به خدا قسم من ترس از آن دارم كه عذاب گناهكاران از ما اهل بیت دو چندان گردد، و امید آن را دارم كه نیكوكار از ما اهل بیت نیز پاداشش دو برابر باشد.</font></p> <hr width="60%" color="#996600" size="3"> <p style="line-height: 150%;"> <font color="#800000">30- نقش عقل، همّت و دین</font></p><p style="line-height: 200%;"> «لا أَدَبَ لِمَنْ لا عَقْلَ لَهُ، وَ لا مُرُوَّةَ لِمَنْ لاهِمَّةَ لَهُ، وَ لا حَیاءَ لِمَنْ لا دینَ لَهُ.»</p><p style="line-height: 200%;"> <font color="#000080">كسى كه عقل ندارد، ادب ندارد و كسى كه همّت ندارد، جوانمردى ندارد و كسى كه دین ندارد، حیا ندارد.</font></p> <hr width="60%" color="#996600" size="3"> <p style="line-height: 150%;"> <font color="#800000">31- تعلیم و تعلّم</font></p><p style="line-height: 200%;"> «عَلِّمِ النّاسَ عِلْمَكَ وَ تَعَلَّمْ عِلْمَ غَیرِكَ.»</p><p style="line-height: 200%;"> <font color="#000080">مردم را با دانشت، دانش بیاموز و خود نیز دانش دیگران را فراگیر.</font></p> <hr width="60%" color="#996600" size="3"> <p style="line-height: 150%;"> <font color="#800000">32- روى آوردن به چه كسى؟</font></p><p style="line-height: 200%;"> «لا تَأْتِ رَجُلاً إِلاّ أَنْ تَرْجُوَ نَوالَهُ أَوْ تَخافَ بَأْسَهُ أَوْ تَسْتَفیدَ مِنْ عِلْمِهِ أَوْ تَرْجُوَ بَرَكَتَهُ وَ دُعائَهُ أَوْ تَصِلَ رَحِمًا بَینَكَ وَ بَینَهُ.»</p><p style="line-height: 200%;"> <font color="#000080">نزد كسى مرو، مگر آن كه به بخشش او امیدوار، یا از قدرتش بیمناك، یا از دانشش بهره مند، یا به بركت و دعایش امیدوار باشى، یا آن كه بین تو و او پیوند خویشاوندىاى باشد.</font></p> <hr width="60%" color="#996600" size="3"> <p style="line-height: 150%;"> <font color="#800000">33- عقل و جهل</font></p><p style="line-height: 200%;"> «لا غِنى أَكْبَرُ مِنَ الْعَقْلِ وَ لا فَقْرَ مِثْلُ الْجَهْلِ وَ لا وَحْشَةَ أَشَدُّ مِنَ الْعُجْبِ، وَ لا عَیشَ أَلَذُّ مِنْ حُسْنِ الْخُلْقِ.»</p><p style="line-height: 200%;"> <font color="#000080">هیچ بىنیازىاى بزرگتر از عقل و هیچ فقرى مانند جهل و هیچ وحشتى سختتر از خودپسندى و هیچ عیشى لذّت بخشتر از خوش اخلاقى نیست.</font></p> <hr width="60%" color="#996600" size="3"> <p style="line-height: 150%;"> <font color="#800000">34- على(علیه السلام)، دروازه ایمان</font></p><p style="line-height: 200%;"> «إِنَّ عَلِیا بابٌ مَنْ دَخَلَهُ كانَ مُؤْمِنًا وَ مَنْ خَرَجَ مِنْهُ كانَ كافِرًا.»</p><p style="line-height: 200%;"> <font color="#000080">على(علیه السلام) دروازه ایمان است، هر كه داخل آن شد مؤمن و هر كه خارج از آن شد كافر است.</font></p> <hr width="60%" color="#996600" size="3"> <p style="line-height: 150%;"> <font color="#800000">35- حقّ اهل بیت</font></p><p style="line-height: 200%;"> «وَ الَّذى بَعَثَ مُحَمَّدًا بِالْحَقِّ لا ینْتَقِصُ أَحَدٌ مِنْ حَقِّنا إِلاّ نَقَصَهُ اللّهُ مِنْ عَمَلِهِ.»</p><p style="line-height: 200%;"> <font color="#000080">قسم به خدایى كه محمّد(صلى الله علیه وآله وسلم) را به حقّ برانگیخت، هیچ كس از حقّ ما اهل بیت چیزى را كم نكند، مگر آن كه خداوند از عملش چیزى را كم گرداند.</font></p> <hr width="60%" color="#996600" size="3"> <p style="line-height: 150%;"> <font color="#800000">36- اوّل سلام، آن گاه كلام</font></p><p style="line-height: 200%;"> «مَنْ بَدَأَ بِالْكَلامِ قَبْلَ السَّلامِ فَلا تُجیبُوهُ.»</p><p style="line-height: 200%;"> <font color="#000080">كسى كه پیش از سلام كردن، آغاز به سخن گفتن نماید، جوابش را ندهید! </font> </p> <hr width="60%" color="#996600" size="3"> <p style="line-height: 150%;"> <font color="#800000">37- نیكى و پرسش؟</font></p><p style="line-height: 200%;"> «أَلشُّرُوعُ بِالْمَعْرُوفِ وَ الاِْعْطاءُ قَبْلَ السُّؤالِ مِنْ أَكْبَرِ السُّؤْدَدِ.»</p><p style="line-height: 200%;"> <font color="#000080">آغاز نمودن به نیكى و بذل و بخشش، پیش از درخواست نمودن، از بزرگترین شرافتها و بزرگىهاست.</font></p> <hr width="60%" color="#996600" size="3"> <p style="line-height: 150%;"> <font color="#800000">38- فراگیرى و كتابت دانش</font></p><p style="line-height: 200%;"> «تَعَلَّمُوا الْعِلْمَ فَإِنْ لَمْ تَسْتَطیعُوا حِفْظَهُ فَاكْتُبُوهُ وَ ضَعُوهُ فى بُیوتِكُمْ.»</p><p style="line-height: 200%;"> <font color="#000080">دانش را فرا گیرید و اگر توانِ حفظ كردنش را ندارید آن را بنویسید و در خانههایتان بگذارید.</font></p> <hr width="60%" color="#996600" size="3"> <p style="line-height: 150%;"> <font color="#800000">39- دعاى مستجاب</font></p><p style="line-height: 200%;"> «أَنـَا الضّامِنُ لِمَنْ لَمْ یهْجِسْ فى قَلْبِهِ إِلاَّ الرِّضا أَنْ یدْعُوَ اللّهَ فَیسْتَجابُ لَهُ.»</p><p style="line-height: 200%;"> <font color="#000080">كسى كه در قلبش جز رضا و خشنودى خدا خطور نكند، چون خدا را بخواند، من ضامن اجابت دعاى او هستم.</font></p> <hr width="60%" color="#996600" size="3"> <p style="line-height: 150%;"> <font color="#800000">40- عبادت و پرستش</font></p><p style="line-height: 200%;"> «مَنْ عَبَدَ اللّهَ عَبَّدَ اللّهُ لَهُ كُلَّ شَىْء.»</p><p style="line-height: 200%;"> <font color="#000080">كسى كه خدا را اطاعت و عبادت كند، خداوند همه چیز را مطیع او گرداند.</font></p> text/html 2011-07-04T13:21:46+01:00 alaki007.mihanblog.com پایگاه شهید احمد طالبی چهل حدیث کربلا http://alaki007.mihanblog.com/post/8 <p class="p1">حدیث اول: حریم پاك.</p>عن النبى (ص) قال:... و هى اطهر بقاع الارض واعظمها حرمة و إنها لمن بطحاء الجنة.<br>پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله) در ضمن حدیث بلندى مى‏فرماید:<br>كربلا پاكترین بقعه روى زمین و از نظر احترام بزرگترین بقعه‏ها است و الحق كه كربلا از بساطهاى بهشت است.<br>بحار الانوار، ج 98، ص 115 و نیز كامل الزیارات، ص 264<br><p class="p1">حدیث دوم: سرزمین نجات</p>قال رسول الله (صلى الله علیه و آله):<br>یقبر ابنى بأرض یقال لها كربلا هى البقعة التى كانت فیها قبة الاسلام نجا الله التى علیها المؤمنین الذین امنوا مع نوح فى الطوفان.<br>پیامبر خدا (ص) فرمود: پسرم حسین در سرزمینى به خاك سپرده مى‏شود كه به آن كربلا گویند، زمین ممتازى كه همواره گنبد اسلام بوده است، چنانكه خدا یاران مومن حضرت نوح را در همانجا از طوفان نجات داد .<br>كامل الزیارات، ص،269، باب 88، ح 8<br><p class="p1">حدیث سوم:مسلخ عشق‏</p>قال على (علیه السلام): هذا... مصارع عشاق شهداء لا یسبقهم من كان قبلهم و لا یلحقهم من كان بعدهم.<br>حضرت على (علیه السلام) روزى گذرش از كربلا افتاد و فرمود:<br>اینجا قربانگاه عاشقان و مشهد شهیدان است شهیدانى كه نه شهداى گذشته و نه شهداى آینده به پاى آنها نمى‏رسند. تهذیب، ج 6، ص،73 و بحار، ج 98، ص .116<br><p class="p1">حدیث چهارم: عطر عشق‏</p>قال على (علیه السلام): واها لك ایتها التربة لیحشرن منك قوم یدخلون الجنة بغیر حساب‏<br>امیر المومنین (علیه السلام) خطاب به خاك كربلا فرمود: چه خوشبویى اى خاك! در روز قیامت قومى از تو بپا خیزند كه بدون حساب و بى درنگ به بهشت روند. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید، ج 4، ص 169<br><p class="p1">حدیث پنجم: ستاره سرخ محشر</p>قال على بن الحسین (علیه السلام): تزهر أرض كربلا یوم القیامة كالكوكب الدرى وتنادى انا ارض الله المقدسة الطیبة المباركة التى تضمنت سید الشهداء و سید شباب اهل الجنة.<br>امام سجاد (علیه السلام) فرمود: زمین كربلا، در روز رستاخیز، چون ستاره مرواریدى مى‏درخشد و ندا مى‏دهد كه من زمین مقدس خدایم، زمین پاك و مباركى كه پیشواى شهیدان و سالار جوانان بهشت را در بر گرفته است . ادب الطف، ج 1، ص 236، به نقل از كامل الزیارات، ص 268. <br><p class="p1">حدیث ششم: كربلا وبیت المقدس‏</p>قال ابوعبدالله (علیه السلام) : الغاضریة من تربة بیت المقدس.<br>امام صادق (علیه السلام) فرمود: كربلا از خاك بیت المقدس است. كامل الزیارات، ص 269، باب 88 ح،.7<br><p class="p1">حدیث هفتم: فرات و كربلا</p>قال ابو عبد الله: ان أرض كربلا وماء الفرات اول ارض و اول ماء قدس الله تبارك و تعالى...<br>امام صادق (علیه السلام) فرمود: سرزمین كربلا و آب فرات، اولین زمین و نخستین آبى بودند كه خداوند متعال به آنها قداست وشرافت بخشید. بحار الانوار، ج،98، ص 109 و نیز كامل الزیارات، ص .269<br><p class="p1">حدیث هشتم: كربلا كعبه انبیاء</p>قال ابو عبدالله (علیه السلام): لیس نبى فى السموات و الارض و اءلا یسألون الله تبارك و تعالى ان یوذن لهم فى زیارة الحسین (علیه السلام) ففوج ینزل و فوج یعرج.<br>امام صادق (علیه السلام) فرمود: هیچ پیامبرى در آسمانها و زمین نیست مگر این كه مى‏خواهند خداوند متعال به آنان رخصت دهد تا به زیارت امام حسین (علیه السلام) مشرف شوند، چنین است كه گروهى به كربلا فرود آیند و گروهى از آنجا عروج كنند. مستدرك الوسائل، ج 10، ص 244 به نقل از كامل الزیارات، ص 111<br><p class="p1">حدیث نهم: كربلا، مطاف فرشتگان‏</p>قال ابو عبدالله (علیه السلام): لیس من ملك فى السموات و الارض إلا یسألون الله تبارك و تعالى ان یوذن لهم فى زیارة الحسین (علیه السلام) ففوج ینزل و فوج یعرج.<br>امام صادق (علیه السلام) فرمود: هیچ فرشته‏اى در آسمانها و زمین نیست مگر این كه مى‏خواهد خداوند متعال به او رخصت دهد تا به زیارت امام حسین (علیه السلام) مشرف شود، چنین است كه همواره فوجى از فرشتگان به كربلا فرود آیند و فوجى دیگر عروج كنند و از آنجا اوج گیرند. مستدرك الوسائل، ج 10، ص 244 به نقل از كامل الزیارات، ص 111<br><p class="p1">حدیث دهم: راه بهشت‏</p>قال ابو عبدالله (علیه السلام): موضع قبر الحسین (علیه السلام) ترعة من ترع الجنة.<br>امام صادق (علیه السلام) فرمود: جایگاه قبر امام حسین (علیه السلام) درى از درهاى بهشت است. كامل الزیارات، ص 271، باب 89، ح 1<br><p class="p1">حدیث یازدهم:كربلا حرم امن‏</p>قال ابو عبدالله (علیه السلام): ان الله اتخذ كربلا حرما آمنا مباركا قبل ان یتخذ مكة حرما<br>امام صادق (ع) فرمود: به راستى كه خدا كربلا را حرم امن و با بركت قرار داد پیش از آنكه مكه را حرم قرار دهد<br>كامل الزیارات، ص 267 بحار، ج،98، ص .110<br><p class="p1">حدیث دوازدهم: زیارت مداوم‏</p>قال الصادق (علیه السلام): زوروا كربلا و لا تقطعوه فاءن خیر أولاد الانبیاء ضمنته...<br>امام صادق (ع) فرمود: كربلا را زیارت كنید و این كار را ادامه دهید، چرا كه كربلا بهترین فرزندان پیامبران را در آغوش خویش گرفته است. كامل الزیارات، ص 269<br><p class="p1">حدیث سیزدهم: بارگاه مبارك‏</p>قال الصادق (علیه السلام) : «شاطى‏ء الوادى الایمن» الذى ذكره الله فى القرآن،(*) هو الفرات و «البقعة المباركة» هى كربلا.<br>امام صادق (ع) فرمود: آن «ساحل وادى ایمن» كه خدا در قرآن یادكرده فرات است و با «بارگاه با بركت» نیز كربلا است. *. قرآن مجید، سوره قصص آیه 30 بحار الانوار، ج 57، ص 203؛ به نقل از تهذیب‏<br><p class="p1">حدیث چهاردهم: شوق زیارت‏</p>قال الامام باقر (علیه السلام): لو یعلم الناس ما فى زیارة قبر الحسین (علیه السلام) من الفضل، لماتوا شوقا<br>امام باقر (علیه السلام) فرمود: اگر مردم مى‏دانستند كه چه فضیلتى در زیارت مرقد امام حسین (علیه السلام) است از شوق زیارت مى‏مردند. ثواب الاعمال، ص 319؛ به نقل از كامل الزیارات.<br><p class="p1">حدیث پانزدهم: حج مقبول و ممتاز</p>قال ابوجعفر (علیه السلام): زیارة قبر رسول الله صلى الله علیه و آله و زیارة قبور الشهداء، و زیارة قبر الحسین بن على علیهما السلام تعدل حجة مبرورة مع رسول الله صلى الله علیه و آله.<br>امام باقر علیه السلام فرمودند: زیارت قبر رسول خدا «ص» و زیارت مزار شهیدان، و زیارت مرقد امام حسین علیه السلام معادل است با حج مقبولى كه همراه رسول خدا «ص» بجا آورده شود .مستدرك الوسائل، ج 1 ص، 266 و نیزكامل الزیارات، ص 156<br><p class="p1">حدیث شانزدهم: تولدى تازه‏</p>عن حمران قال: زرت قبر الحسین (علیه السلام) فلما قدمت جاءنى ابو جعفر محمد بن على (علیه السلام).... فقال (علیه السلام) ابشر یا حمران فمن زار قبور شهداء آل محمد (ص) یرید الله بذلك وصلة نبیة حرج من ذنوبه كیوم ولدته امه. حمران مى‏گوید هنگامى كه از سفر زیارت امام حسین (ع) برگشتم، امام باقر (علیه السلام) به دیدارم آمد و فرمود:<br>اى حمران! به تو مژده مى‏دهم كه هر كس قبور شهیدان آل محمد (ص) را زیارت كند مرادش از این كار رضایت خدا و تقرب به پیامبر (ص) باشد، از گناهانش بیرون مى‏آید چون روزى كه مادرش او را زاد. امالى شیخ طوسى، ج 2، ص 28، چاپ نجف بحار، ج 98، ص 20<br><p class="p1">حدیث هفدهم: زیارت مظلوم‏</p>عن ابى جعفر و ابى عبد الله (علیهما السلام) یقولان: من احب أن یكون مسكنه و مأواه الجنة، فلا یدع زیارة المظلوم.<br>از امام باقر و امام صادق (ع) نقل شده كه فرمودند: هر كس كه مى‏خواهد مسكن و مأوایش بهشت باشد، زیارت مظلوم (علیه السلام) را ترك نكند. مستدرك الوسائل، ج 10، ص .253<br><p class="p1">حدیث هجدهم: شهادت و زیارت‏</p>قال الامام الصادق (علیه السلام): زوروا قبر الحسین (علیه السلام) و لا تجفوه فاءنه سید شباب أهل الجنة من الخلق وسید شباب الشهداء<br>امام صادق (ع) فرمود: مرقد امام حسین (علیه السلام) را زیارت كنید و با ترك زیارتش به او ستم نورزید چرا كه او سید جوانان بهشت از مردم و سالار جوانان شهید است. مستدرك الوسائل ج 10 ص 256 و كامل ، ص 109<br><p class="p1">حدیث نوزدهم: زیارت،بهترین كار</p>قال ابو عبدالله (علیه السلام): زیارة قبر الحسین بن على علیهما السلام من أفضل ما یكون من الأعمال.<br>امام صادق (ع) فرمود: زیارت قبر امام حسین (علیه السلام) از بهترین كارهاست كه مى‏تواندانجام یابد.<br>مستدرك الوسائل، ج 10، ص .311<br><p class="p1">حدیث بیستم: سفره‏هاى نور</p>قال الامام الصادق (علیه السلام) : من سره ان یكون على موائد النور یوم القیامة فلیكن من زوار الحسین بن على (علیهما السلام)امام صادق (ع) فرمود: هر كس دوست دارد روز قیامت، بر سر سفره‏هاى نور بنشیند باید از زائران امام حسین (علیه السلام) باشد. وسائل الشیعه، ج 10، ص 330، بحار الانوار، ج 98، ص 72.<br><p class="p1">حدیث بیست ویكم: شرط شرافت‏</p>قال الصادق (علیه السلام) : من اراد ان یكون فى جوار نبیه و جوار على و فاطمه فلا یدع زیارة الحسین علیهم السلام .امام صادق (ع) فرمود: كسى كه مى‏خواهد در همسایگى پیامبر (ص) ودر كنار على (ع) و فاطمه (س) باشد زیارت امام حسین (ع) را ترك نكند. وسائل الشیعه، ج 10 ص 331، ح 39<br><p class="p1">حدیث بیست ودوم: زیارت، فریضه الهى‏</p>قال ابو عبدالله (علیه السلام): لو ان احد كم حج دهره ثم لم یزر الحسین بن على (علیه السلام) لكان تاركا حقا من حقوق رسول الله «ص» لان حق الحسین فریضة من الله تعلى واجبه على كل مسلم.<br>امام صادق (ع) فرمود: اگر یكى از شما تمام عمرش را احرام حج ببندد اما امام حسین (علیه السلام) را زیارت نكند حقى از حقوق رسول خدا (ص) را ترك كرده است چرا كه حق حسین (ع) فریضه الهى و بر هر مسلمانى واجب و لازم است. وسائل الشیعه، ج 10، ص 333<br><p class="p1">حدیث بیست وسوم: كربلا كعبه كمال‏</p>قال ابو عبدالله (علیه السلام): من لم یأت قبر الحسین (علیه السلام) حتى یموت كان منتقص الاءیمان منتقص الدین، اءن ادخل الجنة كان دون المؤمنین فیها.<br>امام صادق (ع) فرمود: هر كس به زیارت قبر امام حسین (ع) نرود تا بمیرد ایمانش نا تمام و دینش ناقص خواهد بود به بهشت هم كه برود پایین تر از مومنان در آنجا خواهد بود. وسائل الشیعه، ج 10 ص 335<br><p class="p1">حدیث بیست و چهارم: از زیارت تا شهادت‏</p>قال ابو عبدالله (علیه السلام): لا تدع زیارة الحسین بن على علیهما السلام و مر أصحابك بذلك یمد الله فى عمرك و یزید فى رزقك و یحییك‏ء الله سعیدا و لا تموت الا شهیدا.<br>امام صادق (ع) فرمود: زیارت امام حسین علیه السلام را ترك نكن وبه دوستان و یارانت نیز همین را سفارش كن! تا خدا عمرت را دراز و روزى و رزقت را زیاد كند و خدا تورا با سعادت زنده دارد و نمیرى مگر شهید. وسائل الشیعه، چ 10 ص،335<br><p class="p1">حدیث بیست و پنجم: حدیث محبت‏</p>عن ابى عبد الله قال: من اراد الله به الخیر قذف فى قلبه حب الحسین (علیه السلام) وزیارته و من اراد الله به السوء قذف فى قلبه بغض الحسین (علیه السلام) و بغض زیارته.<br>امام صادق (ع) فرمود: هر كس كه خدا خیر خواه او باشد محبت حسین (ع) و زیارتش را در دل او مى‏اندازد و هر كس كه خدا بدخواه او باشد كینه وخشم حسین (ع) و خشم زیارتش را در دل او مى‏اندازد. وسائل الشیعه، ج 10 ص 388، بحار الانوار، ج 98، ص 76<br><p class="p1">حدیث بیست وششم: نشان شیعه بودن‏</p>قال الصادق (علیه السلام): من لم یأت قبر الحسین (علیه السلام) و هو یزعم انه لنا شیعة حتى یموت فلیس هو لنا شیعة و ان كان من اهل الجنة فهو من ضیفان اهل الجنة<br>امام صادق (علیه السلام) فرمود: كسى كه به زیارت قبر امام حسین نرود و خیال كند كه شیعه ما است و با این حال و خیال بمیرد او شیعه ما نیست واگر هم از اهل بهشت باشد از میهمانان اهل بهشت خواهد بود. كامل الزیارات، ص 193، بحار الانوار، ج 98 ص 4<br><p class="p1">حدیث بیست و هفتم: سكوى معراج‏</p>قال الصادق (علیه السلام) : من اتى قبر الحسین (علیه السلام) عارفا بحقة كتبه الله عزوجل فى اعلى علیین‏<br>امام صادق (ع) فرمود: هر كس كه به زیارت قبر حسین (علیه السلام) نایل شود و به حق آن حضرت معرفت داشته باشد خداى متعال او را در بلندترین درجه عالى مقامان ثبت مى‏كند.من لا یحضره الفقیه، ج 2 ، 581<br><p class="p1">حدیث بیست هشتم: مكتب معرفت‏</p>قال ابو الحسن موسى بن جعفر(علیه السلام)<br>أدنى ما یثاب به زائر ابى عبد الله (علیه السلام) بشط فرات إذا عرف حقه و حرمته و ولایته ان یغفر له ما تقدم من ذنبه و ما تأخز.<br>حضرت امام موسى كاظم (علیه السلام) فرمود: كمترین ثوابى كه به زائر امام حسین (علیه السلام) در كرانه فرات داده مى‏شود این است كه تمام گناهان مقدم و موخرش بخشوده مى‏شود. بشرط این كه حق و حرمت ولایت آن حضرت را شناخته باشد. مستدرك الوسائل، ج 10 ص 236، به نقل از كامل الزیارات، ص 138<br><p class="p1">حدیث بیست ونهم: همچون زیارت خدا</p>قال الامام رضا (علیه السلام) من زار قبر الحسین (ع) بشط الفرات كان كمن زار الله‏<br>امام رضا (علیه السلام) فرمود: كسى كه قبر امام حسین (علیه السلام) را در كرانه فرات زیارت كند، مثل كسى <br>است كه خدا را زیارت كرده است. مستدرك الوسائل، ج 10، ص 250؛ به نقل از كامل‏<br><p class="p1">حدیث سى ام: زیارت عاشورا</p>قال الصادق (علیه السلام) : من زار الحسین (علیه السلام) یوم عاشورا وجبت له الجنة<br>امام صادق (ع) فرمود: هر كس كه امام حسین (علیه السلام) را در روز عاشوار زیارت كند بهشت بر او واجب مى‏شود .اقبال الاعمال، ص 568<br><p class="p1">حدیث سى ویكم: بالاتر از روسپیدى‏</p>قال ابو عبدالله (علیه السلام): من باب عند قبر الحسین (علیه السلام) لیلة عاشورا لقى الله یوم القیامة ملطخا بدمه كأنما قتل معه فى عرصه كربلا<br>امام صادق (ع) فرمود: كسى كه شب عاشورا دركنار مرقد امام حسین (علیه السلام) سحر كند روز قیامت در حالى به پیشگاه خدا خواهد شتافت كه به خونش آغشته باشد، مثل كسى كه در میدان كربلا و دركنار امام حسین علیه السلام كشته شده باشد. وسائل الشیعه، ج 10، ص 372<br><p class="p1">حدیث سى دوم: نشانه‏هاى ایمان‏</p>قال ابو محمد الحسن العسكرى (علیه السلام) : علامات المؤمن خمس: صلاة الخمسین، و زیارة الاربعین، و التختم فى الیمین، و تعفیر الجبین و الجهر ببسم الله الرحمن الرحیم.<br>امام حسن عسكرى (علیه السلام) فرمود: نشانه‏هاى مؤمن پنج چیز است: 1 ـ نمازهاى پنجاهگانه (*) 2 ـ زیارت اربعین 3 ـ انگشتر به دست راست كردن 4 ـ بر خاك سجده كردن 5 ـ بسم الله الرحمن الرحیم را بلند گفتن. وسائل الشیعه، ج 10 ص 373 و نیز التهذیب، ج 6 ص 52 <br><p class="p1">حدیث سى و سوم: رواق منظر یار</p>قال رسول الله (ص) :الا و ان الإجابة تحت قبته و الشفاء فى تربته، و الائمة (علیهم السلام) من ولده‏<br>پیامبر خدا(ص) فرمود: بدانید كه اجابت دعا، زیر گنبد حرم او و شفاء در تربت او، و امامان (علیه السلام) از فرزندان اوست‏ .مستدرك الوسائل، ج 10 ص 335<br><p class="p1">حدیث سى و چهارم: تربت و تربیت‏</p>قال الصادق (علیه السلام) : حنكوا اولادكم بتربة الحسین (ع) فإنها امان‏<br>امام صادق (ع) فرمود: كام كودكانتان را با تربت حسین (ع) بردارید چرا كه خاك كربلا فرزندانتان را بیمه مى‏كند .<br>وسائل الشیعه، ج 10 ص 410<br><p class="p1">حدیث سى و پنجم: بزرگترین دارو</p>قال ابو عبدالله (علیه السلام): فى طین قبر الحسین (علیه السلام) الشفاء من كل داء و هو الدواء الاكبر<br>امام صادق (ع) فرمود: شفاى هر دردى در تربت قبر حسین (علیه السلام) است و همان است كه بزرگترین داروست.<br>كامل الزیارات، ص 275 و وسائل الشیعه، ج 10، ص 410<br><p class="p1">حدیث سى و ششم: تربت و هفت حجاب‏</p>قال الصادق (علیه السلام) : السجود على تربة الحسین (علیه السلام) یخرق الحجب السبع.<br>امام صادق (ع) فرمود: سجده بر تربت حسین (علیه السلام) حجابهاى هفتگانه را پاره مى‏كند. مصباح التمهجد، ص 511، و بحار الانوار، ج 98، ص 135<br><p class="p1">حدیث سى و هفتم، سجده بر تربت عشق‏</p>كان الصادق (ع) لا یسجد الا على تربة الحسین (ع) تذللا لله و إسكتانة الیه. رسم حضرت امام صادق (ع) چنین بودكه: جز بر تربت حسین (ع) به خاك دیگرى سجده نمى‏كرد و این كار را از سر خشوع و خضوع براى خدا مى‏كرد. وسائل الشیعه، ج 3، ص .608<br><p class="p1">حدیث سى و هشتم: تسبیح تربت.</p>قال الصادق (ع) : السجود على طین قبر الحسین (ع) ینور الى الارض السابعة و من كان معه سبحة من طین قبر الحسین (ع) كتب مسبحا و ان لم یسبح بها...<br>امام صادق (ع) فرمود: سجده بر تربت قبر حسین (ع) تا زمین هفتم را نور باران مى‏كند و كسى كه تسبیحى از خاك مرقد حسین (ع) را با خود داشته باشد، تسبیح گوى حق محسوب مى‏شود، اگر چه با آن تسبیح هم نگوید. من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 268 وسائل الشیعه، ج 3 ص 608<br><p class="p1">حدیث سى و نهم‏:تربت شفا بخش‏</p>عن موسى بن جعفر (علیه السلام) قال: و لا تأخذوا من تربتى شیئا لتبركوا به فأن كل تربة لنا محرمة الا تربة جدى الحسین بن على علیهما السلام فأن الله عزوجل جعلها شفاء لشیعتنا و أولیائنا.<br>حضرت امام كاظم (ع) در ضمن حدیثى كه از رحلت خویش خبرى مى‏داد فرمود: چیزى از خاك قبر من برندارید تا به آن تبرك جویید چراكه خودرن هر خاكى جز تربت جدم حسین (ع) بر ما حرام است، خداى متعال تنها تربت كربلا را براى شیعیان و دوستان ما شفا قرار داده است. جامع الاحادیث الشیعه، ج 12، ص .533<br><p class="p1">حدیث چهلم: یكى از چهار نیاز</p>قال الامام موسى الكاظم (ع) : لا تستغنى شیعتنا عن أربع: خمرة یصلى علیها و خاتم یتختم به و سواك یستاك به و سبحة من طین قبر أبى عبد الله علیه السلام...حضرت امام موسى بن جعفر (علیه السلام) فرمود:<br>پیروان ما از چهار چیز بى‏نیاز نیستند:<br>1 ـ سجاده‏اى كه بر روى آن نماز خوانده شود. 2 ـ انگشترى كه در انگشت باشد. <br>3 ـ مسواكى كه با آن دندانها را مسواك كنند. 4 ـ تسبیحى از خاك مرقد <br>امام حسین (ع) .... تهذیب الاحكام، ج 6، ص 75<br><p class="p_zam"><br></p> text/html 2011-07-04T13:21:13+01:00 alaki007.mihanblog.com پایگاه شهید احمد طالبی حدیث در مورد نیمه شعبان http://alaki007.mihanblog.com/post/7 <span class="T2F2" style="float: left;"></span> <table dir="rtl" width="595" border="0" cellpadding="5" cellspacing="1"><tbody><tr> <td valign="top" width="60"><img title="نیمه شعبان را چگونه بزرگ بداریم" src="http://abna.ir/a/uploads/0/0/0029.GIF" style="float: right;" width="80" border="1" height="60"></td> <td dir="rtl" align="right"> <a target="_blank" href="http://abna.ir/data.asp?lang=1&amp;Id=117092"> <span class="T2F3"><b>نیمه شعبان را چگونه بزرگ بداریم</b></span></a><br> <div class="T2F4">امام زمان (عج) فرمودند: "اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواة احادیثنا فانهم حجتی علیکم و انا حجة الله ــ در مسایلی که برایتان رخ می‌دهد به فقهاء مراجعه كنید چراكه آنان حجت من بر شمایند و من حجت خدایم".</div> <p dir="ltr" align="left"><font style="font-size: 8pt;" color="#a0a0a0">1388/00/00</font> <span class="T2F2" style="float: left;"></span> </p></td></tr></tbody></table> <table dir="rtl" width="595" border="0" cellpadding="5" cellspacing="1"><tbody><tr> <td dir="rtl" align="right"> <a target="_blank" href="http://abna.ir/data.asp?lang=1&amp;Id=116785"> <span class="T2F3"><b>مسجد مقدس جمکران ؛ افراط‌ها و تفریط‌ها</b></span></a><br> <div class="T2F4">به قلم: ع. حسینی عارف (سردبیر خبرگزاری اهل‌بیت علیهم السلام ـ ابنا)</div> <p dir="ltr" align="left"><font style="font-size: 8pt;" color="#a0a0a0">1387/05/20</font> <span class="T2F2" style="float: left;"></span> </p></td></tr></tbody></table> <table dir="rtl" width="595" border="0" cellpadding="5" cellspacing="1"><tbody><tr> <td valign="top" width="60"><img title="برداشت‌های غلط مردم از غیبت و انتظار / مصاحبه با بانوی نوشیعه‌ی آلمانی" src="http://abna.ir/a/uploads/0/0/0029.GIF" style="float: right;" width="80" border="1" height="60"></td> <td dir="rtl" align="right"> <a target="_blank" href="http://abna.ir/data.asp?lang=1&amp;Id=116711"> <span class="T2F3"><b>برداشت‌های غلط مردم از غیبت و انتظار / مصاحبه با بانوی نوشیعه‌ی آلمانی</b></span></a><br> <div class="T2F4">شاید اگر این مقدمه را نخوانید تصور كنید پاسخ‌دهنده به سؤالات، طلبه‌ای از حوزه علمیه است كه سالیان طولانی دود چراغ خورده و در راه كسب معارف الهی زحمت كشیده است ؛ اما... بله، كسانی هستند كه یك‌شبه ره صد ساله بروند ؛ كسانی كه با پشت پا زدن به تمامی علایق مادی، راه حق را برگزیده‌اند ؛ كسانی كه "مسلمان یا شیعه‌ی شناسنامه‌ای" نیستند... «استفی نجدی» از این زمره است ، بانویی آلمانی كه با تشرف به اسلام، مذهب تشیع را برگزید و اینك در خیل منتظران حضرت عشق (عج)‌ حضور دارد. .................. به كوشش: زینب شاه‌علی ـ مهدی مهاجر ـ خلیل‌حسین حسینی </div> <p dir="ltr" align="left"><font style="font-size: 8pt;" color="#a0a0a0">1388/00/00</font> <span class="T2F2" style="float: left;"></span> </p></td></tr></tbody></table> <table dir="rtl" width="595" border="0" cellpadding="5" cellspacing="1"><tbody><tr> <td valign="top" width="60"><img title="ویژگیهای فردی عصر ظهور از دیدگاه شهید مطهری" src="http://abna.ir/a/uploads/0/0/0029.GIF" style="float: right;" width="80" border="1" height="60"></td> <td dir="rtl" align="right"> <a target="_blank" href="http://abna.ir/data.asp?lang=1&amp;Id=116669"> <span class="T2F3"><b>ویژگیهای فردی عصر ظهور از دیدگاه شهید مطهری</b></span></a><br> <div class="T2F4">سید سعید حسینی (دانش‌آموخته حوزه علمیه قم و كارشناس ارشد فلسفه)</div> <p dir="ltr" align="left"><font style="font-size: 8pt;" color="#a0a0a0">1388/00/00</font> <span class="T2F2" style="float: left;"></span> </p></td></tr></tbody></table> <table dir="rtl" width="595" border="0" cellpadding="5" cellspacing="1"><tbody><tr> <td valign="top" width="60"><img title="اعتقاد به مصلح موعود(عج)، محور اتحاد مسلمانان" src="http://abna.ir/a/uploads/0/0/0029.GIF" style="float: right;" width="80" border="1" height="60"></td> <td dir="rtl" align="right"> <a target="_blank" href="http://abna.ir/data.asp?lang=1&amp;Id=116494"> <span class="T2F3"><b>اعتقاد به مصلح موعود(عج)، محور اتحاد مسلمانان</b></span></a><br> <div class="T2F4">چكیده: مقوله مهدویت در تصور آگاهانه اسلامی به تلاشی هدفمند برای انتظار و جهادی بیدارگر تبدیل شده است كه منتظران را برای قدم نهادن در عرصه جهاد و تربیت درونی كه همان جهاد اكبر و مبارزه با شیطان و نفس اماره است، رهبری می‌كند. این نوشتار با نظر به سابقه مسئله مهدویت در قرآن، احادیث نبوی و گفتار اهل‏بیت(ع) و با نگاهی به دیدگاه‌های عالمان متأخر و متقدم اهل‏سنت در این باره، به بررسی زمینه‌های مورد اتفاق مسلمانان در مسئله مهدویت می‌پردازد. نگارنده، در این باره از اتفاق‏نظر در قطعیت برپایی حكومت مهدی(ع)، وحدت نظر در جهانی بودن حكومت‌ مهدوی و یكسانی آراء درباره برخی كیفیات و علائم ظهور به عنوان زمینه‌های مورد اتفاق مسلمانان در مسئله مهدویت نام می‌برد و بر این اعتقاد پای می‌فشارد كه وجود این عرصه‌های عمده اتفاق‏نظر، در نهایت به امر تقریب مذاهب اسلامی خواهد انجامید. این نوشتار در نهایت از امت‌ اسلامی می‌خواهد كه به دلیل اهمیت مقوله مهدویت و خطری كه این مسئله برای منافع و ماهیت دشمنان اسلام به همراه دارد، به توطئه‌های زیركانه آنان علیه اعتقاد به مهدویت در اشكال قدیم و جدید آن توجه كافی داشته باشند.</div> <p dir="ltr" align="left"><font style="font-size: 8pt;" color="#a0a0a0">1388/00/00</font> <span class="T2F2" style="float: left;"></span> </p></td></tr></tbody></table> <table dir="rtl" width="595" border="0" cellpadding="5" cellspacing="1"><tbody><tr> <td valign="top" width="60"><img title="گریه نه، شیعه غروری ازلی می‌خواهد..." src="http://abna.ir/a/uploads/0/0/0029.GIF" style="float: right;" width="80" border="1" height="60"></td> <td dir="rtl" align="right"> <a target="_blank" href="http://abna.ir/data.asp?lang=1&amp;Id=116450"> <span class="T2F3"><b>گریه نه، شیعه غروری ازلی می‌خواهد...</b></span></a><br> <div class="T2F4">محمودرضا برامكه</div> <p dir="ltr" align="left"><font style="font-size: 8pt;" color="#a0a0a0">1388/00/00</font> <span class="T2F2" style="float: left;"></span> </p></td></tr></tbody></table> <table dir="rtl" width="595" border="0" cellpadding="5" cellspacing="1"><tbody><tr> <td valign="top" width="60"><img title="در انتظار فجر عدالت" src="http://abna.ir/a/uploads/0/0/0029.GIF" style="float: right;" width="80" border="1" height="60"></td> <td dir="rtl" align="right"> <a target="_blank" href="http://abna.ir/data.asp?lang=1&amp;Id=116446"> <span class="T2F3"><b>در انتظار فجر عدالت</b></span></a><br> <div class="T2F4">به قلم: عباس جعفری (دانش‌آموخته حوزه علمیه قم و دبیر شورای كتاب مجمع جهانی اهل‌بیت علیهم السلام) </div> <p dir="ltr" align="left"><font style="font-size: 8pt;" color="#a0a0a0">1388/00/00</font> <span class="T2F2" style="float: left;"></span> </p></td></tr></tbody></table> <table dir="rtl" width="595" border="0" cellpadding="5" cellspacing="1"><tbody><tr> <td valign="top" width="60"><img title="مهدویت و جهانی‌شدن" src="http://abna.ir/a/uploads/0/0/0029.GIF" style="float: right;" width="80" border="1" height="60"></td> <td dir="rtl" align="right"> <a target="_blank" href="http://abna.ir/data.asp?lang=1&amp;Id=116288"> <span class="T2F3"><b>مهدویت و جهانی‌شدن</b></span></a><br> <div class="T2F4">به قلم: سید جواد میرخلیلی (پژوهشگر در حوزه ادیان و مذهب) .............................. چکیده: با توجه به اهمیت بحث از مهدویت و همچنین تخصصی‌تر شدن و نگرش‌های عمیقتر نسبت به مسأله مهدویت و نیز جایگاه مهم موضوع جهانی شدن به منزله یک پدیده، فرایند و یا ایدئولوژی، نویسنده در این نوشتار در پی این است تا با پرداختن به این دو موضوع اساسی و مفهوم‌شناسی آن دو، نسبت بین این دو را بررسی كند. از طرفی با پرداختن به آن نوع طرز تلقی از جهانی شدن که با مهدویت، سازگار است، به جنبه‌‌های گوناگون آن می‌پردازد و از سوی دیگر، به ابعاد ناسازگار با مهدویت نیز پرداخته می‌شود.</div> <p dir="ltr" align="left"><font style="font-size: 8pt;" color="#a0a0a0">1388/00/00</font> <span class="T2F2" style="float: left;"></span> </p></td></tr></tbody></table> text/html 2011-07-04T13:18:25+01:00 alaki007.mihanblog.com پایگاه شهید احمد طالبی احادیثی از امام صادق http://alaki007.mihanblog.com/post/9 <div class="postbody"><p dir="rtl">&nbsp;سدیر صیرفی گوید: من و مفضل بن عمر و ابان بن تغلب بر مولایمان امام صادق علیه السلام وارد شدیم و دیدیم كه بر خاك نشسته و مانند مادر فرزند مرده شیدای جگر سوخته ای می گریست و اندوه تا وجناتش رسیده و گونه هایش دگرگون شده و می گوید:</p> <p dir="rtl">« سیدی! غَیبتُكَ نَفَت رُقادی و ضَیَّقَت عَلَّیَ مِهادی و ابتزَّت منی راحةَ فوادی،</p> <p dir="rtl">سیدی! غَیبتُكَ اوصلت مصابی بفجایع الابد و فقدُ الواحد بعد الواحد یُفنی الجمعَ و العدد فما اُحِسُّ بدَمعَةٍ ترقی من عینی و انین یفتر من صدری عن دوارج الرزایا و سوالف البلایا الا مَثَّلَ لِعینی عن عوایر اعظمها و افظعها و بواقی اشَدِّها و انكرها و نوائب مخلوطة بغضبك و نوازل معجونة بسختك. »</p> <p dir="rtl">« <i>مولای من! غیبت تو خواب از دیدگانم ربوده و بسترم را بر من تنگ ساخته و آسایش قلبم را از من سلب نموده است.</i></p> <p dir="rtl"><i>مولای من! غیبت تو اندوه مرا به فجایع ابدی پیوند داده و فقدان یكی پس از دیگری جمع و شمار را نابود كرده است.</i><i>&nbsp;</i></p> <p dir="rtl"><i>من دیگر احساس نمی كنم اشكی را كه از دیدگانم بر گریبانم روان است&nbsp; و ناله ای را كه از مصائب و بلایای گذشته از سینه ام سر می كشد، جز آنچه را كه در برابر دیدگانم مجسم است و از همه گرفتاری ها بزرگتر و جانگدازتر و سخت تر و ناآشناتر است، ناملایماتی كه با غضب تو در آمیخته و مصائبی كه با خشم تو عجین شده است</i>. »</p> <p dir="rtl">سدیر گوید چون امام صادق علیه السلام را در چنین حالی دیدیم كه از شدت وله عقل از سرمان پرید و قلبمان چاك چاك گردید و گفتیم: ای فرزند بهترین خلایق! چشمانتان گریان مباد! از چه حادثه ای اشكتان روان است؟ امام صادق علیه السلام نفس عمیقی كشید كه بر اثر آن درونش برآمد و هراسش افزون شد و فرمود:</p> <p dir="rtl">وای بر شما امروز در كتاب جفر می نگریستم – همان كتابی كه خداوند آن را به محمد صلی الله علیه و آله و ائمه پس از او علیهم السلام اختصاص داده – و در فصولی از آن می نگریستم ، میلاد قائم ما و غیبتش و تاخیر كردن و طول عمرش و بلوای مومنان در آن زمان و پیدایش شكوك در قلوب آنها به واسطه طول غیبت و مرتد شدن آنها از دینشان و بركندن رشته اسلام از گردنهایشان كه خدای تعالی فرموده « و كل الانسان الزمناه طائره فی عنقه»&nbsp; كه مقصود از آن ولایت است و پس از آن كه در آن فصول نگریستم ، رقتی مرا گرفت و اندوه بر من مستولی شد.</p> <p dir="rtl" align="left">كمال الدین / ج2 / باب 33 با اندكی تخلیص</p> <p dir="rtl">امام صادق علیه السلام می فرماید: </p> <p dir="rtl">او پنجمین از فرزندان پسرم موسی است. او پسر خاتون كنیزان است. غیبتی كند كه اهل باطل در آن به شك افتند. سپس خداوند او را ظاهر می نماید و شرق و غرب زمین را به دست وی فتح می كند. عیسی بن مریم آمده و پشت سر او نماز می گزارد و زمین به نور صاحبش روشن و منور می گردد.</p> <p dir="rtl" align="left">كمال الدین ج2 باب 33 </p> <p dir="rtl">امام صادق علیه السلام می فرماید: </p> <p dir="rtl">«یفقد امامهم فیشهد الموسم فیراهم و لا یرونه»</p> <p dir="rtl">مردم امام خود را نیابند و او در موسم حج شاهد ایشان است و آنها را می بیند اما انها او را نمی بینند</p> <p dir="rtl" align="left">كمال الدین ج2 باب 33 ح 34</p> <p dir="rtl">&nbsp;</p> <p dir="rtl">&nbsp;</p> <p dir="rtl">ابوبصیر از امام صادق علیه السلام روایت كند كه در تفسیر آیه 158 انعام فرمود:</p> <p dir="rtl">«یعنی خروج القائم المنتظر منا ثم قال علیه السلام: یا ابابصیر طوبی لشیعة قائمنا المنتظرین لظهوره فی غیبتة و المطیعین له فی ظهوره اولئك اولیاء الله الذین لا خوف علیهم و لا هم یحزنون»</p> <p dir="rtl">یعنی خروج قائم منتظر ما </p> <p dir="rtl">سپس فرمود : ای ابابصیر! خوشا به حال شیعیان قائم ما كسانیكه در غیبتش منتظر ظهور او هستند و در حال ظهورش نیز فرمانبردار اویند&nbsp; آنان اولیای خدا هستند كه نه خوفی بر آنهاست و نه اندوهگین می شوند.</p> <p dir="rtl" align="left">كمال الدین ج2 باب 33 ح 54</p> <p dir="rtl">امام صادق علیه السلام فرمودند:</p> <p dir="rtl">«من مات منتظرا لهذا الامر كان كمن كان مع القائم فی فسطاطه لا بل كان كالضارب بین یدی رسول الله صلی الله علیه و آله بالسیف»</p> <p dir="rtl">هركه منتظر این امر باشد و بمیرد مانند كسی است كه با قائم در خیمه اش باشد ،نه بلكه مانند كسی است كه پیشاروی رسول خدا صلی الله علیه و آله شمشیر زده باشد.</p> <p dir="rtl" align="left">كمال الدین ج2 باب 33 ح 11</p></div> text/html 2011-07-04T13:14:42+01:00 alaki007.mihanblog.com پایگاه شهید احمد طالبی احادیثی درباره ی امام زمان(عج) http://alaki007.mihanblog.com/post/6 <br><table border="0" cellpadding="0" cellspacing="0" width="100%"><tbody><tr><td align="justify"><h3> اشاره: </h3><p> وظایف شیعه در برابر حضرت بقیة الله (عج)، بر دوگونه است: وظایف فردی; وظایف جمعی . برخی از کارها، بر عهده ی افراد است و بعضی از وظایف، بر عهده ی نهادها و سازمان ها و تشکل ها . </p><p> نوشتار حاضر، وظیفه ی مردم و مراکزی مانند حوزه و مساجد و تکیه ها و صدا و سیما و عقیدتی - سیاسی نیروهای مسلح و . . . را شمرده است . </p><p> اللهم وانطقنی بالهدی والهمنی التقوی<sup> (1) </sup></p><p> اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن، صلواتک علیه وعلی آبائه، فی هذه الساعة وفی کل ساعة ولیا وحافظا وقائدا وناصرا ودلیلا وعینا حتی تسکنه ارضک طوعا وتمتعه فیها طویلا .<sup> (2) </sup></p><h3> پیش در آمد </h3><p> مراکز دینی درباره ی حضرت مهدی (عج) چه کارهایی می توانند انجام دهند؟ </p><p> من، برای پاسخ دادن به این پرسش، مراکز مختلف را در نظر گرفتم و برای هر یک وظایفی را نوشتم . نام این مراکز، چنین است: مساجد و تکایا; عقیدتی - سیاسی نیروهای مسلح; صدا و سیما; منبری ها; مداح ها; سازمان و دفتر تبلیغات; نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه ها; اوقاف; حوزه های علمیه; و مردم . </p><h3> وظایف مردم </h3><p> نام حضرت مهدی (عج) را ترویج دهند . </p><p> در قرآن آمده است: </p><p> «. . . یا لیتنی اتخذت مع الرسول سبیلا» .<sup> (3) </sup></p><p> در این جا، «سبیلا» به طور نکره آمده است . مردم، در روز قیامت، هیچ چیز ندارند جز این که می گویند: «ما، اسم بچه مان، حسن و حسین بود .» و همین نخ باریک، این ها را نجات می دهد . این «سبیلا» یعنی یک راه بسیار مختصر، مانند همین که نام پسرش را «مهدی » می گذارد . </p><p> نگویید: «نام برادر من، مهدی است و برادر خانم ام مهدی است، بنابراین، من نمی توانم نام پسرم را مهدی بگذارم .» ! چه طور اگر برادرتان تلفن و تلویزیون و فریزر داشته باشد، نمی گویید، دیگر من نداشته باشم؟ ! چه اشکالی دارد که در همه ی خانه ها، «فاطمه » باشد، «مهدی » باشد؟ ! </p><p> موقوفات برای امام حسین علیه السلام و حضرت ابوالفضل علیه السلام زیاد است، ولی درباره ی قرآن و امام زمان (عج) زیاد نیست . </p><p> برای کتاب هایی که مربوط به امام زمان (عج) است، کسی بانی شود، مثلا، چند هزار جلد کتاب بخرد و به افراد بدهد یا این که یک سری کتاب بخرند و ارزان تر بدهند . </p><p> حدیث داریم که اگر چیزی می خواهی برای بچه ات بخری، شب جمعه بده که او با کلمه ی جمعه و یاد امام زمان (عج) آشنا شود . </p><p> حدیث تکان دهنده ای دیدم . امام فرمودند: «من، روزی صد بار شما را دعا می کنم .» . خیلی بی انصافی است که آقا، روزی صد دفعه ما را دعا کند، ولی ما یک «اللهم کن لولیک » هم نگوییم! </p><p> معلم از دانش آموزان بخواهد یک انشا برای آقا (عج) بنویسند . ما، در ستاد اقامه ی نماز، سه سال است این کار را می کنیم . امسال، ششصد هزار انشا نوشته بودند . </p><p> هدیه ها و چشم روشنی ها، کتاب هایی درباره ی امام زمان (عج) باشد . هدیه ی هر کس، کتابی مطابق نیازش باشد . </p><p> این ها، نمونه ی کارهایی است که مردم می توانند انجام دهند . </p><h3> وظایف عقیدتی - سیاسی نیروهای مسلح </h3><p> سردوشی ها، در روز نیمه ی شعبان داده شود . </p><p> نیمه ی شعبان، نوع غذا و لباس های پادگان ها، فرق کند و مناسب جشن باشد . </p><p> کتاب های ساده ولی پر محتوایی، در نیمه ی شعبان میان کادر، و کارکنان و سربازان، به مسابقه گذاشته شود . </p><p> در همه ی مراسم های صبحگاهی، نام امام زمان (عج) برده شود . </p><p> سربازان، بسیجیان، پاسداران، . . . سربازان امام زمان اند . این مطلب به آنان گفته شود . این، یک نوع تربیت است . قرآن می گوید: </p><p> «. . . ملة ابیکم ابراهیم . . .» ; <sup> (4) </sup></p><p> پدر شما ابراهیم است . </p><p> در حدیث نبوی آمده است: </p><p> «انا وعلی ابوا هذه الامة . . .» .<sup> (5) </sup></p><p> اگر من احساس کنم، پدرم، حضرت ابراهیم پیامبر است، چه خواهد شد؟ اگر انسان احساس کند سرباز امام زمان علیه السلام است، چگونه خواهد بود؟ این مسئله، خودش، یک تلقین است . باید به مناسبت های مختلف، از مهدویت سخن گفت . </p><h3> وظایف مساجد و تکایا </h3><p> این چراغانی ها و جشن ها را باید به نسل نو منتقل کرد . این، خیلی مهم است . </p><p> همان گونه که عاشورا، دیگ های غذا بار می گذارند، در نیمه ی شعبان نیز همه ی مردم اطعام شوند . </p><p> در مساجد، نیمه ی شعبان، احیا گرفته شود . در حدیث آمده است: «کسی که شب نیمه ی شعبان تا صبح نخوابد، آن وقتی که همه ی دل ها مرده است، دل او زنده است .» . اگر همه، یک سمت رفتند، او، به سمت دیگر می رود . در دانشگاه تهران، این کار انجام شد و امسال<sup> (6) </sup> نیز برگزار خواهد شد . جمعیت زیادی می آیند . سخنرانی، و مقاله خوانی از سوی دانشجویان و . . . از برنامه های آنان است . </p><p> از بچه ها بخواهیم که هر کس یک مقاله ی خوب بیاورد و در مسجد بخواند . </p><p> به مناسبت نیمه ی شعبان به فقرا و سال مندان کمک شود . حضرت امام رحمه الله در نوفل لوشاتو که بودند، روز تولد حضرت مسیح، علی نبینا و آله و علیه السلام، به همه ی همسایه های مسیحی سر زدند یا هدیه فرستادند . امام رضا علیه السلام عید غدیر برای دوستان اش انگشتر می فرستادند . در حدیث آمده است: «رسول خدا صلی الله علیه و آله گاهی گوسفندی را ذبح می کردند و گوشت اش را برای خانم هایی که رفیق حضرت خدیجه علیها السلام بودند، می فرستادند . این، بزرگ داشت است . </p><p> غرفه های کتاب و نوارهای مفید در این زمینه ایجاد شود . </p><p> از افرادی که به مسجد نمی آیند، دعوت شود . نیمه ی شعبان، وقت خوبی است که آنان را به طور خصوصی دعوت کنیم . ممکن است لباس مناسبی برای مسجد نداشته باشد یا خدای نکرده نماز بلد نباشد و بالاخره مشکلی داشته باشد، ولی شیرینی خوردن و شعر گوش دادن کاری ندارد . اینان را خصوصی دعوت کنیم . </p><p> البته، می توانیم کلاس هایی نیز در مساجد برگزار کنیم . </p><h3> وظایف صدا و سیما </h3><p> در صدا و سیما، هر شبکه، می تواند کار خاصی انجام دهد . شبکه ی اول، اشعاری که در مورد آقا است، بخواند و شبکه ی دوم، سؤالاتی که در مورد آقا است پاسخ دهد و شبکه ی سوم، نامه ها و توقیعات آقا را تفسیر کند و یک شبکه، شعرا و نویسندگان درجه ی یک را که درباره ی آقا شعر گفته اند، معرفی کند و . . . </p><p> شبکه های صدا و سیما، می توانند هر صبح جمعه، یک برنامه ی ویژه داشته باشند . به لطف الهی، این کار انجام شده است . شبکه ی دو، صبح جمعه، برنامه ای دارد به نام به سوی ظهور . معرفی کتاب، شعر، پاسخ به پرسش ها، و . . . از فعالیت های این برنامه است . </p><p> جمعه، روز آقا است . شرح دعاهای ندبه و عهد و . . . باید در این روز در برنامه ها قرار بگیرد، آن هم شرحی وزین و سنگین، نه این که بگوییم: «یا ابن الحسن! کجا هستی؟» ! عشق، باید در شان امام زمان (عج) باشد . </p><p> پشتیبانی از نمایش نامه ها و فیلم هایی که درباره ی اصحاب امام زمان (عج) و سفرای ایشان و افرادی که ایشان را ملاقات کرده اند، نوشته شده، ضروری می نماید . </p><p> برای برنامه های برون مرزی، می توان کارهایی کرد و به زبان های مختلف، برنامه تولید کرد: اسپانیایی; ژاپنی; انگلیسی; عربی; اردو; . . . </p><p> تفسیری را من به صدا و سیما می دهم که حدود پنج صفحه است . آن را به بیست و هفت زبان ترجمه می کند . ما می توانیم درباره ی امام زمان (عج) هم برنامه های برون مرزی را تحت پوشش قرار دهیم . </p><p> انجمن حجتیه، متلاشی شد . خانه ی خشتی را که خراب می کنیم، باید یک خانه ی آجری بسازیم . آن را خراب کردیم و چیزی به جای آن نساختیم . ما یک تشکیلات راه انداختیم و امسال چهار میلیون بروشور، در باره ی سیمای مهدی (عج)، سیرت مهدی (عج) و . . . چاپ کردیم . آن بروشورها، یکی دو صفحه بیش تر نبود . نسل امروز، حوصله ی مطالعه ندارد . باید مطلب را خلاصه و چکیده به او ارائه کرد . نسلی است که ساندویچ می خورد، چون حوصله ی پختن ندارد و اخیرا، آب میوه می خورد، چون حوصله ی جویدن هم ندارد . از اصول تبلیغ این است که ببینیم، شخص، چه مقدار حوصله دارد . قرآن می فرماید: </p><p> «. . . خفف الله عنکم وعلم ان فیکم ضعفا . . .» ; <sup> (7) </sup></p><p> . . . خداوند، به شما تخفیف داد، و دانست که در شما ضعف است . . . . </p><p>حالا که شما ضعیف هستید، خدا، کوتاه می آید . کارهایی که ما چاپ کردیم، ساده اند . بخشی از کتاب خورشید مغرب، نوشته ی استاد محمد رضا حکیمی است که درباره ی تکلیف ما، در عصر غیبت است . یک میلیون نسخه از آن، چاپ شده است . کارهایی هم در سطح آموزش و پرورش انجام می دهیم و به شبکه های صدا و سیما نامه فرستادیم که اگر می خواهید نیمه ی شعبان را پوشش دهید، ما، مطالبی برای تان می فرستیم که با هم فکری هم، آن ها را کامل می کنیم و ارایه می دهیم . </p><h3> وظایف واعظان و مداحان </h3><p> واعظان و مداحان، باید در میان خودشان، انتخابات راه بیندازند و آن کسی که در وعظ و خطابه، از همه قوی تر است، انتخاب شود تا مسائل را مستدل و پخته مطرح کند . سخن رانی های ما، باید همین محتواهای قرآنی و حدیث باشد . دعا و حدیث بخوانیم . دعا را ساده نگیرید . </p><p> عوامل سقوط یک جامعه چیست؟ اگر حوزه و دانشگاه تحقیق کنند، عصاره ی همه ی رساله های علمی که در مورد سقوط جامعه نوشته شده، در صفحه ی آخر دعای ابوحمزه ی ثمالی است که در مفاتیح الجنان آمده است . امام سجاد علیه السلام می فرماید: «خدایا! پناه می برم به تو از عوامل سقوط » . ایشان، عوامل سقوط را این گونه می شمارد: </p><p> اللهم! انی اعوذبک من الکسل والفشل والهم والجبن والبخل والغفلة والقسوة والذلة والمسکنة والفقر والفاقة وکل بلیة . . . ; <sup> (8) </sup></p><p>خدایا! من، از تنبلی و ناکامی و اندوه و ترس و بزدلی و بخل و غفلت و سنگ دلی و ذلت و خواری و بینوایی و فقر و نیازمندی و هر مصیبتی، به تو پناه می برم . . . . </p><p> عوامل سقوط یک جامعه، تن پروری، جهل و بی سوادی، تفرقه، غفلت، عیش، فقر، . . . است . </p><h3> وظایف نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه ها </h3><p> در کتاب معارف دانشگاه، به مسئله ی حکومت جهانی آینده، توجه شود . متاسفانه، در مباحث معارف دانشگاه دو مورد دیده نمی شد: یکی، بحث نماز و دیگری، امام زمان (عج) ; یعنی، نه از عمود دین و نه از قطب عالم هستی، چیزی نوشته نشده است! اخیرا، بخشی از کتاب معارف دانشگاه را به بحث نماز و مسئله ی حکومت جهانی اختصاص داده اند . </p><p> کتاب های مفید را با نرخ ارزان در اختیار دانشجویان بگذاریم . </p><p> از دانشجویان خوش قلم، تقاضا کنیم که مسئله ی مهدویت را با استفاده از استعداد خود بیان کنند . </p><p> در خواب گاه ها، دعای ندبه و سخنرانی هایی درباره ی امام زمان (عج) انجام شود . </p><p> بروشورهای مفید در شمارگان بالا منتشر شود . </p><p> اردوهای زیارتی و موضوع پایان نامه ها و پاسخ به سؤالات، در این زمینه باشد . </p><p> جشن فارغ التحصیلان دانشگاه، در نیمه ی شعبان برگزار شود . </p><p> دانشجویان با انواع کتاب هایی که درباره ی امام زمان (عج) است، در قالب «نمایش گاه کتاب های مهدویت » آشنا شوند . </p><p> کانون های فرهنگی که به اسم آقا است، ایجاد یا تقویت شود . </p><h3> وظایف اداره ی اوقاف </h3><p> اوقاف مهدیه ها، بی سر و سامان است و باید آن را سر و سامان داد . </p><p> هیئت های امنا، باید متشکل از اقشار مختلف باشند: دانشگاهی; نسل نو; خانم ها; . . . . </p><p> در این کاشی کاری ها که به آن هنر معماری می گویند، باید روایات مربوط به امام زمان (عج) با خط خوانا نوشته شود . </p><p> در نیمه ی شعبان، بخشی از امکانات و بودجه های اوقاف، درباره ی امام زمان (عج) باشد . </p><p> تابلوهای جذابی در امام زاده ها می توان نوشت . </p><p> مسجد جمکران باید سر و سامان بگیرد . جمکران، مال خود امام (عج) است . در هفته، صدها هزار نفر به خاطر امام زمان (عج) به جمکران می آیند . </p><p> نام گذاری مکان های مذهبی موقوفه به نام امام زمان (عج .) </p><h3> وظایف حوزه و سازمان و دفتر تبلیغات اسلامی </h3><p> خرافه زدایی از مسئله ی مهدویت، وظیفه ی حوزه است . امروزه، بازار خرافه داغ شده است . </p><p> هر طلبه، سالی یک کتاب در باره ی آقا مطالعه کند . کتاب های مناسبی، در این زمینه نوشته شده است . </p><p> این جا محیط حوزه است . شما می توانید کارهای سنگین تری انجام دهید . </p><p> بیش ترین چراغانی ها باید در خانه ی علما باشد . ما، به لباسی که پوشیده ایم، افتخار می کنیم . ما، سرباز امام زمان (عج) هستیم . چراغانی مدرسه ی فیضیه، باید بیش از قصابی ها و نانوایی ها باشد; چون، ما، منسوب به امام زمان (عج) هستیم . سهم امام زمان (عج) را ما می خوریم، چراغانی اش را قصاب ها و نانواها می کنند! ما، باید بیش تر اظهار علاقه کنیم! </p><p> با مؤسساتی که مربوط به آقا هستند و مؤسساتی که برای آقا تحقیق می کنند، آشنا شویم . انتقال تجربه، خیلی مهم است . </p><p> آشنایی با شبهات برای پاسخگویی بدان ها، امری بسیار ضروری است . </p><p> مردم را دعوت کنیم که برای امام زمان علیه السلام، صدقه بدهند . ناخدای کشتی هستی، امام زمان (عج) است . برای سلامتی امام زمان (عج) باید صدقه داد . آقا، وقتی می بیند برای سلامتی اش صدقه می دهم، در حق من دعا می کند; چرا که قرآن می فرماید: </p><p> «واذا حییتم بتحیة فحیوا باحسن منها . . .» ; <sup> (9) </sup></p><p> هرگاه به شما تحیت گویند، پاسخ آن را بهتر از آن بدهید . . . . </p><p> اگر من، برای آقا کاری کنم، ایشان حتما، به من لطفی می کند . </p><p> سازمان و دفتر تبلیغات، باید تهیه و توزیع مواد علمی و کتاب و مجلات را انجام دهند . بدین صورت که آمار طلاب را داشته باشند و هر سال، به مناسبت های مختلف، مثلا نیمه ی شعبان، آخرین کتاب ها را مجانی برای شان بفرستند; زیرا، روحانی، در نقاط دور دست، از کجا بداند که چه کتاب هایی چاپ شده است . </p><p> باید محققان را شناسایی کنند . معنای سازمان، همین است . ممکن است محققی باشد که کسی هم او را نشناسد و تا کنون چهل یا پنجاه جلد کتاب خوب نوشته باشد . آقای قرشی در ارومیه، چهل و پنج جلد کتاب مفید نوشته است و ناشناخته هم هست! </p><p> باید بگوییم هر کس مقاله ی تحقیقی دارد، بفرستد و ما باید او را یاری کنیم و از او یاری بطلبیم . ما، در ستاد اقامه ی نماز، همین کار را کردیم . گفتیم، هر که شعر خوب دارد، بفرستد . بیش از هزار شعر خوب، جمع شد . دفتر و دستک هم نمی خواهد . اگر از مردم یاری بطلبیم، خودشان چیزهای خوبی می فرستند . </p><p> اعلام کردیم: «شیرین ترین نمازی که خوانده اید، کدام بوده است؟ آن را برای ما بنویسید» . چند گونی نامه آمد . در این نامه ها، نامه هایی بود که اگر همه ی مخ های صدا و سیما و حوزه و دانشگاه فکر کنند، چنین مطلبی نمی توانستند بنویسند . نامه ای از یک دختر یازده ساله است: </p><p> دختر یازده ساله ای هستم . با اتوبوس با پدر و مادرم مسافرت می کردم . روی پا ایستاده بودم . دیدم خورشید کم کم غروب می کند . گفتم: «بابا! نماز نخواندم .» . گفت: «باید بخوانی، اما الآن که در بیابان نمی شود نماز خواند .» . گفتم: «قضا نشده؟ من می توانم بخوانم .» گفت: «بنشین! حرف نزن! چهل تا مسافر به خاطر تو نمی ایستند! ماشین را که نگه نمی دارند!» . گفتم: «بابا! خواهش می کنم، شما با من مخالفت نکنید، من نماز می خوانم .» . قبول کرد . </p><p>یک شیشه آب آوردم . یک سطل زیر صندلی اتومبیل بود . شاگرد شوفر گفت: «دختر چه کار می کنی؟» . گفتم: «من می خواهم وضو بگیرم و مطمئن باش نمی گذارم آب توی اتوبوس بچکد .» . </p><p> راننده، از آینه نگاه کرد و گفت: «دختر چه می کنی؟» . گفتم: «آقا! وضو می گیرم و نمی گذارم آبش بچکد .» . گفت: «من، اصلا به احترام تو می ایستم .» . </p><p> راننده ایستاد . پیاده شدم رفتم پایین و نماز خواندم . بعضی از مسافران هم که نماز نخوانده بودند و شاید نمی خواندند، یکی یکی پایین آمدند و آن ها هم نماز خواندند . </p><p> این، شیرین ترین نمازی بود که خوانده ام . </p><p> این دختر با این کار، امام مردان و زنان سالخورده شد . قرآن هم همین را می خواهد بگوید: </p><p> «. . . واجعلنا للمتقین اماما . . .» ; <sup> (10) </sup></p><p> . . . و ما را برای پرهیزکاران، پیشوا گردان . . . . </p><p> ما، امام لازم داریم! لازم نیست که امام، حتما، رهبر انقلاب و . . . باشد . این نامه را برای مسئولان صدا و سیما خواندم و گفتم، اگر از مردم بخواهیم، برای مان این گونه کار کنند، چنین سناریوهایی به دست ما خواهد رسید . </p><p> ایجاد نمایش گاه هایی از کتاب های مفید نیز در این زمینه کار خوبی است . </p><p> می توانیم در نیمه ی شعبان هم اعزام یکی دو روزه از طلاب به سطح مناطق کشور داشته باشیم . این ها، کار سازمان تبلیغات است . </p><p> صدا و سیما را باید حوزه تغذیه کند . نیمه ی شعبان رابطه برقرار کند که «آقا! ما افراد مختلفی داریم که می توانند صحبت کنند .» . </p><p> از نقل مطالب سست جلوگیری شود . کتاب هایی چاپ می شود که باید از چاپ آن ها جلوگیری کرد . </p><p> اهدای جوایز به طلبه هایی که تلاش های برتری داشته اند، باید آنان را با مسائل و شبهات جدید، آشنا کرد . </p><p> برگزاری نشست ها و حتی همایش های جهانی و دعوت شخصیت های جهانی . </p><p> یک دوره ی تخصصی مهدویت باید گذاشته شود . البته، ما این کار را با استفاده از استادان خوب حوزه و دانشگاه کرده ایم . گوینده ای که می خواهد درباره ی امام زمان (عج) صحبت کند، خودش باید ده ها جلد کتاب در این زمینه دیده باشد و در جریان شبهات باشد . </p><p> امدادها و حمایت هایی که آقا از بزرگان کرده و . . . باید برای طلاب جوان گفته شود . همه ی طلبگی، نباید درس و کلاس و امتحان باشد! در اسکناس، یک نخ است که آن نخ به آن ارزش می دهد . آن نخ، فراموش نشود . </p><p> در حوزه ها، دعای ندبه را فراموش نکنیم . </p><p> گنجاندن سرفصل های مهدویت در رشته های تخصصی تبلیغ و تفسیر و . . . در هر رشته ی تخصصی، بخشی از مهدویت مطرح شود . </p><p> طلاب برای چراغانی، تشویق شوند . بعضی از طلاب، حاضرند صد تا مقاله بنویسند، ولی حاضر نیستند یک چراغانی کنند . طلبه، باید عاشورا سینه بزند! بلد باشد گوسفند بکشد! فقط اهل «صبحکم الله » و «مساکم الله » نباشد! این کارها را هم بکند . این، مسئله ی مهمی است . حضرت ابراهیم، تبر دست گرفت .<sup> (11) </sup>حضرت موسی، علی نبینا و آله و علیه السلام، یک سیلی زد و طرف مرد .<sup> (12) </sup> گاهی وقت ها باید یک رگی در طلبه ها باشد . </p><p> باید پایگاهی برای پاسخ گویی در قم باشد . با استفاده از اینترنت، و اینترانت، به سؤالات درباره ی امام زمان (عج) و همه ی شبهات پاسخ گفته شود . </p><p> این ها، چیزهایی بود که به عقل ناقص من می آمد تا ببینم به عقل کامل شما چه می آید . . . به هر حال، آرزو بر پیرها عیب نیست تا چه رسد به جوانان! ما، یکی یکی، این کارها را ان شاء الله دنبال می کنیم و هر کاری بتوانیم، برای آقا انجام می دهیم . امیدواریم کوتاهی ها را بر ما ببخشایند . </p><h3>سخن پایانی </h3><p> در حرم امام رضا علیه السلام شخصی از من پرسید: «آقای قرائتی! چند سال است طلبه ای؟» . گفتم: «من، از چهارده سالگی طلبه شدم . الآن خیلی سال است . گفت: «امیرالمؤمنین علیه السلام وقتی یاران اش را می دید، لذت می برد، آیا شما به گونه ای هستید که وقتی حضرت مهدی (عج) نگاه تان کند، لذت ببرد؟» . گفتم: «نه; من، چنین توقعی هم ندارم، اما همین که از ما غم زده نشود، کافی است .» . این حرف را زد و رفت، ولی مرا منقلب کرد که «آیا واقعا حضرت مرا دوست دارد یا نه؟» . </p><p> ما، از در خانه ی امام زمان (عج) دوری نکنیم . آیة الله وحید خراسانی، جمله ای گفت که من خیلی تکان خوردم . گفت: «اگر به یک سگ، چند تا استخوان چرب بدهی، هر چه هم سنگ به او بزنند، هیچ وقت از در خانه ی صاحب اش کنار نمی رود . ما که سهم آقا را خوردیم، نکند چند تا متلک بشنویم و از در خانه ی صاحب مان کنار رویم و امام زمان (عج) را رها کنیم! به لباس خودمان عشق بورزیم! به طلبگی مان افتخار کنیم!» . </p><p> مردم کره ی زمین، سه دسته اند: یا تولید می کنند یا توزیع یا مصرف . زنده باد طلبه که اگر مخ اش کار کند و قوی باشد، تولید علم می کند و اگر مخی نداشته باشد که فکر تولید کند، تولیدات دیگران را یاد می گیرد و توزیع می کند و اگر نه فکر داشت و نه بیان، باز یاد می گیرد و خودش عمل می کند . و خوش به حال کسی که هم مخ داشته باشد و هم زبان و هم عمل کند: </p><p> «عالم ینتفع بعلمه افضل من سبعین الف عابد; <sup> (13) </sup></p><p> عالمی که از علم اش استفاده می شود، بهتر از هفتاد هزار عبادت کننده است .» . </p><p>خدایا! ما را نسبت به امام زمان علیه السلام، وفادار قرار بده! ایمانی بده که هر حادثه ای پیش آمد، ما را از امام زمان علیه السلام دور نکند! </p><p> پی نوشت ها: </p><p> 1) صحیفه ی سجادیه، دعای 20، فراز 16 . </p><p> 2) بلدالامین، ج 1، ص 203; مفاتیح الجنان، اعمال شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان . </p><p> 3) فرقان (25) : 27: . . . ای کاش با رسول (خدا) راهی برگزیده بودم! </p><p> 4) حج (22) : 78 . </p><p> 5) بحارالانوار، ج 16، ص 95; شیخ صدوق، کمال الدین، ج 1، ص 261; ابن شهر آشوب، المناقب، ج 3، ص 105: من و علی، پدران این امت ایم . . . . </p><p> 6) سال 1380 ه . </p><p> 7) انفال (8) : 66 . </p><p> 8) شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، دعای ابوحمزه ی ثمالی; شیخ طوسی، مصباح المتهجد، ص 597، دعاء السحر فی شهر رمضان . </p><p> 9) نساء (4) : 86 . </p><p> 10) فرقان (25) : 74 . </p><p> 11) صافات (37) : 93 «فراغ علیهم ضربا بالیمین » ; سپس به سوی آنان رفت و ضربه ای محکم با دست راست بر پیکر آنان فرود آورد (و جز بت بزرگ، همه را در هم شکست .) </p><p> 12) قصص (28) : 15 «. . . فوکزه موسی فقضی علیه . . .» ; . . . موسی، مشت محکمی بر سینه ی او زد و کار او را ساخت (و بر زمین افتاد و مرد . . . .) </p><p> 13) محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج 1، ص 33 . </p></td></tr></tbody></table> text/html 2011-07-04T13:10:12+01:00 alaki007.mihanblog.com پایگاه شهید احمد طالبی احادیثی از قرآن درباره ی امام زمان(عج) http://alaki007.mihanblog.com/post/5 <p><font size="2">در قرآن آمده است : </font></p><p><font size="2">... یا لیتنی اتخذت مع الرسول سبیلا </font></p><p><font size="2">در این جا سبیلا به طور نكره آمده است ؛ مردم در روز قیامت هیچ چیز ندارند جز این كه </font></p><p><font size="2">می گویند ما اسم بچه مان حسن و حسین بود و همین نخ باریك این ها را نجات می دهد . این سبیلا یعنی یك راه بسیار مختصر ؛ مانند همین كه نام پسرش را مهدی می گذ ارد . </font></p><p><font size="2">نگویید نام برادر من مهدی است و برادر خانمم مهدی است بنابراین من نمی توانم نام پسرم را مهدی بگذارم . چطور اگر برادرتان تلفن و تلویزیون و فریزر داشته باشد ، نمی گویید دیگر من نداشته باشم ؟! چه اشكالی دارد كه در همه ی خانه ها فاطمه باشد ؛ مهدی باشد ؟! </font></p><p><font size="2">موقوفات برای امام حسین و حضرت ابوالفضل (ع) زیاد است ولی درباره ی قرآن و امام زمان (عج) زیاد نیست . برای كتاب هایی كه مربوط به امام زمان (عج) است ، كسی بانی شود ؛ مثلا چند هزار جلد كتاب بخرد و به افراد بدهد . یا این كه یك سری كتاب بخرند و ارزان تر بدهند . </font></p><p><font size="2">حدیث داریم كه اگر چیزی می خواهی برای بچه ات بخری ، شب جمعه بده كه او با كلمه ی جمعه و یاد امام زمان (عج) آشنا شود . </font></p><p><font size="2">حدیث تكان دهنده ای دیدم امام فرمودند : من روزی صد بار شما را دعا می كنم . خیلی </font></p><p><font size="2">بی انصافی است كه آقا روزی صد دفعه ما را دعا كند ، ولی ما یك اللهم كن لولیك هم نگوییم . </font></p><p><font size="2">معلم از دانش آموزان بخواهد یك انشاء برای آقا (عج) بنویسند . ما در ستاد اقامه ی نماز سه سال است این كار را می كنیم . امسال ششصد هزار انشاء نوشته بودند . </font></p><p><font size="2">هدیه ها و چشم روشنی ها ، كتاب های پیرامون امام زمان (عج) باشد . هدیه ی هر كس كتابی مطابق نیازش باشد . این ها نمونه ی كار هایی است كه مردم می توانند انجام دهند . </font></p><p><b><font size="2">وظایف عقیدتی ـ سیاسی نیرو های مسلح </font></b></p><p><font size="2">سردوشی ها در روز نیمه شعبان اعطا شود . نیمه شعبان ، نوع غذا و لباس های پادگان ها فرق كند و مناسب جشن باشد . كتاب های ساده ولی پر محتوایی در نیمه ی شعبان بین كادر ، كاركنان و سربازان به مسابقه گذاشته شود . در همه مراسم های صبحگاهی نام امام زمان (عج) برده شود . </font></p><p><font size="2">سربازان ، بسیجیان ، پاسداران و ... سربازان امام زمان اند&nbsp; . این مطلب به آنان گفته شود . این یك نوع تربیت است . قرآن می گوید : ( ... مله ابیكم ابراهیم ... ) ؛ پدر شما ابراهیم است . </font></p><p><font size="2">در حدیث نبوی آمده است : انا و علی ابوا هذه الامه ... من و علی پدران این امتیم . </font></p><p><font size="2">اگر من احساس كنم پدرم حضرت ابراهیم پیامبر(ع) است ، چه خواهد شد ؟ </font></p><p><font size="2">اگر انسان احساس كند سرباز امام زمان است ، چگونه خواهد بود ؟ این مسئله خودش یك تلقین است . باید به مناسبت های مختلف از مهدویت سخن گفت . </font></p><p><b><font size="2">وظایف مساجد و تكایا </font></b></p><p><font size="2">این چراغانی ها و جشن ها را باید به نسل نو منتقل كرد . این خیلی مهم است . همان گونه كه عاشورا دیگ های غذا بار می گذارند ، در نیمه ی شعبان نیز همه ی مردم اطعام شوند . در مساجد نیمه شعبان احیا گرفته شود . در حدیث آمده است ؛ كسی كه شب نیمه ی شعبان تا صبح نخوابد ، آن وقتی كه همه ی دل ها مرده است ، دل او زنده است . اگر همه یك سمت رفتند ، او به سمت دیگر می رود . در دانشگاه تهران ، این كار انجام شد . جمعیت زیادی می آیند . سخنرانی ، مقاله خوانی توسط دانشجویان و ... از برنامه های آنان است . </font></p><p><font size="2">از بچه ها بخواهیم كه هر كس یك مقاله ای خوب بیاورد و در مسجد بخواند . كمك به فقرا و سالمندان به مناسبت نیمه شعبان . حضرت امام ؛ در نوفل لوشاتو كه بودند روز تولد حضرت مسیح ( علی نبینا و آله و علیه السلام ) برای همه ی همسایه های مسیحی هدیه فرستادند . امام رضا (ع) عید غدیر برای دوستانش انگشتر می فرستادند . در حدیث آمده است : رسول خدا (ص) گاهی گوسفندی را ذبح می كردند و گوشتش را برای خانم هایی كه رفیق حضرت خدیجه (س) بودند می فرستادند . این بزرگداشت است . </font></p><p><b><font size="2">ایجاد غرفه های كتاب و نوار های مفید در این زمینه </font></b></p><p><font size="2">دعوت از افرادی كه به مسجد نمی آیند . نیمه شعبان وقت خوبی است كه آن ها را به طور خصوصی دعوت كنیم . ممكن است لباس مناسبی برای مسجد نداشته باشد یا خدای نكرده نماز بلد نباشد و بالاخره مشكلی داشته باشد ؛ ولی شیرینی خوردن و شعر گوش دادن كاری ندارد .</font></p><p><font size="2">&nbsp;این ها را خصوصی دعوت كنیم و می آیند كلاس هایی نیز در مساجد برگزار كنیم . </font></p><p><font size="2">نسل امروز حوصله ی مطالعه ندارد . باید مطلب را خلاصه و چكیده به او ارایه كرد . نسلی است كه ساندویچ می خورد ، چون حوصله ی پختن ندارد و اخیرا آب میوه می خورد ، چون </font></p><p><font size="2">حوصله ی جویدن هم ندارد . از اصول تبلیغ این است كه ببینیم شخص چه قدر حوصله دارد . قرآن می فرماید : </font></p><p><font size="2">( ... خفف الله عنكم و علم ان فیكم ضعفا ... ) </font></p><p><font size="2">... خداوند به شما تخفیف داد و دانست كه در شما ضعفی است ... . </font></p><p><font size="2">حالا كه شما ضعیف هستید ، خدا كوتاه می آید&nbsp; . كار هایی كه ما چاپ كردیم ساده اند . بخشی از كتاب خورشید مغرب نوشته ی استاد محمد رضا حكیمی است كه درباره ی تكلیف ما در عصر غیبت است كه یك میلیون نسخه از آن چاپ شده است . كار هایی هم در سطح آموزش و پرورش انجام می دهیم و به شبكه های صدا و سیما نامه فرستادیم كه اگر می خواهید نیمه ی شعبان را پوشش دهید ، ما مطالبی برایتان می فرستیم كه با هم فكری هم آن ها را كامل می كنیم و رائه می دهیم . </font></p><p><b><font size="2">وظایف واعظان و مداحان </font></b></p><p><font size="2">واعظان و مداحان باید در میان خودشان انتخابات راه بیاندازند و آن كسی كه در وعظ و خطابه از همه قویتر است انتخاب شود تا مسائل را مستدل و پخته مطرح كنند . سخن رانی های ما باید همین محتوا های قرآنی و حدیث باشد . دعا و حدیث بخوانیم ، دعا را ساده نگیرید . </font></p><p><font size="2">عوامل سقوط یك جامعه چیست ؟ اگر حوزه و دانشگاه تحقیق كنند ، عصاره ی همه ی رساله های علمی كه در مورد سقوط جامعه نوشته شده ، در صفحه ی آخر دعای ابوحمزه ی ثمالی است كه در مفاتیح الجنان آمده . امام سجاد (ع) می فرماید : خدایا پناه می برم به تو از عوامل سقوط و عوامل سقوط را این گونه می شمارد : </font></p><p><font size="2">اللهم انی اعوذ بك من الكسل و الفشل و الهم و الجبن و البخل و الغفله و القسوه و الذله و المسكنه و الفقر و الفاقه و كل بلیه ... ؛ </font></p><p><font size="2">خدایا ! من از تنبلی ، ناكامی ، اندوه ، ترس و بزدلی ، بخل ، غفلت ، سنگ دلی ، ذلت و خواری ، بینوایی ، فقر ، نیازمندی و هر مصیبتی به تو پناه می برم ... . </font></p><p><font size="2">عوامل سقوط یك جامعه : تن پروری ، جهل و بی سوادی ، تفرقه ، غفلت ، عیش ، فقر و ... است . </font></p><p><b><font size="2">وظایف نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه ها </font></b></p><p><font size="2">در كتاب معارف دانشگاه به مسئله ی حكومت جهانی آینده توجه شود . متاسفانه در مباحث معارف دانشگاه دو مورد دیده نمی شد : یكی بحث نماز و دیگری امام زمان (عج) ؛ نه عمود دین و نه قطب عالم هستی . اخیرا بخشی از كتب معارف دانشگاه را به بحث نماز و مسئله ی حكومت جهانی اختصاص داده اند . </font></p><p><font size="2">كتاب های مفید را با نرخ ارزان در اختیار دانشجویان بگذاریم . از دانشجویان خوش قلم تقاضا كنیم كه مسئله‌ی مهدویت را با استفاده از استعداد خود بیان كنند . </font></p><p><font size="2">در خوابگاه ها ، دعای ندبه و سخنرانی هایی درباره ی امام زمان (عج) انجام شود . بروشور های مفید در شمارگان بالا منتشر شود . اردو های زیارتی موضوع پایان نامه ها و پاسخ به سوالات در این زمینه باشد . جشن فارغ التحصیلان دانشگاه در نیمه شعبان برگزار شود . </font></p><p><font size="2">آشنا كردن دانشجویان با انواع كتاب هایی كه مربوط به امام زمان (عج) است در قالب نمایشگاه كتاب های مهدویت . ایجاد یا تقویت كانون های فرهنگی كه به اسم آقاست . </font></p><p><b><font size="2">وظایف اداره ی اوقاف </font></b></p><p><font size="2">هیئت امنا ها باید متشكل از اقشار مختلف باشند ؛ دانشگاهی ، نسل نو ، خانم ها و ... . </font></p><p><font size="2">این كاشی كاری ها كه به آن هنر معماری می گویند ، هیچ كس نمی تواند آن را بخواند . در كاشی كاری ها باید روایات مربوط به امام زمان (عج) با خط خوانا نوشته شود . </font></p><p><font size="2">در نیمه ی شعبان ، بخشی از امكانات و بودجه های اوقاف درباره ی امام زمان (عج) باشد . تابلو های جذابی در امامزاده ها می توان نوشت . مسجد جمكران باید سر و سامان بگیرد . جمكران مال خود امام (عج) است . در هفته صد ها هزار نفر به خاطر امام زمان (عج) به جمكران می آیند . نام گذاری مكان های مذهبی موقوفه به نام زمان (عج) . </font></p><p><b><font size="2">وظایف حوزه ، سازمان و دفتر تبلیغات اسلامی </font></b></p><p><font size="2">خرافه زدایی از مسئله ی مهدویت وظیفه ی حوزه است . امروزه بازار خرافه داغ شده است . هر طلبه سالی یك كتاب در مورد آقا مطالعه كند . كتاب های مناسبی در این زمینه نوشته شده است . </font></p><p><font size="2">بیشترین چراغانی ها باید در خانه ی علما باشد . ما با لباسی كه پوشیده ایم افتخار می كنیم كه سرباز امام زمان (عج) هستیم . چراغانی مدرسه ی فیضیه باید بیش از قصابی ها و نانوایی ها باشد ؛ چون ما منسوب به اما زمان (عج) هستیم . </font></p><p><font size="2">آشنایی با مؤسساتی كه مربوط به آقا هستند . مؤسساتی كه برای آقا تحقیق می كنند . انتقال تجربه خیلی مهم است . آشنایی با شبهات برای پاسخ گویی بدان ها امری بسیار ضروری است . </font></p><p><font size="2">مردم را دعوت كنیم كه برای امام زمان صدقه بدهند . ناخدای كشتی هستی امام زمان (عج) است . برای سلامتی امام زمان باید صدقه داد . آقا وقتی می بینید برای سلامتی اش صدقه می دهم ، در حق من دعا می كند ؛ چرا كه قرآن می فرماید : ( و اذا حییتم تبحیه فحیوا با حسن منها ) ؛ </font></p><p><font size="2">هر گاه به شما تحیت گویند ، پاسخ آن را بهتر از آن بدهید ... . </font></p><p><font size="2">اگر من برای آقا كاری كنم ، ایشان حتما به من لطفی می كند . </font></p><p><font size="2">سازمان و دفتر تبلیغات باید تهیه و توزیع مواد علمی ، كتاب و مجلات را انجام دهند ؛ بدین صورت كه آمار طلاب را داشته باشند و هر سال به مناسبت های مختلف ، مثلا نیمه ی شعبان ، آخرین كتاب ها را مجانی برایشان بفرستند ؛ زیرا روحانی در نقاط دور دست از كجا بداند كه چه كتاب هایی چاپ شده است . </font></p><p><font size="2">باید محققین را شناسایی كنند . معنای سازمان همین است . ممكن است محققی باشد كه كسی هم او را نشاسد و تاكنون چهل ـ پنجاه جلد كتاب خوب نوشته باشد . آقای قریشی در ارومیه 45 جلد كتاب مفید نوشته است و ناشناخته هم هست . </font></p><p><font size="2">باید بگوییم هر كس مقاله ی تحقیقی دارد ، بفرستد و ما باید او را یاری كنیم و از آنان یاری بطلبیم . ما در ستاد اقامه ی نماز همین كار را كردیم . گفتیم هر كه شعر خوب دارد بفرستد ؛ بیش از هزار شعر خوب جمع شد . دفتر و دستك هم نمی خواهد . اگر از مردم یاری بطلبیم خودشان چیز های خوبی می فرستند . </font></p><p><font size="2">اعلام كردیم ؛ شیرین ترین نمازی كه خوانده اید كدام بوده است و آن را برای ما بنویسید . چند گونی نامه آمد . در این نامه ها ، نامه هایی بود كه اگر همه ی مخ های صدا و سیما و حوزه و دانشگاه فكر كنند چنین مطلبی نمی توانستند بنویسند . </font></p><p><font size="2">نامه ای از یك دختر یازده ساله است ؛ دختر یازده ساله ای هستم . با اتوبوس با پدر و مادرم مسافرت می كردم . روی پا ایستاده بودم . دیدم خورشید كم كم غروب می كند . گفتم : بابا نماز نخواندم . گفت كه باید بخوانی اما الان كه توی بیابان نمی شود نماز خواند . گفت : بنشین ، حرف نزن ، چهل تا مسافر به خاطر تو نمی ایستند ؛ ماشین را كه نگه نمی دارند . گفتم : بابا خواهش می كنم شما با من مخالفت نكنید من نماز می خوانم . قبول كرد یك شیشه آب آوردم . یك سطل زیر صندلی اتومبیل بود . شاگرد شوفر گفت : دختر چه كار می كنی ؟ گفتم : من می خواهم وضو بگیرم و مطمئن باش نمی گذارم آب توی اتوبوس بچكد . </font></p><p><font size="2">راننده از آینه نگاه كرد و گفت : دختر چه می كنی ؟ گفتم : آقا وضو می گیرم و نمی گذارم آبش بچكد . گفت : من اصلا به احترام تو می ایستم . راننده ایستاد . پیاده شدم رفتم پایین و نماز خواندم . بعضی از مسافران كه نماز نخوانده بودند و شاید نمی خواندند یكی یكی پایین آمدند و آن ها هم نماز خواندند . این شیرین ترین نمازی بود كه خوانده ام . این دختر با این كار امام&nbsp; مردان و زنان سالخورده شد . قرآن هم همین را می خواهد بگوید&nbsp; : </font></p><p><font size="2">( ... وجعلنا للمتقین اماما ... )&nbsp; .... و ما را برای پرهیزكاران پیشوا گردان ... . </font></p><p><font size="2">ما امام لازم داریم . لازم نیست كه امام حتما رهبر انقلاب و ... باشد . </font></p><p><font size="2">ایجاد نمایشگاه هایی از كتاب های مفید نیز در این زمینه كار خوبی است . می توانیم در نیمه شعبان هم یك اعزام یكی ـ دو روزه از طلاب به سطح مناطق كشور داشته باشیم . این ها كار سازمان تبلیغات است . </font></p><p><font size="2">صدا و سیما را باید حوزه تغذیه كند . نیمه ی شعبان رابطه برقرار كند كه آقا ما افراد مختلفی داریم كه می توانند صحبت كنند . جلوگیری از نقل مطالب سست درباره امام زمان (عج) ؛ كتاب هایی چاپ می شود كه باید از چاپ آن ها جلوگیری كرد . اهدای جوایز برای كسانی كه تلاش های برتری داشته اند برای طلاب جوان و آشنایی و تربیت آن ها با مسائل و شبهات جدید . </font></p><p><font size="2">برگزاری نشست ها و حتی كنگره های جهانی و دعوت شخصیت های جهانی . امداد ها و حمایت هایی كه آقا از بزرگان كرده و ... باید برای طلاب جوان گفته شود . همه ی طلبگی نباید درس و كلاس و امتحان باشد . در اسكناس یك نخ است كه آن نخ به آن ارزش می دهد . آن نخ فراموش نشود . </font></p><p><font size="2">تشویق طلاب برای چراغانی ؛ بعضی طلاب حاضرند صد تا مقاله بنویسند ، ولی حاضر نیستند یك چراغانی كنند . طلبه باید عاشورا سینه بزند ، بلد باشد گوسفند بكشد ؛ این كار ها را هم بكند . این مسئله ی مهمی است . حضرت ابراهیم ( علی نبینا و آله و علیه السلام ) تبر دست گرفت . حضرت موسی یك سیلی زد و طرف مرد . گاهی وقت ها باید یك رگی در طلبه ها باشد&nbsp; . </font></p><p><b><font size="2">سخن پایانی </font></b></p><p><font size="2">&nbsp;در حرم امام رضا (ع) شخصی از من پرسید : آقای قرائتی چند سال است طلبه ای ؟ گفتم من از چهارده سالگی طلبه شدم . الان خیلی سال است . گفت : امیرالمؤمنین (ع) وقتی یارانش را می دید ، لذت می برد ، آیا شما به گونه ای هستید كه وقتی حضرت مهدی (عج) نگاهتان می كند ، لذت ببرد ؟ گفتم نه ؛ من چنین توقعی هم ندارم ؛ اما همین كه از ما غم زده نشود كافی است . این حرف را زد و رفت ولی مرا منقلب كرد كه واقعا حضرت مرا دوست دارد یا نه ؟ </font></p><p><font size="2">ما از در خانه ی امام زمان (عج) دوری نكنیم . آیت الله وحید خراسانی جمله ای گفت كه من خیلی تكان خوردم . گفت : اگر به یك سگ چند تا استخوان چرب بدهی ، هر چه هم سنگ به او بزنند ، هیچ وقت از در خانه ی صاحبش كنار نمی رود . ما كه سهم آقا را خوردیم ، نكند چند تا متلك بشنویم و از در خانه ی صاحب مان كنار رویم و امام زمان (عج) را رها كنیم . به لباس خودمان عشق بورزیم ؛ به طلبگی مان افتخار كنیم . </font></p><p><font size="2">مردم كره ی زمین سه دسته اند ؛ یا تولید می كنند یا توزیع یا مصرف . زنده باد طلبه كه اگر مخش كار كند و قوی باشد ، تولید علم می كند . اگر مخی نداشته باشد كه فكر تولید كند ، تولیدات دیگران را یاد می گیرد و توزیع می كند . اگر نه فكر داشت نه بیان باز یاد می گیرد و خودش عمل می كند و خوش به حال كسی كه هم مخ داشته باشد و هم زبان و هم عمل كند . </font></p><p><font size="2">عالم ینتفع بعلمع افضل من سبعین الف عابد ؛ عالمی كه از علمش استفاده می شود بهتر از هفتاد هزار عبادت كننده است . عالم با مخش تولید علم می كند ، با زبانش توزیع علم و با دست و پایش عمل می كند . </font></p><p><font size="2">خدایا ما را نسبت به امام زمان وفادار قرار بده ، ایمانی بده كه هر حادثه ای پیش آمد ما را از امام زمان دور نكند .</font> </p> text/html 2011-06-29T16:07:00+01:00 alaki007.mihanblog.com پایگاه شهید احمد طالبی احادیثی از امام رضا http://alaki007.mihanblog.com/post/3 الإمامُ الرِّضا علیه السلام : كانَ أمیرُ المؤمنینَ علیه السلام لایَنامُ ثلاثَ لیالٍ : لَیلةَ ثلاثٍ وعِشرِینَ مِن شَهرِ رَمَضانَ ، ولَیلةَ الفِطرِ ، ولَیلةَ النِّصفِ مِن شَعبانَ ، وفیها تُقسَمُ الأرزاقُ والآجالُ وما یَكونُ فی السَّنَةِ .<br><br>امام رضا علیه السلام : امیر المؤمنین علیه السلام سه شب را نمى خوابید : شب بیست و سوم ماه رمضان ، شب عید فطر و شب نیمه ماه شعبان ؛ در این شبها ، روزیها تقسیم و مدّت عمر و هر آنچه در آن سال رخ خواهد داد ، تعیین مى شود .<br><br>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; البحار :٩٧ / ٨٨ / ١٥<br><br>&nbsp;حضرت رضا (علیه السلام) فرمود : شب نیمه شعبان جمع زیادى از دوزخ آزاد گردند و گناهان بزرگ بخشوده شود ، در ان شب بذکر خدا و استغفار و دعا بپردازید که دعا در آن مستجابست .<br><br>به نقل از سایت شهید آوینی<br>................................................................................................................................<br>* حضرت محمد ص توصیه فرموده در شعبان کارهای خیر زیاد انجام دهیم و بدهى خود را به مردم ادا كنیم و در حد امکان قرآن (با ترجمه فارسی همراه درک) بخوانیم و شكر نعمت هاى خدا را بجا آوریم، بیمار و اقوام را عیادت كنیم به پدر و مادر بیشتر نیكى کنیم ( چه در قید حیات باشند و چه مرحوم شده باشند) و روزه واقعی بگیریم * استغفار از گناهان و جهل مان و توبه کنیم اَسْتَغْفِرُاللّهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاَّ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحیمُ، اَلْحَىُّ الْقَیُّومُ، وَ اَتـُوبُ اِلَیْهِ * صدقه و احسان و نیکی و خوشرویی کنیم * صلوات * لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ، وَ لانَعْبُدُ اِلاَّ اِیّاهُ، مُخْلِصینَ لَهُ الدّینَ، وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ معبودی جز خدا نیست، و نپرستیم جز او را، در حالی كه دین را برای او خالص كردیم، گرچه مشركان را خوش نیاید * خواندن ترجمه مناجات شعبانیّه که در خواست نیازهای ما زا خداست * و درخواست آمرزش گناهان * خداوند به احترام و عظمت ماه شعبان بنده هاى بسیارى را از آتش جهنّم آزاد مى گرداند<br><br>* پیامبران و امامان و اولیای الهی برای ما ، کاتالیزور و پل و سرمشقی هستند که ما را بیشتر و زودتر به بهشت سراسر شادی خدا ، نزدیکتر کنند و ما از خدا میخواهیم برای ما شفاعت کنند یا وجیه عند الله ، اشفعی لنا عند الله<br><br>* امام زمان عج کیستند ؟&nbsp;&nbsp;&nbsp; در نیمه شعبان&nbsp; و همیشه وقت انجام چه کارهایی بهتر است ؟<br><br>از جمله این امامان حضرت مهدی عج میباشند که در 15 شعبان 255 در سامرا در عراق کنونی متولد شده اند و نجات دهنده جهان از شر انسان های دوست شیطان و بدکاره میباشند و بهتر است در نیمه شعبان، با تشكیل برپایى سخنرانى ها و مطالعه کتب و مقالات مفید اینترنتی، درباره عظمت این روز و وجود مقدّس امام زمان(علیه السلام) و شرایط انتظار آن حضرت، و دعا براى تعجیل در ظهورش و دفع شبهات دشمنان و ناآگاهان، آن را گرامى بداریم و سعی کنیم عاشق علم و دانش و یاد گرفتن معلومات مفید کاربردی باشیم و همیشه حتی از دشمنمان اگر حرف خوبی میزند درس و مشق زندگی بگیریم و از کارهای بیهوده دوری و امساک کنیم * همیشه بدانیم چشم خدا ناظر اعمال ماست و سایه مرگ در انتظار پس تا میتوانیم خوبی کنیم به همه ، خدمت کنیم به پدر و مادر و خانواده ، شغلمان را کارهای تولیدی انتخاب کنیم و به دنبال شغل های آسان و واسطه گری و خدماتی و کارمندی نباشیم و پول حلال کسب کنیم ، از دوستانی که ما را یاد شیطان و شیاطین می اندازند دوری کنیم ، هدف و برنامه برای آینده درخشان داشته باشیم .... هرکس در کارها به خدا توکل کند و همت داشته باشد پیروز است<br><br>سلام بر نجات دهنده دنیای فانی از ظلم و ستم و جهل گناه کاران و احیا گر آئین و فرامین صحیح خدا<br><br>اسلام و خدا به ذات خود ندارد عیبی ، هر آنچه عیب و ایراد وجود دارد از مسلمانی ماست<br><br>*&nbsp; فضیلت شب نیمه شعبان چیست و بهترین کارها و اعمال شب تولد مولی مهدی چیست ؟&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; صفحه دو<br><br>از امام محمّد باقرع از فضیلت شب نیمه شعبان سؤال شد، فرمود: آن شب، بعد از شب قدر بافضیلت ترین شب هاى سال است. در این شب، خداوند به بندگانش فضل خود را عطا مى فرماید و به كرم خویش، آنان را مى آمرزد;در این شب، براى تقرّب به خداوند سعى و كوشش نمائید! زیرا این شب، شبى است كه خداوند به ذات مقدّس خود قسم یاد كرده است كه نیازمندى را دست خالى برنگرداند، مادامى كه معصیت و گناهى را نخواهد پس در دعا و ثناى الهى در این شب كوشش كنید<br><br>براى شب نیمه شعبان ؛ چند عمل مستحبی وجود دارد که هرکدام را توانستیم در حد امکان انجام دهیم<br><br>اوّل: غسل است كه طبق روایتى از امام صادق(علیه السلام) سبب تخفیف گناهان است.<br><br>دوم: احیا و شب زنده داری این شب از نصفه شب تا اذان صبح است، به نماز و دعا و استغفار. حضرت محمد ص میفرمایند«هنگامى كه شب نیمه شعبان فرا مى رسد آن را به عبادت به سر برید و روزش را روزه بدارید، زیرا از اوّل تا آخر این شب، از جانب خداوند ندا مى آید: آیا استغفار كننده اى هست كه از گناهان خویش آمرزش طلبد، تا گناهان او را بیامرزم؟ آیا كسى هست كه طلب روزى كند و من روزى او را وسعت بخشم؟»<br><br>* هر كس این شب را احیا بدارد، در آن روز كه قلبها مى میرد، قلبش نخواهد مرد ؟!<br><br>حضرت جبرئیل از طرف خدا به رسول خدا ص فرمود: هر كس این شب را به تسبیح و تكبیر و دعا و نماز و استغفار و... احیا بدارد، خداوند گناهانش را مى آمرزد، و جایگاه و منزل او بهشت خواهد بود... این شب را احیا بدار، و به امّتت فرمان ده آن را احیا دارند. محروم واقعى كسى است كه از خیر و بركت این شب محروم باشد!<br><br>سوم: زیارت امام حسین ع در این شب از افضل اعمال و باعث آمرزش گناهان است ، امام صادق ع میفرمایند: هر كس دوست دارد یكصد و بیست و چهار هزار پیامبر با او مصافحه كند، در نیمه شعبان، حسین ع را زیارت كند; زیرا ارواح پیامبران در این شب به اذن خداوند به زیارت آن حضرت مى روند! و حدّاقلّ زیارت آن حضرت آن است كه انسان آن شب، بر روى بام خانه و یا فضاى باز دیگرى برود و به سمت راست و چپ آسمان نگاه كند، آنگاه به بالاى سر نظر افكند و با انگشت به سمت راستِ قبله اشاره كند و بگوید:<br><br>اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا أبا عَبْدِ اللّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَابْنَ رَسُولِ اللّهِ، اَلسَّلامُ عَلَیْكَ وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَ بَرَكاتُهُ * مهدی عج طاووس اهل بهشت است<br><br>چهارم: خواندن ترجمه فارسی همراه با تدبر زیارت مخصوص آقا امام زمان عج از مفاتیح که خلاصه ای از آن نقل میشود<br><br>خدایا به حق این شبى كه ما در آنیم و به حق آن كس كه در آن به دنیا آمده و ما را به روزگار او و زمان ظهور و قیامش برسان و از جمله یارانش قرارمان ده و نام ما را در زمره یاران و مخصوصانش ثبت فرما و ما را در دولتش شادكام و متنعم و به هم نشینیش بهره مند و به گرفتن حقش پا بر جا بدار و از بدیها بر كنارمان كن اى مهربانترین مهربانان و ستایش خاص خدا پروردگار جهانیان است و از رحمت خود دور ساز تمام ستمكاران را و میان ما و ایشان داورى كن اى محكمترین حكم كنندگان<br><br>السلام علیک یاابا صالح المهدی اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً<br><br>«و هر آینه نوشتیم در زبور پس از ذكر كه :همانا زمین را بندگان شایسته من به ارث میبرند»سوره انبیاآیه 105<br><br>امام زمان عج میفرمایند: کیفیت نفع بردن مردم از وجود من در زمان غیبت همانند انتفاع آنان از خورشید است هنگامی که ابرهای تیره آن را بپوشاند&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; صفحه 3<br><br>پنجم: خواندن همراه با تدبر ترجمه دعای حضرت صادق ع در شب نیمه شعبان : که خلاصه ای از آن نقل میشود<br><br>اَللّـهُمَّ اَنْتَ الْحَىُّ الْقَیُّومُ، اَلْعَلِىُّ الْعَظیمُ، اَلْخالِقُ الرّازِقُ، اَلْمُحْیِى الْمُمیتُ، اَلْبَدىءُ الْبَدیعُ، لَكَ الْجَلالُ وَلَكَ الْفَضْلُ، وَلَكَ الْحَمْدُ وَلَكَ الْمَنُّ، وَلَكَ الْجُودُ وَلَكَ الْكَرَمُ، وَلَكَ الاَْمْرُ وَلَكَ الْمَجْدُ وَلَكَ الْشُّكْرُ، وَحْدَكَ لا شَریكَ لَكَ، یا واحِدُ یا اَحَدُ، یا صَمَدُ یا مَنْ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ، وَلَمْ یَكُنْ لَهُ كُفُواً اَحَدٌ، صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، وَاْغفِرْ لى وَارْحَمْنى، وَاكْفِنى ما اَهَمَّنى، وَاقْضِ دَیْنى، وَوَسِّعْ عَلَىَّ فى رِزْقى، فَاِنَّكَ فى هذِهِ اللَّیْلَةِ كُلَّ اَمْر حَكیم تَفْرُقُ، وَمَنْ تَشآءُ مِنْ خَلْقِكَ تَرْزُقُ، فَارْزُقْنى وَاَنْتَ خَیْرُ الرّازِقینَ، فَاِنَّكَ قُلْتَ وَ اَنْتَ خَیْرُ الْقآئِلینَ النّاطِقینَ: وَاسْئَلُوا اللهَ مِنْ فَضْلِهِ. فَمِنْ فَضْلِكَ اَسْئَلُ، وَ اِیّاكَ قَصَدْتُ، وَ ابْنَ نَبِیِّكَ اعْتَمَدْتُ، وَ لَكَ رَجَوْتُ، فَارْحَمْنى یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ<br><br>خدایا تویى زنده پاینده والاى بزرگ آفریننده و روزى دهنده زنده كننده و میراننده آغاز كننده و پدید آرنده، براى توست بزرگى و از آن توست فضیلت و ستایش و از آن تو است نعمت و جود و خاص توست بزرگوارى از توست فرمان و شوكت و خاص تو است * سپاسگزارى كه یگانه اى و شریكى برایت نیست اى یگانه اى یكتا اى بى نیاز اى كه فرزندى ندارد و فرزند كسى نباشد ونیست برایش همتایى هیچ كس *درود فرست بر محمّد و آل محمّدو بیامرز مرا و به من رحم كن و كفایت كن از من آنچه فكر مرا به خود مشغول كرده و قرضم را ادا كن و در روزیم گشایش ده زیرا كه تو در این شب هر كار محكمى را از هم جدا كنى و هر یك از مخلوقات خود را بخواهى روزى دهى پس روزیم ده كه تو بهترین روزى دهندگانى زیرا تو خود گفتى و تو بهترین گویندگان و ناطقان هستى كه فرمودى «از خدا بخواهید از فضل او» پس من از فضل تو مى خواهم و تو را قصد كردم و به فرزند پیمبرت اعتماد كردم و از توامیدوارم پس به من رحمت كن اى مهربانترین مهربانان<br><br>ششم: خواندن همراه تدبر ترجمه دعای حضرت رسول (صلى الله علیه وآله) در تمام اوقات و شب نیمه شعبان:<br><br>خدایا بهره ما كن از ترس خود بدان اندازه كه حائل شود میان ما و نافرمانیت و از اطاعت خویش بدان مقدار كه ما را به خشنودى و رضوان تو برساند و از یقین بدان حد كه بوسیله آن ناگواریهاى دنیا بر ما آسان گردد خدایا ما را به گوشهایمان و دیده هامان و نیرویمان تا زنده ایم بهره مند ساز و آن را وارث ما گردان و خون ما را به گردن كسى انداز كه بر ما ستم كرده و یارى ده ما را بر كسى كه با ما دشمنى كند و مصیبت ما را در دینمان قرار مده و دنیارا بزرگترین اندوه ما قرار مده و نیز آخرین حد دانش ما قرارش مده و مسلّط مكن بر ما كسى را كه بر ما رحم نكند به رحمتت اى مهربانترین مهربانان<br><br>هفتم: خواندن ترجمه فارسی صلوات هر روز ماه شعبان از مفاتیح كه در وقت ظهر خوانده مى شود<br><br>هشتم: خواندن ترجمه و تدبیر زیاد دعاى كمیل&nbsp;&nbsp; كه حضرت على ع در شب نیمه شعبان آن را به كمیل تعلیم داد<br><br>نهم: امام باقر العلوم ع میفرمایند: صد مرتبه بگو: سبحان اللّه و صد مرتبه بگوالحمد للّه و صد مرتبه بگو: اللّه اكبر و صد مرتبه بگو: لا إلهَ إلاَّ اللّهُ&nbsp; و هركس چنین كند، خداوند گناهان گذشته او را بیامرزد وحاجت هاى دنیوى و اخروى او را برآورده سازد<br><br>* بهترین دعا، در شب نیمه شعبان چیست ؟<br><br>دهم: امام صادق ع فرمود: وقتى كه نماز عشا را بجا آوردى، دو ركعت نماز بگزار و در ركعت اوّل سوره «حمد» و سوره «قل یا ایّها الكافرون»و در ركعت دوم، سوره «حمد» و سوره «توحید» را بخوان; پس از نماز، سى و سه مرتبه بگو: سبحان اللّه سى و سه مرتبه الحمد للّه و سى و چهار مرتبه اللّه اكبر. آنگاه بگو:<br><br>اى كه به سوى اوست پناه بندگان در كارهاى اندوه خیز و به سوى او پناه برند خلایق در پیش آمدهاى ناگوار * اى داناى آشكار و نهان و اى كه بر او پنهان نماند اندیشه هایى كه در دلها افتد و تصرف كردن آن خاطرات اى پروردگار خلایق و آفریدگان اى كه ملكوت زمینها و آسمانها بدست اوست تویى خدایى كه معبودى جز تو نیست بسویت توسل جویم به كلمه «لا اله الا انت» پس اى خدایى كه معبودى جز تو نیست بگردان مرا در این شب از كسانى كه بسویش نگریسته و مورد رحم خویش قرارش داده و دعایش شنیده و اجابت كرده و پشیمانیش را دانسته پس او را پذیرفته اى و از خطاهاى گذشته اش و گناه بزرگش در گذشته اى پس من از گناهانم به تو پناهنده شده و به تو ملتجى گشته ام در این كه عیوبم را بپوشانى خدایا پس جود كن بر من به كرم خودو فضلت و بریز<br><br>خطاهاى مرا به بردبارى و گذشت خویش و فراگیر مرا در این شب به فراوان كرمت و بگردان مرا در این شب از آن دوستانت كه آنان را براى طاعت خویش برگزیده و براى پرستشت انتخاب فرمودى و ایشان را جزء خاصان درگاه و برگزیدگانت قراردادى خدایابدار مرا از آن كسانى كه كوششش به جایى رسیده و از نیكیها بهره فراوان نصیبش گشته و بگردانم از آنان كه تندرست شده و متنعم و رستگار و بهره مند گشته و كفایت كن مرا از شر آنچه كرده ام و نگاهم دار از افزودن در نافرمانیت و دوست گردان نزد من فرمانبرداریت را و آنچه مرا به تو نزدیك و مقرّب درگاهت گرداندآقاى من به سوى تو پناه آرد شخص گریز پاى و از تو عاجزانه طلب كند جوینده و بر كرم تو تكیه كند شخص عذرخواه و توبه كننده ادب كردى بندگانت را به كرمورزى به آنها و تو كریمترین كریمانى و تو خود به بندگانت دستور گذشت دادى و خود آمرزنده و مهربانى خدایا پس مرا از آنچه از كرمت امید دارم محرومم مكن و از نعمت هاى ریزانت مأیوسم مدار و از بهره هاى فراوانت كه در این شب براى فرمانبردارانت مقرّر داشته اى بى بهره ام مساز و مرا در پناهگاه محكمى از آزار مخلوقات شرورت قرار ده پروردگارا اگر من چنین شایستگى ندارم ولى تو شایسته كرم و گذشت و آمرزشى و فرو ریز بر من بدانچه تو شایسته آنى نه بدانچه من سزاوار آنم زیرا براستى گمان من نیك است و امیدم درباره تو محكم شده و جانم به سر رشته كرم تو آویخته است پس تویى مهربانترین مهربانان و كریمترین كریمان خدایا مرا مخصوص بدار از كرم خویش به بهره هاى فراوان و تقسیمهاى شایانت و از كیفر تو به عفوت پناه مى برم و بیامرز برایم آن گناهى را كه عادت بد (مانند دروغ) را بر من حبس كند و روزى را بر من تنگ سازد تا من به خشنودى شایسته تو اقدام كنم و به عطاى فراوانت متنعم گردم و به نعمتهاى بسیارت خوشبخت شوم زیرا من به آستان تو پناه آوردم و به كرم تو آویختم و به گذشت تو پناه جستم از ترس كیفرت و به بردباریت پناه جستم از خشمت پس به من عطا كن آنچه را از توخواستم و به من برسان آنچه رااز توخواهش كردم تورا به خودت سوگند دهم چون چیزى ازتو بزرگتر نیست<br><br>سپس به سجده مى روى و بیست مرتبه مى گویى: یا رَبِّ و هفت مرتبه یا اَللهُ و هفت مرتبه لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاَّ بِاللهِ و ده مرتبه: ما شآءَ اللهُ و ده مرتبه لا قُوّةَ اِلاَّ بِاللهِ. آنگاه صلوات مى فرستى بر پیغمبر و آل او ع و از خدا حاجت خود را مى طلبى * به خدا سوگند! اگر كسى با انجام این عمل، از خدا حاجت بطلبد، هرچند بسیار فراوان باشد خداوند آنرابه كرم وفضل گسترده اش برآورده میسازد<br><br>یازدهم: خواندن دعای هنگام شفع صبح : خدایا خواهندگان در این شب به درگاه تو آمدند و قاصدان تو را مقصد خویش قرار دادند و خواهشمندان فضل و نیكى تو را آرزو كردند و تو دراین شب بخششها و جوایز و عطاهایى و بهره هایى دارى كه به هر یك از بندگانت بخواهى عطا خواهى كرد و از آن كس كه عنایت تو نسبت به او سبقت نگرفته است آن را باز دارى و من اینك آن بنده كوچك و نیازمند درگاه تو و آرزومند فضل و نیكى تو هستم پس اى مولاى من اگر بنا دارى در این شب بر كسى از خلق خویش تفضلى فرمایى و جایزه اى از روى مهر و عطوفت به او بدهى پس درود فرست بر محمّد و آل محمّد آن پاكان پاكیزه برگزیده برترو از نعمت و نیكى خویش بر من نیز لطف فرما اى پروردگار جهانیان و درود خدا بر محمّد خاتم پیمبران و بر آل پاكش و تحیت فراوان كه همانا خداوند ستوده و بزرگوار است خدایا من تو را مى خوانم چنانچه دستور فرمودى پس دعایم را مستجاب كن چنانكه وعده فرمودى كه براستى تو خلف وعده نمیكنى<br><br>دوازدهم: خواندن نماز شب ( فقط نماز شفع و وتر کفایت میکند 3رکعت ) که حضرت محمد ص فرموده دو رکعت نمازی که در دل شب با درک خوانده شود از دنیا و هرآنچه در آنست بالاتر است و خواندن ترجمه فارسی زیارت مخصوص شب نیمه شعبان از مفاتیح<br><br>* حضرت محمد ص در شب نیمه شعبان چه کارهایی انجام میدادند؟؟؟<br><br>سیزدهم: به سجده میرفتند و میفرمودند : به خاك افتاد براى تو سراپایم و اندیشه ام و ایمان آورد به تو دلم، این است هر دو دستم و آنچه جنایتى كه بر خویش كردم اى بزرگى كه در هر كار بزرگى امید به اوست بیامرز گناه بزرگم را كه نیامرزد گناه بزرگ را جز پروردگار بزرگ&nbsp;&nbsp; * آنگاه سر خود را بلند مینموده و میفرمودند: پناه برم به نور ذات تو كه روشن شد بدو آسمانها و زمینها و برچیده شد بدو تاریكیها و اصلاح شد بدو كار اوّلین و آخرین از ناگهانى رسیدن عذابت و از پا برجا شدن تندرستى تو و از زائل شدن نعمتت خدایا روزیم گردان دلى پاك و پاكیزه و مبراى از شرك كه نه كافر باشد و نه اهل شقاوت آنگاه دو طرف روى خود را به خاك گذاشت و فرمودند: مالیدم به خاك رویم را و بر من سزاست كه برایت سجده كنم&nbsp;&nbsp; و در عضمت نیمه شعبان میفرمودند: روزى ها در آن تقسیم مى شود و اجل ها نوشته مى شود و حاجیان نامشان امشب معیّن مى گردد و خداوند افراد فراوانى را مى آمرزد و فرشتگان خود را از آسمان به سوى مكّه مى فرستد!<br><br>14: نماز جعفر طیار 15: خواندن نماز مستحبی 16: خدایا من به درگاهت نیازمندم و ازعذاب و شكنجه ات ترسان و پناه خواهم خدایا نامم را (از زمره موحدان) عوض مكن و جسمم را دگرگون مكن و آزمایشم را سخت مكن و دشمن شادم مفرما پناه مى برم به عفوت از كیفرت و پناه مى برم به رحمتت از عذابت و پناه مى برم به خشنودیت ازخشمت و پناه مى برم به خودت از خودت مدح تو والاست و تو چنانى كه خود ثناى خود كرده اىو بالاتر از آنى كه مردم گویند<br><br>برگزیده توسط دعاگو و کوچک شما هادی ق من الله توفیق<br>...............................................................................................................................<br><br>